در جستوجوی حیات و سرزندگی شهری
اجتماعی رکنا:ترانه یلدا، معمار و شهرساز، با اشاره به نقش فضاهای باز شهری در شکلگیری تعاملات اجتماعی، بر ضرورت طراحی مناسب میادین، پیادهراهها و پلازاها و فراهمکردن امکان حضور و گردهمایی آزادانه مردم تأکید کرد و تجربه حضور خانوادهها و جوانان در پارکها را نمونهای از ظرفیت این فضاها برای افزایش نشاط و صمیمیت شهری دانست.
به گزارش رکنا ، طراحی شهری مناسب میادین، پیادهروها و پیادهراهها یا پلازاهایی مانند پیشخوان باغ فردوس برای مکث مردم توسط شهرداریها و نیز آزاد گذاشتن عموم برای جمع شدن در این فضاهای باز شهری آنطور که خودشان میخواهند...، به مهر و صفای محیط خواهد افزود.
ترانه یلدا- همیشه فیلم پیادهروهای خیابانهای شلوغ در مرکز شهرهای دور دنیا را که میبینم، کلی حسرت میخورم که چرا ما نداریم؟ اما بعد وقتی جمعه شب با خانواده کوچکم میرویم در پارکی پیکنیک کنیم و میبینم چهار جوان کم سن و سال دارند موسیقی مینوازند و پشت بلندگو میخوانند و مردم به شادی دورشان جمع شدهاند و بچههای دبستانی قشنگ میرقصند، فکر میکنم ما هم داریم و ما هم بلدیم... و باید خیابانهایمان را هم از آنِ خود بدانیم... و دلم کمی آرام میگیرد. این روزها در فضای مجازی با دوستان در تب و تاب بحثهای مربوط به فضاهای عمومی شهری و چگونه آوردن سرزندگی و نشاط به آنها بودهایم. از میدان هفتتیر تا هفتحوض، از مجیدیه تا نازیآباد و از لالهزار تا تجریش و بازارچه بالای پارک لاله و... تئوری هم گفتند دوستان. اینکه فضاهای شهری باید خصلت «فضای عمومی» پیدا کنند و برای آن طراحی بشود. خود این فضاها هم باید «حوزه عمومی» باشند، یعنی اجازه استفاده از فضا به عنوان فضای عمومی برای همه شهروندان وجود داشته باشد. به فکر نوروزگاههای چند سال پیش و کنسرتهای دوستان شهرداری منطقه 12 در سالهای آخر قرن گذشته میافتادم که در خرابههای برازجان و میدان مشق در میانه سنگفرش و درختان با صفای وزارت امور خارجه چه دلچسب بود و هزاران نفر شهروند تهرانی را به رایگان دور هم جمع میکرد و با خود میگفتم این قرن دیگر حتما با گشایشهایی همراه خواهد بود. در بسیاری شهرهای دنیا از چین و هند تا اروپا و امریکای جنوبی حیات شهری با برنامه یا به صورت خودانگیخته کنار خیابان خودنمایی میکند. در همین پارک شهر زیبای شمال سنگلج- که وقتی از خیابان پا به درونش میگذاری درجه حرارت ناگهان 5 درجه کمتر میشود- نوجوانان پسر با موزیک رپ با صدای بلند در کنار هم خوشند. خانوادهها هم مادربزرگها را وسط زیرانداز مینشانند و چای دستشان میدهند. آنها هم آوازکی میخوانند و به اعتراض من در مورد آتش منقل کباب میخندند و چای تعارف میکنند. حیف که این سرخوشی در پارکها و خیابانها ادامه پیدا نمیکند... و مردم کمتر در پیادهروها احساس امنیت میکنند... شاید به خاطر موتوریهای خلافکار. البته در نقاط نادری مانند لالهزار یا پل تجریش هم گاهی صدای ویولن و آکاردئون برپاست.
