بارش‌هایی که دریاچه ارومیه را نجات نمی‌دهند؛ روایت عددهایی که امید کاذب می‌سازند/ وقتی «خبر خوب بارش» با واقعیت آبخوان‌ها نمی‌خواند
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در نخستین ماه‌های سال، رشته‌بارش‌هایی محدود بر فراز حوضه آبریز دریاچه ارومیه فرود آمد؛ بارش‌هایی که از منظر هیدرولوژیک، نه گسترده بودند و نه توان تغییر معادلات آبی منطقه را داشتند. با این حال، این ریزش‌های پراکنده در فضای رسمی کشور با عنوان «خبر خوب» برجسته شد؛ گویی که سطح آب دریاچه از خط قرمز عبور کرده و نشانه‌ای تازه از احیا در راه است. روایت غالب، تصویری از بازگشت آرام دریاچه ارائه می‌داد؛ اما بررسی آمار و مقایسه تاریخی، تصویری دیگر را آشکار می‌کند: آبی که آمده، نه کافی است و نه پایدار.

خطای بزرگ در فهم عددها؛ سه میلیارد مترمکعب چه معنایی دارد؟

عددهایی چون ۲.۹ یا ۳ میلیارد مترمکعب در نگاه نخست بزرگ به‌نظر می‌رسند، اما زمانی که در برابر نیاز واقعی دریاچه قرار بگیرند، به‌سرعت معنای خود را از دست می‌دهند. در سال‌هایی که ستاد احیا فعال بود، تنها برای حفظ سطح تراز به تزریق حدود ۵ میلیارد مترمکعب در سال نیاز بود. این میزان، حداقل آبی بود که می‌توانست تراز دریاچه را در وضعیت غیرخطرناک نگه دارد. حال، ادعای احیا با رقمی تقریباً نصف این مقدار، آن هم در شرایطی که دریاچه به‌طور فصلی خشک و پر می‌شود، نه فقط خوش‌بینانه بلکه از اساس غیرعلمی است.

این حجم کنونی، حتی اگر دقیق و بدون بزرگ‌نمایی باشد، تنها شرایط را اندکی از «بحران» به «بحران موقتی ملایم» منتقل می‌کند؛ نه نشانی از احیا و نه حتی بازگشت به وضعیت پنج سال پیش.

مرگ آرام یک پهنه آبی؛ هنگامی که دریاچه به تالاب فصلی تبدیل می‌شود

تحولات دو سال اخیر نشان می‌دهد که دریاچه ارومیه از وضعیت یک پهنه آبی پایدار به یک تالاب فصلی تغییر ماهیت داده است. رفتار هیدرولوژیک دریاچه،پر شدن در فصل‌های پربارش و فرو رفتن در خشکی در تابستان،همان الگویی است که تالاب‌های فصلی سراسر ایران تجربه می‌کنند. این تغییر ماهیت، یکی از هشداربرانگیزترین نشانه‌های دگرگونی غیرقابل برگشت اکوسیستم است.

در تابستان پیش‌رو، منطقه با تبخیری بین هزار تا ۱۲۰۰ میلی‌متر مواجه خواهد شد؛ عددی که هیچ آبی توان رقابت با آن را ندارد. در غیاب رهاسازی‌های مستمر، تمامی آورده‌های بارش‌های اخیر در ماه‌های گرم تبخیر می‌شوند و دریاچه دوباره به کف سفید و براق نمکی‌اش بازمی‌گردد.

خطر بزرگ، امیدسازی کوتاه‌عمر که به بی‌عملی دائمی منتهی می‌شود

بزرگ‌ترین تهدیدی که کارشناسان درباره آن هشدار می‌دهند، نه کمبود بارش که زایش یک امید کاذب جمعی است. در فضای عمومی گفته می‌شود مردم در شرایط سخت، نیازمند امید هستند، اما امیدی که عمرش یک ماه باشد، بیش از آنکه مفید باشد، «دروغ علمی» و «فریب زیست‌محیطی» است. چنین امیدی زمینه‌ساز برگشت به الگوهای مخربی است که دریاچه را به ورطه فعلی انداخت. توسعه کشاورزی بی‌ضابطه، مصرف بی‌رویه آب و فشار مضاعف بر حوضه‌ای که دیگر تحمل توسعه ندارد.

وقتی اعلام می‌شود «وضعیت آب خوب است»، نخستین پیامد آن در حوضه، افزایش برداشت‌های کشاورزی است. در چنین شرایطی، حتی اگر دولت بخواهد در تابستان رهاسازی انجام دهد، زیر فشار بخش کشاورزی و مدیریت سیاسی آب، این رهاسازی‌ها عملاً به حداقل می‌رسد و چرخه نابودی ادامه پیدا می‌کند.

چاه نیمه‌ای به وسعت یک دریاچه؛ سناریوی آینده‌ای که همین حالا نوشته می‌شود

اگر روند کلی فعلی ادامه پیدا کند، دریاچه ارومیه هر ساله شبیه یک چاله بزرگ آبی خواهد شد که تنها در فصل بارش کمی پر و سپس خالی می‌شود؛ چیزی شبیه به چاه‌های نیمه جنوب شرق کشور، با همان منطق هیدرولوژیک و بدون پایداری اکولوژیک. چنین آینده‌ای، پایان رسمی «دریاچه بودن» ارومیه است؛ مرگی آرام و تدریجی که در آمار رسمی پنهان می‌ماند اما در واقعیت، هر سال آشکارتر می‌شود.

امید واقعی چیست؟ ترکیبی از صداقت علمی و برنامه‌ریزی پایدار

امید واقعی نه با اغراق در اعداد ساخته می‌شود و نه با اعلام پیشرفت‌هایی که دوام ندارند. امید پایدار زمانی شکل می‌گیرد که جامعه بداند وضعیت چگونه است، چه میزان آب واقعاً وجود دارد، و چه اقداماتی برای حفظ بقیه دریاچه لازم است. بیان واقعیت‌های سخت، به‌معنای ناامید کردن مردم نیست؛ بلکه تلاشی برای جلوگیری از ایجاد موج‌های هیجانی است که نتیجه‌ای جز تشدید بحران ندارند.

این گزارش تلاش می‌کند میان دو جهان حرکت کند: از یک سو خوشحالی طبیعی از بارش‌ها و از سوی دیگر هشدار درباره آینده‌ای که با امیدسازی تقلبی از دست می‌رود. دریاچه ارومیه با یک ماه بارش احیا نمی‌شود، اما با یک سال صداقت ممکن است فرصت تازه‌ای برای نجات پیدا کند.

 

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات