برای اولین بار در رکنا بررسی پرونده قتل راننده شاه در گفتگو با سرهنگ محمد گروسی گارآگاه زبده پلیس
فیلم / پلیس چگونه به قاتل راننده شاه رسید؟! / قسمت ششم
حوادث رکنا: کارآگاه ویژه پلیس آگاهی جرئیات پرونده قتل راننده شاه را مقابل دوربین رکنا تشریح کرد.
به گزارش اختصاصی گروه حوادث رکنا، سرهنگ محمد گروسی، کارآگاه ویژه پلیس آگاهی، در قسمت جدید گفتوگو با رکنا از جزئیات شناسایی و دستگیری قاتل راننده و محافظ سابق محمدرضا شاه پرده برداشت؛ پروندهای که پس از یک سال و دو ماه تحقیقات بینتیجه، با کنار هم قرار گرفتن سرنخهایی از یک سرقت قدیمی، پای زخمی متهم و تماسهای تلفنی میان او و مقتول وارد مرحله تازهای شد. گروسی میگوید متهم پس از دستگیری، در مسیر انتقال به اداره آگاهی به قتل اعتراف کرد و تأکید دارد که در تحقیقات جنایی، حتی جزئیاتی که در نگاه اول کماهمیت به نظر میرسند، میتوانند گره یک پرونده پیچیده را باز کنند.
مهدی ابراهیمی، سردبیر رکنا، در این گفتوگو با سرهنگ محمد گروسی، کارآگاه ویژه پلیس آگاهی، درباره روند شناسایی قاتل، سرنخهای بهدستآمده از محل کار مقتول و اعتراف متهم بدون اعمال فشار گفتوگو کرده است.
مهدی ابراهیمی: آقای گروسی، بعد از اینکه نگهبان افغانستانی از مراجعه جوانی چاقو به دست و خونآلود به دکه نگهبانیاش گفت، چطور توانستید به هویت آن فرد برسید؟
سرهنگ محمد گروسی: ما با اطلاعاتی که به دست آورده بودیم، تحقیقات را ادامه دادیم. وقتی نگهبان مشخصات ظاهری آن جوان را توضیح داد، تلاش کردیم این اطلاعات را با سرنخهای دیگر پرونده تطبیق بدهیم. در تحقیقات جنایی، هیچوقت نباید به یک سرنخ اکتفا کرد. باید اطلاعات مختلف را کنار هم گذاشت و دید آیا میان آنها ارتباطی وجود دارد یا نه.
به همین دلیل به محل کار مقتول مراجعه کردیم. محل کار او در خیابان سعدی بود و در آنجا تحقیقاتمان را آغاز کردیم.
مهدی ابراهیمی: در محل کار مقتول دنبال چه چیزی بودید؟ آیا از همان ابتدا به یکی از کارگران مشکوک شده بودید؟
سرهنگ محمد گروسی: نه، ما از ابتدا کسی را متهم نکردیم. ابتدا با کارگران صحبت کردیم و پرسیدیم چه کسی با مقتول رابطه خوبی داشته و چه کسی با او اختلاف یا مشکل داشته است. همه او را به نام «حاجی» میشناختند و با همین عنوان از او یاد میکردند.
بعد دفتر ورود و خروج افراد را بررسی کردیم تا مشخص شود چه کسانی در آن محل رفتوآمد داشتهاند. در جریان این تحقیقات، یکی از افراد به ما گفت مدتی قبل شخصی در آنجا کار میکرده که از محل کار سرقت کرده بود.
مهدی ابراهیمی: سرقت چه چیزی؟
سرهنگ محمد گروسی: طبق اطلاعاتی که به دست آوردیم، موضوع سرقت پول و تسمههای صنعتی مطرح بود. پس از آن هم میان آن فرد و مقتول اختلافاتی به وجود آمده و حتی پروندهای تشکیل شده بود، اما در نهایت دو طرف رضایت داده بودند.
ببینید، هر اتفاقی میتواند انگیزهای داشته باشد؛ قتل، انتقام یا هر اقدام دیگری ممکن است ریشه در اختلافی داشته باشد که در گذشته شکل گرفته است. ما هم باید بررسی میکردیم که آیا این اختلاف قدیمی میتواند با قتل ارتباط داشته باشد یا خیر.
