برای اولین بار در رکنا بررسی پرونده قتل راننده شاه در گفتگو با سرهنگ محمد گروسی گارآگاه زبده پلیس
فیلم / اعتراف قاتل از لحظه به لحظه قتل راننده شاه پهلوی / قسمت چهارم
حوادث رکنا: کارآگاه ویژه پلیس آگاهی جزئیات تازهای از پرونده قتل راننده و محافظ محمدرضا پهلوی را روایت کرد.
به گزارش اختصاصی گروه حوادث رکنا، سرهنگ محمد گروسی، کارآگاه ویژه پلیس آگاهی، در گفتوگو با مهدی ابراهیمی، سردبیر رکنا، جزئیات تازهای از پرونده قتل راننده و محافظ محمدرضا پهلوی را روایت میکند؛ مردی که پس از راهاندازی کارگاه تولید تسمه و زیره کفش در شادآباد، در جریان اختلافی قدیمی با یکی از آشنایانش به قتل رسید. متهم مدعی بود اختلاف آنها بر سر تسمههای مفقودشده و ماجرای درگیری قبلی، انگیزه انتقامگیری را در او ایجاد کرده بود؛ انتقامی که سرانجام در یک قرار ملاقات به جنایتی خونین انجامید.
اختلاف بر سر تسمهها چگونه منجر به قتل شد؟
مهدی ابراهیمی، سردبیر رکنا: جناب سرهنگ، شما گفتید این پرونده پس از یک سال و دو ماه به عملیات ویژه پلیس آگاهی رسید. در جریان بازبینی پرونده، چطور به متهم رسیدید و اختلاف او با مقتول از کجا شروع شده بود؟
سرهنگ محمد گروسی، کارآگاه ویژه پلیس آگاهی: در جریان رسیدگی به پرونده مشخص شد که میان مقتول و متهم اختلافی قدیمی وجود داشته است. ماجرا به تسمههایی مربوط میشد که از محل کار مقتول برده شده بود و همین موضوع باعث ایجاد اختلاف میان آنها شده بود.
اما بخش مهم ماجرا، اتفاقی بود که پیش از قتل میان این دو نفر رخ داده بود؛ اتفاقی که به گفته متهم، باعث شد کینهای در دلش شکل بگیرد و تصمیم به انتقام بگیرد.
مهدی ابراهیمی: یعنی اختلاف آنها فقط بر سر تسمههای گمشده نبود و ماجرای دیگری هم وجود داشت؟
سرهنگ گروسی: بله. طبق اظهارات متهم، یک شب در همان مقطع که موضوع تسمهها مطرح بود، مقتول به محل مراجعه میکند و در حضور دوستان متهم، میان آنها درگیری لفظی شکل میگیرد.
متهم مدعی بود که مقتول قصد داشته او را به زور سوار ماشین کند و با خودش ببرد؛ اما درباره علت این اقدام، روایت متهم و مقتول با یکدیگر تفاوت داشت. متهم ادعا میکرد مقتول قصد تعرض به او را داشته، در حالی که مقتول گفته بود میخواسته موضوع تسمهها را پیگیری کند و آنها را پس بگیرد.
در نهایت، با دخالت و وساطت افراد حاضر در محل، درگیری پایان پیدا میکند؛ اما ظاهراً کدورت میان آن دو از بین نمیرود.
مهدی ابراهیمی: بعد از آن درگیری، رابطه آنها چطور ادامه پیدا کرد؟ آیا دوباره با هم ارتباط گرفتند؟
سرهنگ گروسی: بله. طبق روایت متهم، پس از آن درگیری، مقتول به او پیشنهاد میدهد که موضوع را تمامشده بدانند و دوباره کار را از سر بگیرند. به این ترتیب، قرار میشود که با یکدیگر ملاقات کنند و درباره اختلافاتشان صحبت کنند.
اما متهم در جریان تحقیقات عنوان کرد که با وجود این آشتی ظاهری، کینه و فکر انتقام همچنان در ذهنش باقی مانده بود.
قرار ملاقات در میدان امام خمینی تهران
مهدی ابراهیمی: قرار ملاقات آنها کجا گذاشته شد و متهم چگونه سوار ماشین مقتول شد؟
سرهنگ گروسی: طبق اظهارات متهم، قرار ملاقات در محدوده میدان امام خمینی تهران، معروف به میدان توپخانه، گذاشته میشود. مقتول از مغازه خارج میشود و متهم هم به سمت خودروی او میرود و سوار ماشین میشود.
متهم گفته بود مقتول به او میگوید که کاری در پیش دارد و از او میخواهد همراهش برود تا در مسیر با یکدیگر صحبت کنند. به این ترتیب، هر دو به سمت محدوده شادآباد و بازار آهن حرکت میکنند؛ همان منطقهای که کارگاه مقتول در آن قرار داشت.
مهدی ابراهیمی: آیا متهم از قبل برای ارتکاب قتل برنامهریزی کرده بود؟
سرهنگ گروسی: در اظهاراتی که از متهم نقل شده، او گفته بود از قبل به فکر انتقام بوده است. حتی به موضوع تهیه چاقو هم اشاره کرده بود.
او مدعی شد چاقویی با تیغهای حدود ۳۰ سانتیمتر را از خانه زنی به نام شبنم برداشته بود. به گفته متهم، آن زن از او پرسیده بود که چاقو را برای چه کاری میخواهد و او در پاسخ گفته بود قصد دارد برای گرفتن طلبش برود.
