فیلم / جزییات پرونده عروس 20 ساله معروف ترین قاتل دهه 70 به روایت همتیار قاضی جنایی بازنشسته / عروسی که مادرشوهرش را کشت
پرونده «عروس 20 ساله» یکی از جنجالیترین پروندههای جنایی دهه 70 بود؛ زنی جوان که در پی اختلاف با مادرشوهرش مرتکب قتل شد و پس از 16 سال تحمل حبس، با گذشت اولیای دم از زندان آزاد شد. محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته، جزئیات این پرونده را در گفتگو با رکنا روایت کرده است.
به گزارش اختصاصی رکنا، پرونده «عروس 20 ساله» یا «عروس سیاهپوش» یکی از پروندههای جنجالی جنایی در دهه 70 بود؛ زن جوانی که پس از ازدواج با مردی 53 ساله، در پی اختلاف با مادرشوهرش او را با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند. صبوری، خبرنگار وقت حوادث، در گفتوگویی با محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته، جزئیات این پرونده را مرور کرده است.
روایت محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته، از پرونده «عروس 20 ساله»
صبوری، خبرنگار وقت حوادث: یکی از پروندههایی که در یک مقطع زمانی سر و صدای زیادی در جامعه به پا کرد، پروندهای بود که در رسانههای کشور با عنوان عروس سیاهپوش یا عروس 20 ساله شناخته میشد. خانمی جوان که در پی اختلافی که با مادرشوهرش پیدا کرده بود، مرتکب قتل شد. اگر ممکن است برای حضور ذهن مخاطبان، توضیح مختصری درباره این پرونده بدهید.
محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته: خدمت شما عرض کنم که این دخترخانم متأسفانه از یک خانواده ضعیف از نظر اقتصادی بود و خانواده از نظر روحی هم مشکلاتی داشت. پدر ایشان، تا آنجایی که خاطرم هست، ظاهراً اعتیاد داشت و بیماری هم داشت و خانواده از نظر مالی نیز در شرایط مناسبی نبودند.یک عمه داشت که ظاهراً در منزل شوهر همین آقا کار میکرد. شوهر این عمه هم ظاهراً از همسرش جدا شده بود و همسرش خارج از کشور زندگی میکرد.
صبوری، خبرنگار وقت حوادث: این آقا آن زمان چند سال داشت؟
محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته: این آقا آن موقع 53 ساله بود.
صبوری، خبرنگار وقت حوادث: این خانم چند سال داشت؟
محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته: این خانم حدود 18، 19 ساله، نهایتاً 20 ساله بود. این عمه واسطه شده بود و ایشان را معرفی کرده بود. رفته بودند، تا جایی که خاطرم هست، شهرری و آنجا برایشان صیغهنامه پشت قرآن نوشته بودند و ایشان را به منزل آورده بودند.
حتی اسمش را هم تغییر داده بودند و به او میگفتند «گلی»، در حالی که اسم واقعی دیگری داشت. حالا اینکه از نظر شرعی جایز بوده یا نه، بحث دیگری است، اما این موضوع برای دختر حالت تحقیرآمیزی داشت. ظاهراً مادرشوهرش هم او را تحقیر میکرد.
صبوری، خبرنگار وقت حوادث: چه کسی تحقیرش میکرد؟ مادرشوهرش؟
محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته: مادرشوهرش ظاهراً این کار را میکرد. اینکه دیگران هم چنین رفتاری داشتند یا نه، دقیقاً خاطرم نیست، اما تا آنجایی که میدانم، مادرشوهرش او را تحقیر میکرد و به او میگفت «گلی» و از این حرفها.
یک روز که شوهرش در خانه نبود، ظاهراً بین این زن جوان و مادرشوهرش بحثی پیش میآید. او چاقویی برمیدارد و شاید بالغ بر 10 یا 15 ضربه چاقو به این پیرزن وارد میکند. پیرزن هم در خانه و کنار شومینه میافتد.
کشف جسد پیرزن در خانه
محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته: به ما اعلام کردند که جسد یک پیرزن در منزلش پیدا شده است. من به اتفاق مأموران کلانتری جماران به محل رفتیم. شب بود و صحنه را از نزدیک دیدم.
یک خانم پیرزن آنجا افتاده بود. در خانه یک حیوان خانگی هم نگهداری میشد که شرایط خاصی داشت و روی تختشان بود و وضعیت منزل هم به شکل نامناسبی بود.
از آن آقا پرسیدم: «شما مظنون هستید؟» اصلاً فکر نمیکردم یک خانم حدود 20 ساله چنین کاری انجام داده باشد. اما او خیلی صریح گفت: «همسر من این کار را کرده است.»
گفتم: «آخه چرا؟»
گفت: «نمیدانم، دیوانه است» و از این حرفها.
گفتم: «خب همسرتان الان کجاست؟»
گفت: «من 20 تومان به او دادم، قرار بوده برود خانه پدرش.»
مأموران را فرستادیم و ایشان را آوردند. یادم هست آن شب، مأموران شبانه رفتند و او را از شهرری آوردند.
مواجهه قاضی با عروس 20 ساله
محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته: وقتی آمد، من در کلانتری او را دیدم. صحنه را بررسی کرده بودیم و تشخیص هویت هم انجام شده بود. بعد که به کلانتری رفتم، دیدم این خانم نشسته است؛ یک دخترخانم حدود 18، 19 ساله.
صبوری، خبرنگار وقت حوادث: چه مدت از ازدواج آنها گذشته بود و چرا به او لقب «عروس سیاهپوش» داده بودند؟
محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته: این عنوان به خاطر همین مسائلی که پیش آمده بود شکل گرفت؛ «عروس 20 ساله» و عناوین مشابه. اینها بیشتر همان عناوین ژورنالیستی بود که شما خودتان بهتر از من میدانید.
این خانم آمد کلانتری و من هم آنجا نشستم و شاید بتوانم بگویم بالغ بر یک ساعت با او صحبت کردم. خیلی آرام بود و خیلی سریع، از همان لحظه اول، اقرار کرد.
حضور ذهنم الان کامل نیست، اما خیلی شمرده صحبت میکرد. باسواد هم بود؛ فکر میکنم دیپلم داشت، ولی خیلی بهتر از یک فرد دیپلمه صحبت میکرد. حتی از ناپلئون مثال میزد. اطلاعات عمومی خوبی داشت و خیلی خوب صحبت میکرد.
دقیقاً توضیح میداد که چه اتفاقی افتاده، چگونه تحقیرش میکردند و چه حرفهایی به او میزدند و در نهایت میگفت: «من زدم، کشتم.»
خانواده 9 نفره مقتول و درخواست قصاص
صبوری، خبرنگار وقت حوادث: خانواده مقتول در این پرونده چه واکنشی داشتند؟
محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته: مرحوم، تا آنجایی که خاطرم هست، حدود 9 فرزند داشت که بیشتر آنها خارج از ایران زندگی میکردند. در ایران فقط چند نفرشان بودند و بقیه در کشورهای مختلف، از جمله آلمان، آمریکا، فرانسه و جاهای دیگر زندگی میکردند.
بعضی از آنها از همان ابتدا اعلام گذشت کردند؛ فکر میکنم 2، 3 نفرشان. اما تعدادی دیگر، از جمله همسر مقتول، اصرار داشتند که حتماً حکم قصاص اجرا شود.
چرا حکم قصاص صادر شد؟
صبوری، خبرنگار وقت حوادث: از نظر قضایی، با توجه به شرایط این دختر جوان، آیا امکان مجازات دیگری وجود داشت؟
محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته: بررسیهایی که ما انجام دادیم، از نظر قانونی حکم قصاص بود. این قتل، قتل عمد تشخیص داده شد و انگیزه هم به شکلی نبود که رافع مسئولیت باشد.
وضعیت روحی این خانم را هم بررسی کردیم و از نظر پزشکی، سلامت روحی ایشان تأیید شد.
بنابراین، علیرغم میل باطنی خودم، رأی قصاص صادر کردیم؛ چون هم عدالت حکم میکرد و هم قانون و میبایستی حکم قصاص برای او صادر میشد.
عروس 20 ساله چگونه پس از 16 سال آزاد شد؟
صبوری، خبرنگار وقت حوادث: در نهایت چه شد که این زن جوان از زندان آزاد شد؟
محمدسلطان همتیار، قاضی جنایی بازنشسته: بعداً من ارتقای سمت پیدا کردم و از آن مرحله پرونده فاصله گرفتم. دقیقاً خاطرم نیست آن زمان در دادگاه کیفری استان تهران بودم یا دیوان، اما بعدها در روزنامهها خواندم که ایشان با گذشت اولیای دم، پس از 16 سال آزاد شده است.
یعنی با سن 20 سال وارد زندان شد و با سن 36 سال از زندان خارج شد.
همبندی «عروس 20 ساله» با شهلا جاهد
صبوری، خبرنگار وقت حوادث: البته زمانی که ایشان در زندان بود، همراه یک متهم دیگر که معروف به شهلا جاهد بود، همبند بودند. شاید هفتهای یک یا 2 بار اینها با من تلفنی تماس میگرفتند و از وضعیت و شرایطشان صحبت میکردند.
آنها بسیار اصرار داشتند که به هر شکل ممکن، شوهر این خانم رضایت بدهد تا او بتواند از زندان خارج شود. من میدانم که شما هم بسیار تلاش داشتید به نوعی کمک کنید تا این اتفاق نیفتد و حکم قصاص اجرا نشود.
ارسال نظر