رکنا گزارش می دهد
قطعی اینترنت در ایران و هزاران کسب و کار که سکته کرده اند/ پشت هر صفحه خاموش ، یک سفره خالی است
قطع اینترنت بینالملل و مسدودسازی شبکههای اجتماعی، فقط یک مبحث امنیتی یا اختلال فنی نیست؛ این تصمیم، چراغ کسب و کار صدها هزار فروشنده آنلاین را خاموش کرده است. زنانی که ۲۲ درصد تجارت الکترونیکی ایران را در دست دارند، فروشندگانی که تنها سرمایهشان یک صفحه مجازی بود و خانوادههایی که معیشتشان به چند سفارش آنلاین گره خورده بود، حالا با بازاری بسته، درآمدی صفر و آیندهای مبهم روبهرو هستند؛ بیآنکه نهادی مسئولیت این خسارت گسترده را بپذیرد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در دوازده روز گذشته، اینترنت بینالملل در ایران عملاً از دسترس خارج شده و شبکههای اجتماعی پرکاربرد یا بهطور کامل مسدود شدهاند یا با اختلال شدید مواجهاند؛ وضعیتی که در ظاهر شاید یک تصمیم فنی یا امنیتی تلقی شود، اما در واقع ضربهای مستقیم و عمیق به زیست اقتصادی صدها هزار شهروند وارد کرده است.
این قطعی فقط «اینترنت» را خاموش نکرده، بلکه جریان درآمد، ارتباط با مشتری، اعتماد بازار و حتی امید به ادامه فعالیت را برای بخش بزرگی از فعالان اقتصاد دیجیتال متوقف ساخته است.
در کشوری که سال هاست تجارت الکترونیکی نه یک انتخاب لوکس، بلکه راه بقا برای بسیاری از خانوادهها شده، قطع اینترنت بهمعنای قطع نان است.
برخلاف تصور رایج، فروشندگان آنلاین صرفاً شرکتهای بزرگ یا استارتاپهای سرمایهدار نیستند. بخش عمده این اکوسیستم را فروشندگان خرد، کسب و کارهای خانگی، تولیدکنندگان کوچک، هنرمندان، مربیان آموزشی و ارائهدهندگان خدمات تشکیل می دهند؛ افرادی که بدون مغازه، بدون تابلو و بدون سرمایه کلان، تنها با یک صفحه در شبکههای اجتماعی توانسته اند مشتری پیدا کنند و چرخهای حداقلی از درآمد بسازند. حالا با مسدود شدن این شبکهها، این افراد نه جایگزین فوری دارند و نه توان مالی برای مهاجرت به پلتفرمهای پرهزینه یا رسمیتر. برای بسیاری از آنها، هر روز قطعی معادل از دست رفتن سفارش، بازگشت خوردن چکها و ناتوانی در پرداخت اجاره و هزینههای زندگی است.
اهمیت این بحران زمانی پررنگ تر میشود که بدانیم بنا بر گزارشهای رسمی، سهم زنان از تجارت الکترونیکی ایران به حدود ۲۲ درصد رسیده است؛ عددی که فراتر از یک آمار خشک، نشانه یک تغییر اجتماعی مهم است.
برای هزاران زن، به ویژه زنان سرپرست خانوار یا زنانی که به دلایل فرهنگی، جغرافیایی یا اقتصادی امکان حضور در بازار کار سنتی را ندارند، شبکه های اجتماعی به پنجرهای برای استقلال مالی تبدیل شده بود. این فضا به آنها اجازه میداد از خانه، با سرمایه اندک و انعطاف زمانی، کسبوکاری پایدار بسازند. اکنون اما همین گروه، از نخستین و آسیبپذیرترین قربانیان محدودیتها هستند؛ زنانی که صدایشان کمتر شنیده میشود اما فشار اقتصادی را بهطور مستقیم بر شانههای خود حس میکنند.
نکته چالش برانگیز اینجاست که سیاست گذاری در حوزه اینترنت، همچنان با نگاهی غیرواقعبینانه به اقتصاد دیجیتال انجام میشود؛ گویی شبکه های اجتماعی صرفاً ابزار سرگرمیاند و نه زیرساخت کسبوکار.
این در حالی است که در غیاب بازار کار مولد و با تورم مزمن، دولتها عملاً مردم را به سمت خود اشتغالی و فروش آنلاین سوق دادهاند، اما حالا همان مسیر را با تصمیمات ناگهانی و بدون بستههای حمایتی مسدود میکنند.
فروشندهای که تمام کانال فروش، ارتباط با مشتری، تبلیغ و حتی پشتیبانی اش بر بستر یک شبکه اجتماعی شکل گرفته، با قطعی اینترنت بینالملل بهطور کامل فلج میشود؛ نه بیمه بیکاری دارد، نه اتحادیهای که خسارتش را جبران کند و نه صدایی که مطالبهاش را نمایندگی کند.
ادامه این وضعیت، فراتر از زیانهای فردی، به اعتماد عمومی به اقتصاد دیجیتال ضربه میزند. وقتی فعالان این حوزه احساس کنند که هر لحظه ممکن است دسترسی شان قطع شود، انگیزهای برای سرمایهگذاری، توسعه یا حتی ادامه فعالیت باقی نمیماند. نتیجه، عقبگردی چندساله در مسیری است که می توانست یکی از معدود نقاط روشن اقتصاد ایران باشد.
تجارت الکترونیکی، بهویژه با حضور پررنگ زنان، فرصتی برای کاهش نابرابری، افزایش مشارکت اقتصادی و تابآوری اجتماعی بود؛ فرصتی که امروز زیر سایه محدودیت های گسترده اینترنت، در معرض فرسایش جدی قرار گرفته است.
این گزارش نه صرفاً روایت یک قطعی اینترنت، بلکه هشدار درباره پیامدهای انسانی و اقتصادی تصمیمهایی است که بدون در نظر گرفتن واقعیت معیشت مردم اتخاذ میشود. اینترنت در ایران دیگر یک ابزار جانبی نیست؛ شریان حیاتی بخشی از جامعه است. نادیده گرفتن این واقعیت، بهمعنای نادیده گرفتن زندگی صدها هزار نفر است که تمام داراییشان، یک گوشی هوشمند، یک صفحه مجازی و امید به فردایی قابل پیشبینی بود.
ارسال نظر