متهم همچنین گفته بود آن زن به او تذکر داده که این روش درستی برای حل اختلاف نیست؛ با این حال، او چاقو را همراه خود نگه داشته بود.
مهدی ابراهیمی: چاقویی با تیغه ۳۰ سانتیمتری، آن هم در شرایطی که متهم از کینه و انتقام صحبت میکرد، موضوع مهمی در این پرونده است. او درباره لحظه وقوع قتل چه توضیحی داده بود؟
سرهنگ گروسی: متهم گفته بود در مسیر حرکت، دوباره صحبت میان آنها به اختلافات گذشته کشیده میشود. او مدعی بود وقتی احساس کرده مقتول میخواهد دوباره درباره موضوع قبلی صحبت کند، دکمه پیراهنش را باز کرده و چاقویی را که زیر لباسش پنهان کرده بود، بیرون آورده است.
به گفته متهم، وقتی مقتول چاقو را در دست او میبیند، خودرو را به سمت راست خیابان هدایت میکند و برای برداشتن سوئیچ اقدام میکند. متهم در همین لحظه با چاقو دو ضربه به پهلوی مقتول وارد میکند.
او سپس ادعا کرده بود مقتول مقاومت میکند و حتی چاقو را از دستش میگیرد و ضربهای به پای او وارد میکند. اما در ادامه، متهم دوباره چاقو را به دست میآورد و ضربات دیگری به مقتول میزند.
متهم در اظهاراتش گفته بود پس از آنکه متوجه وضعیت مقتول شد، ترس بر او غلبه کرد و تصمیم گرفت محل را ترک کند.
کشف جسد در خودروی پیکان
مهدی ابراهیمی: جسد راننده و محافظ شاه چگونه کشف شد؟ آیا کسی شاهد لحظه قتل بود؟
سرهنگ گروسی: طبق اطلاعات این پرونده، محل وقوع حادثه در محدودهای خلوت قرار داشت و رفتوآمد چندانی در آنجا انجام نمیشد. متهم نیز مدعی بود در آن محدوده دوربین مداربستهای وجود نداشته است.
پس از وقوع قتل، متهم محل را ترک میکند و خودرو همانجا باقی میماند. مدتی بعد، گشت کلانتری هنگام عبور از آن محدوده متوجه یک دستگاه خودروی پیکان میشود که در گوشه خیابان متوقف شده بود و درهای آن باز بود.
همین وضعیت توجه مأموران را جلب میکند. مأمور گشت از خودرو پیاده میشود و با بررسی داخل آن، جسد مردی را مشاهده میکند که جان خود را از دست داده بود.
به این ترتیب، موضوع به پلیس گزارش میشود و پرونده برای رسیدگی تخصصی به پلیس آگاهی ارجاع داده میشود.
مهدی ابراهیمی: متهم پس از قتل با چاقو چه کرد؟ آیا سلاح در صحنه جنایت باقی مانده بود؟
سرهنگ گروسی: طبق اظهارات متهم، او چاقو را با خود از محل خارج کرده و در ادامه آن را در جایی انداخته بود. در چنین پروندههایی، پیدا کردن آلت قتاله و بررسی مسیر فرار متهم میتواند در تکمیل تحقیقات اهمیت زیادی داشته باشد.
البته آنچه درباره نحوه وقوع قتل و سرنوشت چاقو مطرح میشود، باید در چارچوب اظهارات متهم و نتایج تحقیقات پرونده بررسی شود.
پروندهای جنایی با انگیزه انتقام
مهدی ابراهیمی: با توجه به اینکه مقتول سابقه همکاری با محمدرضا پهلوی را داشت، آیا این موضوع در مسیر تحقیقات تأثیری گذاشت؟
سرهنگ گروسی: همانطور که پیشتر گفتم، نباید صرفاً به دلیل سابقه شغلی مقتول، انگیزه سیاسی برای این قتل در نظر گرفت. آنچه در روایت متهم مطرح شده، اختلاف بر سر تسمههای گمشده، درگیری قبلی و کینهای است که به گفته خودش، از آن اتفاق در دل داشته است.
در رسیدگی به پروندههای جنایی، ما باید به شواهد، اظهارات افراد و سرنخهای موجود توجه کنیم و از پیشداوری درباره انگیزه جنایت پرهیز داشته باشیم.
مهدی ابراهیمی: بنابراین، در روایت شما از این پرونده، اختلافی که در ابتدا بر سر مسائل کاری شکل گرفته بود، با یک درگیری شخصی ادامه پیدا کرد و در نهایت به قتل منجر شد؟
سرهنگ گروسی: بر اساس آنچه متهم در جریان تحقیقات بیان کرده بود، اختلاف کاری و درگیری قبلی در شکلگیری انگیزه انتقام نقش داشتند. اما برای جمعبندی دقیق پرونده باید تمام شواهد و مستندات را در کنار اظهارات متهم قرار داد.
پروندههایی از این دست نشان میدهند که برای کشف حقیقت، تنها شنیدن روایت متهم کافی نیست؛ کارآگاه باید تمام جوانب ماجرا را بررسی کند تا مشخص شود چه اتفاقی افتاده و چه عواملی به وقوع جنایت منجر شده است.
ارسال نظر