سه موزه مهم تهران قربانی اختلافات اداری اند

به گزارش خبرگزاری رکنا، موزه‌ها در دنیای امروز دیگر صرفاً ساختمان‌هایی برای نگهداری اشیای تاریخی و نمایش آثار گذشتگان نیستند. آن‌ها بخشی از زیرساخت قدرت فرهنگی کشورها محسوب می‌شوند؛ نهادی که می‌تواند از طریق پژوهش، نمایشگاه‌های تخصصی، انتشار آثار علمی، برگزاری رویدادهای بین‌المللی و معرفی میراث تاریخی، روایت یک ملت از هویت و تمدن خود را در سطح جهانی تثبیت کند.

موزه فرش ایران، موزه رضا عباسی و موزه آبگینه و سفالینه ایران سه مجموعه‌ای هستند که هرکدام در حوزه تخصصی خود جایگاهی فراتر از یک موزه استانی دارند. این مجموعه‌ها به واسطه آثار، موضوع فعالیت و ظرفیت پژوهشی و فرهنگی‌شان می‌توانند نماینده بخشی از هنر و تمدن ایران در سطح بین‌المللی باشند.

با این حال، از اوایل دهه 1390 مدیریت این سه موزه از ساختار ستادی وزارت میراث فرهنگی به اداره کل میراث فرهنگی استان تهران منتقل شد؛ تغییری ساختاری که به اعتقاد منتقدان آن، به‌تدریج زمینه‌ساز کاهش توجه مدیریتی، محدودشدن اعتبارات و تضعیف ظرفیت‌های تخصصی این مجموعه‌ها شده است.

حالا پس از گذشت بیش از یک دهه، اسناد مربوط به بررسی مجدد ساختار مدیریتی این موزه‌ها نشان می‌دهد که موضوع بازگشت مدیریت آن‌ها به ستاد مرکزی وزارتخانه بار دیگر مطرح شده است؛ اما نتیجه این بررسی‌ها نیز به‌جای آنکه به یک تصمیم اجرایی منجر شود، پرسش‌های تازه‌ای درباره موانع اصلاح ساختار مدیریتی موزه‌های کشور ایجاد کرده است.

باکو چگونه از فرش، ابزار قدرت فرهنگی می‌سازد؟

یکی از مهم‌ترین ابعاد این موضوع را باید در تحولات فرهنگی جمهوری آذربایجان جست‌وجو کرد؛ کشوری که طی سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری قابل توجهی بر معرفی هنر فرش و تثبیت جایگاه خود در این حوزه انجام داده است.

موزه ملی فرش آذربایجان در سال 1967 تأسیس شد؛ اما نقطه عطف فعالیت این مجموعه، انتقال آن به ساختمان جدید در باکو در سال 2014 بود. در طراحی مجموعه، بخش‌های علمی، پژوهشی، کتابخانه، مخازن تخصصی، آزمایشگاه، مرمت و حفاظت آثار و فضاهای نمایشگاهی در نظر گرفته شده است.

در اینجا باید به یک نکته مهم‌تر نیز توجه کرد؛ رقابت فرهنگی بر سر فرش، صرفاً رقابت بر سر مالکیت چند تخته قالی یا برگزاری نمایشگاه نیست؛ بلکه رقابت بر سر معرفی مکاتب، خاستگاه‌ها، نقوش، شیوه‌های بافت، هنرمندان و تاریخ شکل‌گیری این هنر است.

هر کشوری که بتواند پژوهش بیشتری انجام دهد، اسناد دقیق‌تری منتشر کند، نمایشگاه‌های مؤثرتری برگزار کند و در موزه‌های معتبر جهان حضور فعال‌تری داشته باشد، در شکل‌دادن به روایت بین‌المللی این هنر نیز دست بالاتری خواهد داشت.

اسناد چه می‌گویند؟

بر اساس نامه‌ای که مدیرکل موزه‌های وزارت میراث فرهنگی به مشاور وزیر و مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و بودجه ارسال کرده، موضوع واگذاری مدیریت سه موزه فرش ایران، رضا عباسی و آبگینه و سفالینه ایران به ستاد مرکزی وزارتخانه در چهارمین نشست شورای راهبردی موزه‌های کشور مطرح شده است.

این نشست در تاریخ 12 آذر 1404 با حضور وزیر و معاون میراث فرهنگی و اعضای شورای راهبردی موزه‌های کشور برگزار شده و صورت‌جلسه آن در تاریخ 26 آذر 1404 تنظیم و ارسال شده است.

استدلال موافقان؛ موزه‌های ملی را نمی‌توان با مقیاس استانی اداره کرد

در بخش موافقان انتقال مدیریت سه موزه به ستاد مرکزی وزارتخانه، چند محور اساسی مطرح شده است؛ نخست اینکه این موزه‌ها به دلیل مقیاس ملی و محتوای فرهنگی خود، محدوده و مأموریتی فراتر از استان تهران دارند و در واقع نماینده بخشی از فرهنگ و تمدن ایران هستند.

در این صورت‌جلسه همچنین بر ضرورت ایجاد مدیریت مستقل با ردیف اعتباری مستقل برای تأمین منابع مالی و تعریف سازوکار مشخص برای اداره این مجموعه‌ها تأکید شده است. یکی دیگر از استدلال‌های مطرح‌شده، نبود توان فنی و کارشناسی کافی در اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان تهران برای نظارت و راهبری تخصصی این موزه‌هاست.

نتیجه جلسه چه شد؟ پیشنهاد انتقال از دستور کار خارج شد!

اما بخش قابل تأمل صورت‌جلسه، نتیجه نهایی بررسی‌هاست. در قسمت جمع‌بندی دیدگاه‌ها و مصوبات، آمده است که با توجه به ارائه نشدن دلایل و مستندات کافی و لازم در این خصوص و با استماع نظرات مخالفان انتقال، موضوع واگذاری مدیریت موزه‌های فرش ایران، رضا عباسی و آبگینه و سفالینه به ستاد مرکزی وزارتخانه، به دلیل مغایرت با قوانین و دستورالعمل‌های ابلاغی، کان‌لم‌یکن تلقی شده و از دستور کار خارج شده است.

به این ترتیب، پیشنهادی که با هدف ارتقای جایگاه ملی این موزه‌ها و ایجاد ساختار مستقل مدیریتی و اعتباری مطرح شده بود، در همان مرحله بررسی متوقف ماند. این نتیجه البته به معنای آن نیست که مشکلات مطرح‌شده درباره وضعیت موزه‌ها حل شده یا ساختار فعلی از نظر کارشناسی بهترین ساختار ممکن تشخیص داده شده است؛ بلکه صرفاً نشان می‌دهد پیشنهاد مشخص انتقال مدیریت در آن جلسه به مرحله اجرا نرسیده است.

مسئله فقط سه ساختمان نیست؛ مسئله جایگاه میراث فرهنگی ایران است

در نهایت، آنچه در پرونده سه موزه فرش ایران، رضا عباسی و آبگینه و سفالینه اهمیت دارد، صرفاً بازگشت یا عدم بازگشت چند واحد اداری به ستاد مرکزی وزارت میراث فرهنگی نیست. موضوع اصلی این است که کشور تا چه اندازه برای معرفی و صیانت از میراث فرهنگی خود برنامه دارد و آیا ساختار اداری موجود با مأموریت‌های فرهنگی امروز ایران تناسب دارد یا خیر.

موزه فرش ایران می‌تواند مرجع علمی و فرهنگی معرفی مکاتب فرش‌بافی کشور باشد؛ موزه رضا عباسی می‌تواند روایتگر پیوستگی تاریخی و هنری ایران از دوران باستان تا دوره اسلامی باشد و موزه آبگینه و سفالینه نیز می‌تواند جایگاه ایران را در تاریخ هنر شیشه و سفال به مخاطبان داخلی و خارجی معرفی کند.

اما تحقق چنین مأموریتی نیازمند چیزی فراتر از نگهداری ساختمان و بازگشایی تالارهای نمایش است؛ این مجموعه‌ها به مدیریت تخصصی، برنامه‌ریزی بلندمدت، اعتبار متناسب، نیروی انسانی متخصص و ارتباطات علمی و بین‌المللی نیاز دارند. موزه‌ها فقط محل نگهداری گذشته نیستند؛ آن‌ها ابزار ساختن روایت آینده یک ملت‌اند./ فارس

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1263395
  • فیلم / صحبت‌های زاکانی در مورد هویدا