واضح است که طراحی شهری مناسب میادین، پیادهروها و پیادهراهها یا پلازاهایی مانند پیشخوان باغ فردوس برای مکث مردم توسط شهرداریها و نیز آزاد گذاشتن عموم برای جمع شدن در این فضاهای باز شهری آنطور که خودشان میخواهند...، به مهر و صفای محیط خواهد افزود. حسین صمدیان، معمار در این باره نوشت: «مثلا در شهر اصفهان، محله جلفا، خیابان کلیسای وانک و کوچههای منشعب از آن، متاثر از یک طرح و فضای برنامهریزی شده عمومی در شهر با کارکرد حتی فرامنطقهای است که خصوصیات یک فضای عمومی موفق و کاربردی را داراست. شکل و شمایل آن خیابان و کوچههای اطراف با بقیه جاها اندکی متفاوت است. برای کف معبر از سنگفرشی استفاده شده که پیاده و سواره لذت میبرند و از روی آن رد میشوند و در عین حال هر دو متوجه تفاوت آن معبر با یک معبر معمولی شهری میشوند و به جزییات فضا بیشتر دقت میکنند. تابلوهای راهنما بهطور مناسبی در معرض دید قرار دارند، فضاهایی جهت تردد و در بعضی قسمتها فضای مکث و نشستن طراحی شده است. میدانچهای هم در آن محدوده طراحی شده است. مصالح مورد استفاده برای در و دیوار اماکن همجوار کلیسا و محدوده اطراف نیز درست گزینش شده و نظافت به خوبی رعایت میشود. جلوتر در انتهای کوچهها، محلهایی به عنوان پارکینگ تعبیه شده. جای سطل زباله مشخص است و کاربریهای جذاب و چشمنواز معمولا در آن محدوده بیشتر به چشم میآید.» صمدیان میافزاید: دیده شدن انواع مخاطبان و نیازهایشان در طرحهای مداخله شهری به موفقیت هر چه بیشتر پروژههای طراحی شهری کمک شایانی خواهد کرد.
اصولا شهرهای ما زندگی شبانه یا آنچه در دنیا Night Life نامیده میشود، ندارند. یعنی غیر از مراسم مذهبی که اتفاقا خیلی خوب برگزار میشوند، ایونت یا برنامه مردمی دیگری شبها در شهر نیست. اما مردم ما بیرون میآیند و جمعه شبها ماشین در خیابانها موج میزند. زهرا نژادبهرام، نویسنده شهری برجسته در یادداشت هفته گذشتهاش نوشته: «حدود ساعت 4 صبح در تهران برای استقبال از مسافری باید به ترمینال مراجعه میکردم شلوغی خیابانها و تردد ماشینها برایم عجیب بود! حدود 12 شب از جایی برمیگشتم، باز با شلوغی خیابانها و تردد بسیار روبهرو شدم! از کنار چند کافه عبور کردم حضور مردم برایم در آن ساعت شب جالب بود! اینها بخشی از زندگی در این شهر است. پس نگاهی دوباره به شاخصهای استاندارد سرزندگی شهری حداقل در تهران امری الزامی است. کیفیت و سرزندگی شهری وابسته به میزان مشارکت گروههای مختلف در شبکههای گوناگون ارتباطی است و پیش از آنکه محصول فرم کالبدی باشد، نتیجه توزیع عادلانهتر قدرت در فرآیند تولید و مدیریت فضاست و هر چه گروههای متنوع اجتماعی امکان بیشتری برای حضور، مشارکت و اثرگذاری در عرصه عمومی داشته باشند، فضا نیز از انحصار خارج شده و به محیطی زندهتر، فراگیرتر و پویاتر تبدیل میشود. این مهم به روشنی در تهران قابل مشاهده است. با این نگاه به نظر میرسد، این تنوع در شهر و حضور در آن در بستر شبکههای ارتباطی است که سنگ زیرین سرزندگی شهری را شکل میدهد! این مهم در دست شهروندانی است که حیات شهر را شکل میدهند.» این صحبتها همه دلگرمکننده است. خیلیها با فکر و امید به شهری زیستپذیرتر زندهایم.
-
فیلم از آبشار اسکوگافوس ایسلند
ارسال نظر