چرا ایران به موتور جستجوی ملی نیاز دارد؟
تبلیغات

به گزارش رکنا، در هفته‌های گذشته و در روزهای پنجشنبه و جمعه 18 و 19 دیماه و در پی نوسانات ارزی و اعتراضات صنفی، کشور شاهد موجی از ناآرامی‌ بود که متأسفانه با ورود تیم‌های تروریستی و افزایش خشونت‌ها، به تخریب اموال عمومی و تهدید امنیت شهروندان منجر شد. در شامگاه پنج‌شنبه 18 دی‌ماه، با هدف مهار آشوب و خنثی‌سازی شبکه ارتباطی عوامل تروریستی، دسترسی به اینترنت داخلی و بین‌الملل قطع و محدود شد.

در چنین شرایطی که دسترسی به گوگل و سرویس‌های جهانی قطع می‌شود، تنها راه باقی‌مانده برای دسترسی مردم به سایت‌های خبری، بانکی و خدماتی، استفاده از ابزارهای بومی و شبکه ملی اطلاعات است. در همین راستا، رسانه‌ها استفاده از جستجوگرهایی مانند ذره‌بین و گردو را پیشنهاد دادند. اما گزارش‌های کاربران نشان داد که این ابزارها با مشکلاتی جدی مثل کندی، عدم بارگذاری (در مورد گردو) و کیفیت پایین نتایج روبرو بودند.

سوال اساسی اینجاست که چرا وقتی بیشترین نیاز را به این ابزارها داشتیم، آن‌ها نتوانستند انتظارات را به‌طور کامل برآورده کنند؟

شاید بپرسید وقتی گوگل هست، چرا باید هزینه کنیم و موتور جستجو بسازیم؟ پاسخ در امنیت ملی و استقلال دیجیتال نهفته است و در سه محور اصلی خلاصه می‌شود:

محور اول حاکمیت داده‌ها و امنیت ملی است. گوگل یک شرکت آمریکایی است و تابع قوانین آن کشور. در شرایط بحرانی، تحریم‌ها یا جنگ‌های سایبری، دسترسی به سرویس‌های گوگل می‌تواند قطع شود. داشتن یک موتور جستجوی بومی، تضمین‌کننده این است که دسترسی مردم به اطلاعات داخلی و خدمات حیاتی (بانک‌ها، اخبار، خدمات دولت الکترونیک) وابسته به تصمیمات یک شرکت خارجی نباشد.

محور دوم اقتصاد دیجیتال و داده‌کاوی است. موتورهای جستجو بزرگترین ابزار تبلیغاتی و شناخت سلیقه مردم هستند. وقتی تمام جستجوها در گوگل انجام می‌شود، درآمد تبلیغاتی عظیم از کشور خارج می‌شود. همچنین داده‌های ارزشمند رفتار کاربران ایرانی (Big Data) در اختیار شرکت‌های خارجی قرار می‌گیرد که می‌تواند برای تحلیل‌های اقتصادی و اجتماعی علیه کشور استفاده شود.

محور سوم خدمات بومی‌سازی شده است. گوگل در زبان فارسی خوب عمل می‌کند، اما در درک ظرایف فرهنگی یا سرویس‌های محلی خاص (مثل خدمات محلی در یک شهر کوچک) ممکن است به خوبیِ یک موتور بومی که روی دیتای خالص ایرانی آموزش دیده، عمل نکند.

بخش دوم: زیرساخت‌های مورد نیاز برای موتور جستجو (چرا سخت است؟)

ایجاد یک موتور جستجوی واقعی (نه فقط یک پوسته) نیازمند سه لایه زیرساخت سنگین است:

لایه اول خزنده‌ها و ایندکس کردن است. موتور جستجو باید میلیاردها صفحه وب را دائماً بخواند و ذخیره کند. این کار نیازمند دیتاسنترهای عظیم با هزاران سرور و هارد دیسک‌های پرسرعت است تا نسخه‌ای از اینترنت را در خود جای دهد. هزینه نگهداری و برق این دیتاسنترها سرسام‌آور است.

لایه دوم الگوریتم‌های رتبه‌بندی است. اینکه چه سایتی اول نمایش داده شود، نیازمند ریاضیات پیچیده و هوش مصنوعی است تا اسپم‌ها را حذف و محتوای مفید را شناسایی کند. گوگل دهه‌هاست روی این الگوریتم کار می‌کند و رسیدن به آن کیفیت زمان‌بر است.