مهدی ابراهیمی: یعنی پرونده سرقتی که در گذشته با رضایت طرفین مختومه شده بود، دوباره برای شما اهمیت پیدا کرد؟
سرهنگ محمد گروسی: دقیقاً. ممکن است موضوعی از نظر دیگران تمامشده باشد، اما برای کارآگاه همچنان ارزش بررسی داشته باشد. بارها گفتهام که بعضی اطلاعات شاید برای عموم مردم اهمیت چندانی نداشته باشند، اما برای یک کارآگاه میتوانند سرنخی بسیار مهم باشند.
ما به محل کار آن فرد هم مراجعه کردیم و درباره وضعیتش در آن مقطع سؤال پرسیدیم. به ما گفتند مدتی سر کار حاضر نمیشده و بعد از مدتی با پای بسته برگشته است.
این اطلاعات را هم کنار سایر سرنخها قرار دادیم؛ چون از طرف دیگر، درباره زخمی شدن پای او هم اطلاعاتی به دستمان رسیده بود. البته ما صرفاً با شنیدن چنین مطالبی کسی را مجرم نمیدانیم. وظیفه ما قضاوت کردن نیست؛ وظیفه کارآگاه جمعآوری دلایل، مدارک، شواهد و قرائن و ارائه آنها به مقام قضایی است.
مهدی ابراهیمی: سرنخ دیگری هم درباره ارتباط متهم با مقتول به دست آورده بودید؟
سرهنگ محمد گروسی: بله. در جریان تحقیقات، سراغ یکی از دوستان نزدیک او رفتیم که در مخابرات کار میکرد. این فرد اطلاعاتی درباره روابط و اتفاقات گذشته داشت. همکاران ما با رعایت احترام با او صحبت کردند و پس از پایان گفتوگو، آن فرد به سراغ متهم رفت و به او گفت احتمالاً پلیس برای بازداشتش مراجعه خواهد کرد.
متهم از او پرسیده بود چرا باید بازداشت شود و وقتی موضوع کشته شدن مقتول را شنیده بود، ظاهراً باور نکرده بود که او به قتل رسیده است.
مهدی ابراهیمی: یعنی با وجود اینکه از ماجرای قتل خبر نداشت یا دستکم مدعی بود از آن بیاطلاع است، وقتی خبر کشته شدن مقتول را شنید، آن را باور نکرد؟
سرهنگ محمد گروسی: بله، طبق مطالبی که در تحقیقات مطرح شد، او باور نکرده بود که مقتول کشته شده است. از طرف دیگر، در ابتدا مدعی بود که پس از آن اتفاق دیگر با مقتول تماس نگرفته است؛ اما ما مدارکی در اختیار داشتیم که نشان میداد تماسهایی برقرار شده بود، هرچند او به تماسها پاسخ نمیداد.
همچنین اطلاعاتی درباره درگیری قبلی آنها داشتیم؛ همان ماجرایی که در آن مقتول به سراغ او رفته بود و در محل درگیری، افراد دیگری هم حضور پیدا کرده بودند. این موارد را هم بررسی کردیم تا تصویر دقیقتری از روابط و اختلافات میان آن دو به دست بیاوریم.
مهدی ابراهیمی: با وجود این سرنخها، چرا مستقیماً سراغ متهم نرفتید؟ چه چیزی باعث شد تحقیقات را با احتیاط ادامه بدهید؟
سرهنگ محمد گروسی: ما نمیتوانیم صرفاً بر اساس ظن و گمان، زندگی و آبروی یک نفر را تحت تأثیر قرار بدهیم. وقتی فردی را با اتهام قتل به اداره آگاهی میآورید، حتی اگر برای مدت کوتاهی نگه داشته شود و بعد بیگناهیاش مشخص شود، ممکن است همین موضوع تا سالها برای او تبعات داشته باشد.
من شخصاً معتقدم اگر لازم باشد برای رسیدن به نتیجه زمان و زحمت بیشتری صرف کنیم، بهتر است این کار را انجام بدهیم، اما بدون اینکه دلایل کافی داشته باشیم، مستقیماً سراغ افرادی نرویم که هنوز ارتباط آنها با اصل ماجرا مشخص نشده است.
در این پرونده هم تلاش کردیم تمام اطلاعات را کنار یکدیگر قرار بدهیم؛ از اختلاف قدیمی و سرقت گرفته تا جراحت پای متهم، اظهارات اطرافیان و تماسهای تلفنی.
مهدی ابراهیمی: پس در نهایت، کنار هم قرار گرفتن همین سرنخها باعث شد به متهم برسید؟
سرهنگ محمد گروسی: بله. من همیشه میگویم علوم جنایی امروز تلفیقی از علوم مختلف است. کارآگاه باید بتواند اطلاعات را تجزیهوتحلیل کند و میان دادههایی که در ظاهر ارتباطی با هم ندارند، ارتباط منطقی پیدا کند.
گاهی لازم است مثل حل یک معادله، چند مجهول را کنار هم قرار بدهید و با بررسی ارتباط میان آنها به پاسخ برسید. ما هم در این پرونده همین کار را انجام دادیم؛ اطلاعات را کنار هم گذاشتیم و زمانی که به جمعبندی رسیدیم، برای دستگیری متهم اقدام کردیم.
مهدی ابراهیمی: وقتی متهم را دستگیر کردید، چه اتفاقی افتاد؟ آیا در اداره آگاهی به قتل اعتراف کرد؟
سرهنگ محمد گروسی: نکته جالب این بود که وقتی متهم سوار خودرو شد، شروع به صحبت کرد و در مسیر انتقال به اداره آگاهی، ماجرا را توضیح داد. او در همان مسیر به قتل اعتراف کرد و مسئولیت آن را پذیرفت.
ما این فرد را غروب دستگیر کردیم و روز بعد پرونده را تحویل مقام قضایی دادیم. روند تحقیقات به شکلی پیش رفت که نیازی نبود زمان زیادی صرف کنیم تا او درباره اصل ماجرا توضیح بدهد.
مهدی ابراهیمی: با توجه به اینکه متهم در مسیر انتقال به اداره آگاهی اعتراف کرده بود، آیا در بازجویی از او درباره احتمال اعمال فشار یا برخورد فیزیکی سؤال کردید؟
سرهنگ محمد گروسی: بله، این موضوع برای ما اهمیت داشت. از او پرسیدم آیا کسی حتی کوچکترین فشاری به او وارد کرده یا نه. پاسخ او این بود که چنین اتفاقی نیفتاده است.
ببینید، وقتی فردی خودش درباره ارتکاب جرم توضیح میدهد و مسئولیت آن را میپذیرد، باید اظهاراتش در چارچوب قانونی ثبت و با سایر شواهد و مدارک تطبیق داده شود. ما در این پرونده تلاش کردیم کار را بر اساس شواهد و اظهارات متهم پیش ببریم و پرونده را برای رسیدگی به مقام قضایی تحویل بدهیم.
مهدی ابراهیمی: برخی درباره این پرونده و نحوه دستگیری متهم سؤال میکنند که آیا لازم بود او با نگهبان افغانستانی روبهرو شود تا شناسایی شود؟
سرهنگ محمد گروسی: وقتی متهم خودش به قتل اعتراف کرده و جزئیات ماجرا را توضیح داده بود، دیگر برای اثبات اظهاراتش نیازی نبود صرفاً به شناسایی از سوی آن نگهبان تکیه کنیم. اظهارات متهم باید در کنار آثار، مدارک و سایر شواهد پرونده بررسی میشد.
نکته اصلی این است که در کارآگاهی، هیچ سرنخی نباید بدون بررسی کنار گذاشته شود؛ اما در مقابل، هیچ فردی را هم نمیتوان صرفاً بر اساس یک ظن یا گفته، مجرم دانست. وظیفه ما این است که واقعیتهای قابل اثبات را جمعآوری کنیم و نتیجه تحقیقات را در اختیار مرجع قضایی قرار بدهیم.
ارسال نظر