لایه سوم زیرساخت هوش مصنوعی است که چالش جدید محسوب می‌شود. همان‌طور که شنیده‌اید، جستجوی مدرن دیگر کلمه‌به‌کلمه نیست، بلکه مبتنی بر هوش مصنوعی و درک معنایی است. برای پردازش درخواست‌های هوش مصنوعی، دیگر CPU معمولی کافی نیست. نیاز به پردازنده‌های گرافیکی قدرتمند (GPU) مثل چیپ‌های پیشرفته شرکت انویدیا است. هر یک از این چیپ‌ها ده‌ها هزار دلار قیمت دارند و به دلیل تحریم‌ها، واردات آن‌ها به ایران بسیار دشوار و گران است. آموزش مدل‌های زبانی فارسی برای موتور جستجو نیازمند هزاران عدد از این پردازنده‌هاست.

بخش سوم: تحلیل وضعیت فعلی؛ ذره‌بین و گردو

ذره‌بین

این ابزار در واقع یک متا-سرچ (Meta-Search) است. وقتی شما در ذره‌بین جستجو می‌کنید، این ابزار درخواست شما را اغلب به گوگل یا بینگ می‌فرستد، نتایج را می‌گیرد و با نتایج داخلی ترکیب کرده و به شما نمایش می‌دهد. مزیت آن این است که کیفیت نتایج آن بالاست (چون از گوگل قدرت می‌گیرد) و در زمان اختلال اینترنت بین‌الملل، چون سرورهایش داخل ایران است، دسترسی به سایت‌های داخلی را تسهیل می‌کند. همچنین با ارائه بخش‌های فیلم و سریال، سعی در جذب کاربر دارد.

گردو

گردو ترکیبی از مرورگر و موتور جستجو است. مرورگر آن بر پایه کرومیوم است. این یعنی از همان هسته‌ی استانداردی استفاده می‌کند که گوگل کروم و مایکروسافت اِج استفاده می‌کنند. مزیت این کار این است که توسعه‌دهندگان ایرانی به جای اختراع دوباره چرخ، روی بومی‌سازی و امنیت تمرکز کرده‌اند. این مرورگر می‌تواند در زمان‌هایی که دسترسی به اینترنت بین‌الملل محدود است، به عنوان یک دروازه برای دسترسی به شبکه ملی اطلاعات و سایت‌های داخلی عمل کند.

اما مرورگرها و موتورهای جستجوی ایرانی از نگاه کاربران ضعیف ارزیابی شدند که دلایل اصلی آن عبارتند از:

رقابت نابرابر با گوگل که تریلیون‌ها دلار سرمایه و 30 سال تجربه دارد.

محدودیت سخت‌افزاری ناشی از تحریم‌ها که مانع ورود سرورهای قدرتمند و پردازنده‌های هوش مصنوعی مورد نیاز برای پردازش‌های سنگین می‌شود.

چالش متا-سرچ بودن، چرا که بسیاری از جستجوگرهای ایرانی هنوز موتور جستجوی مستقل (که صفر تا صد اینترنت را خودش ایندکس کرده باشد) نیستند و وابستگی فنی به نتایج خارجی دارند.

وجود ابزارهایی مثل گردو و ذره‌بین نه برای جایگزینی کامل گوگل، بلکه به عنوان یک پدافند غیرعامل و راهکار اضطراری ضروری است. آن‌ها تضمین می‌کنند که در صورت قطع شدن ارتباطات بین‌المللی، شریان حیاتی اطلاعات داخل کشور قطع نشود. حرکت به سمت هوش مصنوعی در این ابزارها، گام بعدی و بسیار پرهزینه‌ای است که نیازمند سرمایه‌گذاری کلان دولتی در زیرساخت‌های پردازشی است.

ضرورت دستیابی به استقلال در لایه خدمات پایه شبکه ملی اطلاعات، موضوعی نیست که صرفاً در واکنش به بحران‌های اخیر مطرح شده باشد؛ بلکه ریشه در اسناد راهبردی و سیاست‌های کلان فضای مجازی کشور دارد.

سال‌هاست که شورای عالی فضای مجازی بر اهمیت داشتن جویشگری بومی تأکید دارد تا در بزنگاه‌هایی که دسترسی به اینترنت جهانی محدود می‌شود، جریان گردش اطلاعات در داخل کشور مختل نماند. با این حال، کارنامه اجرایی این سیاست‌ها با فراز و نشیب‌های فراوانی همراه بوده است.

پروژه‌هایی که در دهه گذشته با عناوینی همچون یوز، پارسی‌جو و پارسیک و با تبلیغات زیاد رونمایی شدند، در عمل نتوانستند به زیست‌بوم پایدار دیجیتال کشور متصل شوند و پس از مدتی، به دلیل عدم توانایی در جذب کاربر و هزینه‌های سنگین نگهداری، به حاشیه رانده شده یا به کلی متوقف شدند.

بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که در اواسط دهه نود شمسی، تلاشی متمرکز با بودجه‌ای بالغ بر 170 میلیارد تومان تحت عنوان طرح جویشگر بومی شکل گرفت. در آن برهه، از میان بیش از صد طرح پیشنهادی، روی تعداد محدودی از پروژه‌ها سرمایه‌گذاری شد.

اما تجربه آن دوران ثابت کرد که تزریق منابع مالی دولتی بدون داشتن مدل تجاری مشخص و زیرساخت فنی مقیاس‌پذیر، نمی‌تواند شکاف تکنولوژیک موجود با غول‌های فناوری دنیا را پر کند. بسیاری از آن پروژه‌ها که داعیه رقابت با گوگل را داشتند، امروز وجود خارجی ندارند و همین شکست‌های متوالی باعث شد تا استراتژی توسعه‌دهندگان داخلی تغییر کند.

رویکرد فعلی که در پلتفرم‌هایی مانند ذره‌بین و گردو مشاهده می‌شود، نتیجه درس گرفتن از همان تجربیات تاریخی است. سیاست‌گذاران و بخش خصوصی دریافتند که ایجاد یک موتور جستجوی تمام‌عیار که کل وب را خزش کند، نیازمند دیتاسنترهای عظیم و پردازشگرهایی است که تأمین آن‌ها در شرایط تحریمی بسیار دشوار است.

از این رو، تمرکز از «تولید موتور جستجوی پایه» به سمت «خدمات‌دهندگان لایه کاربری» و مدل‌های واسط (Meta-Search) تغییر جهت داد تا شاید از این طریق، با هزینه‌ای کمتر، پاسخی برای نیازهای فوری کاربران در شرایط اضطرار فراهم شود؛ هرچند وقایع اخیر نشان داد که این تغییر استراتژی نیز هنوز تا رسیدن به نقطه اطمینان‌بخش فاصله دارد.

تجربه جهانی و ضرورت تغییر نگاه؛ چرا بخش خصوصی به تنهایی نمی‌تواند؟

بررسی تجربه‌های موفق جهانی نشان می‌دهد که دستیابی به استقلال دیجیتال بدون دخالت و حمایت مستقیم حاکمیت ممکن نیست. کشورهایی که امروز به عنوان قدرت‌های سایبری شناخته می‌شوند، سال‌ها پیش این مسیر را طی کرده‌اند؛ چین با توسعه «بایدو» (Baidu) و روسیه با راه‌اندازی و حمایت تمام‌قد از «یاندکس» (Yandex)، توانسته‌اند انحصار شرکت‌های آمریکایی را بشکنند.

این کشورها به خوبی درک کرده‌اند که شرط لازم برای داشتن یک اقتصاد دیجیتال پویا و مستقل، در اختیار داشتن «دروازه‌های ورودی اینترنت» یعنی مرورگر و موتور جستجوی بومی است و نمی‌توان کلید دسترسی به اطلاعات شهروندان را به دست بیگانگان سپرد.

با این حال، واقعیت انکارناپذیر این است که توسعه چنین زیرساخت‌هایی با ریسک‌های مالی بسیار بالا و دیربازده بودن سرمایه همراه است. بخش خصوصی که ذاتاً به دنبال مدل‌های اقتصادی شفاف و بازگشت سرمایه در کوتاه‌مدت است، به تنهایی توان و انگیزه لازم برای رقابت با غول‌هایی که بودجه‌های چند میلیارد دلاری دارند را ندارد. انتظار اینکه یک شرکت خصوصی بدون پشتوانه کلان ملی، بتواند زیر بار هزینه‌های نجومی دیتاسنترها و پردازنده‌های هوش مصنوعی دوام بیاورد، انتظاری دور از واقعیت‌های اقتصادی است.

بنابراین، راه‌اندازی یک جویشگر بومی کارآمد که بتواند در مواقع بحران و قطع اینترنت بین‌الملل، بدون اختلال سرویس‌دهی کند، باید فراتر از یک کسب‌وکار تجاری و به عنوان یک «طرح ملی و راهبردی» تعریف شود.

حاکمیت باید بپذیرد که هزینه استقلال دیجیتال و امنیت ملی در فضای سایبر، هزینه‌ای است که دولت باید آن را بپردازد. تنها با تغییر ریل از «انتظار سودآوری از بخش خصوصی» به «سرمایه‌گذاری حاکمیتی در زیرساخت حیاتی» است که می‌توان امیدوار بود در بزنگاه‌های آینده، کشور با چالش خلاء اطلاعاتی مواجه نشود.

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات