هشدار دانشگاهی درباره آسفالت و بتن‌ریزی بستر رودخانه الیگودرز ؛ «سد بالادست» خطر سیلاب را صفر نمی‌کند + فیلم

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا،  تصاویری از آسفالت رودخانه درون‌شهری الیگودرز طی ساعات گذشته در حال انتشار است که این اقدام از دید عموم موافقان و مخالفانی دارد، اما شهردار می‌گوید با توجه به وجود سد بالادستی، خطر سیلاب برطرف و این طرح به یک فرصت برای توسعه شهری تبدیل شده است.

شهرداری می‌گوید «فرصت شهری»، دانشگاه می‌گوید «تهدید اکولوژیک»؛ ماجرای آسفالت رودخانه الیگودرز

دکتر زینب حزباوی، عضو هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی، در این خصوص در گفت و گو با رکنا گفت:  رودخانه‌های شهری به‌عنوان شریان‌های حیاتی شهرها، نقشی کلیدی در کنترل سیلاب، خنک‌سازی هوا، تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی و ایجاد فضاهای تفریحی ایفا می‌کنند. با افزایش آگاهی محیط‌زیستی در دهه‌های اخیر، رویکرد جهانی به سمت احیای طبیعی این رودخانه‌ها حرکت کرده و در سطح دنیا، طرح‌های متعددی برای برداشتن بتن‌ریزی‌های قدیمی و بازگرداندن بستر رودخانه‌ها به حالت طبیعی یا نیمه‌طبیعی در حال اجرا هستند. نتایج حاصل از این طرح‌های جهانی نشان می‌دهند که بتن‌ریزی بستر رودخانه‌ها نه‌تنها یک راه‌حل منسوخ، بلکه عاملی برای تخریب بوم‌سازگان رودخانه و تشدید مخاطرات محیط‌زیستی محسوب می‌شود. به برخی از پیامدهای محیط‌زیستی پیش‌روی رودخانه الیگودرز ناشی از بتن‌ریزی در بستر به شرح زیر اشاره می‌شود.

 قطع تبادل آب رودخانه با آب زیرزمینی

وی تاکید داشت :بستر طبیعی رودخانه محل تبادل دوطرفه آب سطحی و آب زیرزمینی است؛ این لایه تبادلی «منطقه هایپورئیک» نام دارد و نقش کلیدی در تصفیه طبیعی آب، تنظیم دما و ایجاد زیستگاه برای بی‌مهرگان کف دارد. پیش از کف‌سازی بتنی بستر رودخانه، پیچ‌وخم و شیب طبیعی رودخانه امکان تبادل هایپورئیک در آبشارک‌ها و مناطق کناری فراهم می‌کند، اما کف‌سازی بتنی این پیچ‌وخم را کاهش داده و شیب را افزایش می‌دهد که پیامد مستقیم آن، قطع همین تبادل حیاتی است 

پژوهشی میدانی روی یک رودخانه شهری در میزوری آمریکا نشان داد کف‌سازی سیمانی به‌طور مستقیم مسیرهای جریان هایپورئیک را مختل می‌کند و باعث تغییرات ژئوشیمیایی و هیدرولوژیکی محسوسی می‌شود؛ در بازه کف‌سازی‌شده، سهم آب رویداد (روان‌آب سطحی) طی سیل افزایش می‌یابد و زمان انتقال آب کوتاه‌تر می‌شود. مطالعه‌ای روی بخش بتنی رودخانه لس‌آنجلس نشان داد برخلاف تصور رایج، در ماه‌های خشک تابستان نشت آب زیرزمینی تا نیمی از دبی پایه را در یک بازه ۵/۹ کیلومتری بتنی تشکیل می‌دهد که کیفیت شیمیایی آب را به‌طور غیرقابل‌کنترلی تغییر می‌دهد 

تخریب زیستگاه کف و کاهش تنوع زیستی

دکتر زینب حزباوی، عضو هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی با گفتن از اینکه بسترهای طبیعی رودخانه با وجود قلوه‌سنگ‌ها، شن و ماسه، بستر مناسبی برای زندگی بی‌مهرگان کف‌زی، تخم‌ریزی ماهیان و رشد گیاهان آبزی فراهم می‌کنند ادامه داد: بتن‌ریزی این بستر را به سطحی صاف، یکنواخت و فاقد هرگونه پیچیدگی تبدیل می‌کند که برای زندگی آبزیان نامناسب است. کف‌سازی بتنی عملاً بستر زیستی رودخانه را از بین می‌برد و با هدف کاهش زبری بستر طراحی می‌شود که سرعت جریان آب را در طول رودخانه افزایش می‌دهد. این افزایش سرعت جریان و تخریب زیستگاه، پیامدهای محیط‌زیستی منفی مهمی از جمله انتقال اوج سیلاب به پایین‌دست، افزایش فرسایش و آب‌شستگی و تغییر گسترده جوامع گیاهی و جانوری به همراه دارد.

نمونه مشابه در مناطق شهری صنعتی ژاپن نیز همین الگو را تأیید می‌کند: در منطقه کیتاکیوشوی ژاپن، بسیاری از رودخانه‌ها بر اثر صاف‌سازی مسیر و کف‌سازی بتنی به کانال‌هایی تبدیل شده‌اند که انتظار می‌رود بوم‌سازگان رودخانه‌ای را تخریب کنند. برای ماهیان و آبزیان بومی، این تغییر به معنای از دست رفتن پناهگاه در زمان سیلاب و کاهش شدید تنوع‌زیستی است، همان‌طور که در مورد رودخانه لس‌آنجلس گزارش شده است: «امروزه سرعت بالا و عمق یکنواخت جریان در بخش‌های بتنی، شرایط زیستگاهی گونه‌های آبزی بومی را تخریب کرده و در زمان سیل پناهگاهی برایشان فراهم نمی‌کند»

در این زمینه می‌توان به طرح احیای رودخانه چانگگیچون در سئول نیز اشاره کرد. پیش از احیا، این رودخانه که در زیر بتن و یک بزرگراه مدفون بود، تنها میزبان چند گونه ماهی مقاوم به آلودگی بود. اما پس از تخریب سازه‌های بتنی و بازگرداندن بستر طبیعی، تعداد گونه‌های ماهی در این رودخانه از ۴ گونه به ۳۲ گونه افزایش یافت 

افزایش فرسایش، آب‌شستگی و خطر سیلاب در پایین‌دست

عضو هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی با اشاره به اینکه افزایش سرعت جریان در بستر بتنی صاف، انرژی سیل را به‌جای مستهلک‌شدن در طول مسیر، به سمت پایین‌دست منتقل می‌کند و می‌تواند باعث تشدید فرسایش کناره‌ها و آب‌شستگی در نقاط اتصال بتن به بستر طبیعی (بالادست و پایین‌دست طرح) شود گفت:  یک کانال بتنی، آب را با سرعت بسیار بیشتری نسبت به بستر طبیعی به سمت پایین‌دست هدایت می‌کند.

نمونه عملی این موضوع، شهر کیچنر در کانادا است که اکنون در حال حذف بتن‌ریزی‌های قدیمی کانال‌های خود است، زیرا متوجه شده‌اند که این کانال‌ها که در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی برای مدیریت سیلاب ساخته شده‌اند، خود اکنون با تسریع جریان آب، سیلاب را تشدید کرده و به بستر پایین‌دست آسیب می‌رسانند 

 کاهش کیفیت آب

وی افزود: کانال‌های بتنی اثرات منفی قابل‌توجهی بر کیفیت آب دارند، زیرا کاهش توان تنظیم طبیعی جریان توسط رودخانه باعث فرسایش و کدورت بیشتر، کاهش امکان تغذیه دشت سیلابی، افزایش اسیدیته و کاهش ظرفیت بافری سیستم در برابر بار آلاینده و مغذی می‌شود. همچنین ترکیبات قلیایی بتن می‌توانند مستقیماً بر جوامع میکروبی آب اثر بگذارند.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند گردوغبار بتن فراوانی و تنوع باکتری‌ها را در محیط خاک کاهش می‌دهد که احتمالاً به دلیل قلیایی‌بودن آن است؛ اثری مشابه در بستر آبی نیز محتمل است. آب در تماس با سطوح بتنی، قلیایی‌تر می‌شود و این تغییر pH بر چرخه زیستی و ماندگاری فلزات سنگین در آب تأثیر می‌گذارد.

پژوهشی در حوزه آبخیز ساحلی مریلند نشان داد که کانال‌های بتنی ساخته‌شده در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی، با افزایش قلیائیت آب، شرایط شیمیایی آن را تغییر داده‌اند و در نتیجه، جوامع میکروبی خاصی در پایین‌دست این کانال‌ها شکل گرفته است که تغییرات شدید روزانه در pH (بین ۵/۷ تا ۸/۸) را موجب می‌شوند؛ در حالی که در رودخانه‌های طبیعی منطقه، pH همواره زیر ۷ است 

علاوه بر این، قطع شدن ارتباط بستر با منطقه هایپورئیک به معنای از دست رفتن اصلی‌ترین مکانیسم طبیعی برای تصفیه آب و حذف آلاینده‌هاست. در واقع، کانال‌های بتنی با سرعت دادن به جریان، فرصت ماندگاری آب برای واکنش‌های زیستی و شیمیایی طبیعی را کاهش می‌دهند و همچنین با افزایش دما (به دلیل جذب گرما توسط بتن) و کاهش اکسیژن محلول، شرایط را برای حیات آبزیان و کیفیت مطلوب آب نامناسب می‌سازند.

 ردپای کربن و پیامدهای غیرمستقیم

دکتر زینب حزباوی، عضو هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی با اشاره به اینکه در عصر تغییرات اقلیمی، توجه به ردپای کربن پروژه‌های عمرانی ضروری است. فراتر از اثرات مستقیم هیدرولوژی و بوم‌شناختی، ساخت‌وساز بتنی به‌خودی‌خود بار کربنی قابل‌توجهی دارد. بتن به‌عنوان پرمصرف‌ترین ماده ساختمانی جهان، سهم بسیار زیادی در انتشار گازهای گلخانه‌ای دارد ادامه داد: یک ارزیابی موردی روی یک رودخانه بریتانیایی نشان داد کف‌سازی بتنی یک کانال می‌تواند معادل صدها میلیون کیلوگرم دی‌اکسیدکربن (CO2) انتشار غیرمستقیم ایجاد کند، چون سیمان دومین منبع بزرگ انتشار دی‌اکسیدکربن (CO2) در جهان است و حدود ۱۰ درصد از انتشار جهانی گازهای گلخانه‌ای پس از صنعت تولید برق را به خود اختصاص می‌دهد.

پژوهش‌ها در حوزه ارزیابی چرخه حیات پروژه‌های آبی نشان می‌دهد که بتن به‌تنهایی مسئول ۵۵ تا ۹۶ درصد از کل انتشار کربن در پروژه‌های ساماندهی سواحل رودخانه‌ای است. این رقم بسیار بالاست و نشان می‌دهد که هر مترمکعب بتن ریخته‌شده در بستر رودخانه، حجم عظیمی کربن وارد جو می‌کند که خود به تشدید پدیده‌هایی مانند گرمایش زمین و خشکسالی کمک می‌کند (IPCC, 2021)؛ همان عواملی که امنیت آبی رودخانه‌های فصلی مانند الیگودرز را تهدید می‌کنند.

راهکارهای پیشنهادی برای اجرای طرح بدون آسیب کامل به رودخانه

دکتر زینب حزباوی، عضو هیئت علمی دانشگاه محقق اردبیلی در خصوص راهکارهای پیشنهادی در این خصوص گفت:

۱. کف‌سازی جزئی/موضعی به‌جای بتن یکپارچه

محدودکردن بتن به نقاط پرخطر فرسایش (مثل زیر پل‌ها یا قوس‌های تند) و حفظ بستر طبیعی یا نیمه‌طبیعی در سایر مسیرهای رودخانه.

۲. کانال چندسطحی با مسیر کم‌آب طبیعی

مشابه با رویکردی که در طرح‌های بازسازی رودخانه لس‌آنجلس نیز دنبال شده است، طراحی بستر به‌گونه‌ای که یک کانال باریک با مصالح طبیعی (شن، قلوه‌سنگ) درون کانال اصلی برای عبور جریان پایه در نظر گرفته شود؛ درحالی‌که کناره‌ها برای مدیریت سیلاب تقویت می‌شوند.

۳. جایگزینی بتن با سنگ‌چین و مصالح متخلخل

به‌جای پوشاندن کامل کف رودخانه با بتن، از مصالح طبیعی مانند سنگ‌چین‌ها، قلوه‌سنگ و شن استفاده شود تا امکان تبادل آب با منطقه هایپورئیک فراهم شود. این رویکرد ضمن حفظ توانایی تصفیه‌کنندگی رودخانه، بستری مناسب برای زندگی آبزیان ایجاد می‌کند و با نمونه‌های موفق جهانی همخوانی دارد.

استفاده از بتن برای ساماندهی رودخانه‌ای که از خشکی رنج می‌برد، یک پارادوکس است؛ چراکه با افزایش ردپای کربن، به یکی از عوامل اصلی تهدیدکننده بقاء آن در بلندمدت تبدیل می‌شود. انتخاب مصالح جایگزین با ردپای کربن پایین‌تر، مانند سنگ‌چین‌های طبیعی، راهکاری منطقی‌تر و همسو با اهداف کاهش تغییر اقلیم است.

به‌جای پوشاندن کامل کف رودخانه با بتن، از مصالح طبیعی مانند سنگ‌چین‌ها، قلوه‌سنگ و شن استفاده شود تا امکان تبادل آب با منطقه هایپورئیک فراهم شود.

۴. مصالح بازیافتی بتنی به‌جای بتن نو

در نقاطی که بتن ضروری است، استفاده از سنگ‌دانه‌های بازیافتی بتن نشان داده که اثر محدودتری بر شیمی آب و تنوع میکروبی نسبت به بتن معمولی دارد و می‌تواند گزینه اقتصادی‌تری هم باشد.

۵. حفظ نوار حریم گیاهی

نگه‌داشتن یا احیای پوشش گیاهی حاشیه رودخانه حتی در طرح‌های بتنی، برای کاهش رواناب مستقیم، ایجاد فیلتر برای تصفیه آلاینده‌ها و ایجاد سایه (با هدف تنظیم دمای آب).

۶. احداث دیواره‌های با شیب ملایم و پوشش گیاهی به‌جای دیواره‌های عمودی بتنی

دیواره‌های عمودی بتنی، دسترسی موجودات به آب و خشکی را قطع کرده و منظری غیرطبیعی ایجاد می‌کنند. استفاده از دیواره‌های پله‌ای با پوشش گیاهی (مانند نی‌ها و درختچه‌های بومی) ضمن مهار سیلاب، زیستگاهی برای پرندگان و حشرات مفید فراهم می‌آورد و به خنک‌سازی هوا کمک می‌کند.

۷. ارزیابی هیدرولوژیک پیش از اجرا

انجام مطالعه دبی پایه و سطح آب زیرزمینی منطقه پیش از کف‌سازی، برای تعیین دقیق این‌که کدام بخش‌ها واقعاً در معرض خطر فرسایش هستند و نیاز به مداخله سخت (بتن) دارند و کدام بخش‌ها را می‌توان با روش‌های زیست‌مهندسی نرم مدیریت کرد.

۸. طراحی فضاهای سیلابی و پارک‌های حاشیه‌ای به‌جای کانال‌های تنگ بتنی

به‌جای تنگ کردن بستر برای افزایش سرعت جریان، با ایجاد فضاهای سیلابی و پارک‌های حاشیه‌ای، به رودخانه اجازه داده شود در مواقع سیلابی طغیان کرده و انرژی خود را به‌صورت ایمن تخلیه کند. این رویکرد که احیای فرآیندمحور نام دارد، در پروژه‌های جهانی موفقیت‌آمیز بوده و خطر سیلاب را در بلندمدت کاهش می‌دهد.

۹. برنامه‌ریزی برای نگهداری و پایش مستمر با مشارکت شهروندان و نهادهای محلی

هزینه‌های نگهداری (مانند پاکسازی، لایروبی و تأمین آب) باید در بودجه سالانه شهرداری دیده شود. ایجاد سازوکارهای مشارکتی مانند گروه‌های داوطلب محلی برای پایش کیفیت آب و پاکسازی، ضمن کاهش هزینه‌ها، حس تعلق و مسئولیت اجتماعی را افزایش می‌دهد. تجربه پروژه‌های موفق نشان داده که مشارکت عمومی، کلید پایداری بلندمدت این طرح‌هاست.

۱۰. آموزش و اطلاع‌رسانی عمومی درباره ارزش‌های محیط‌زیستی رودخانه

پیش و حین اجرای طرح، کمپین‌های آموزشی برای شهروندان و دانش‌آموزان برگزار شود تا اهمیت رودخانه به‌عنوان یک بوم‌سازگان حیاتی و نه صرفاً یک کانال آبی، درک شود. این فرهنگ‌سازی، از آلودگی‌های بعدی جلوگیری کرده و مشارکت عمومی را در پایداری طرح افزایش می‌دهد.

در مجموع، رویکرد جهانی به سمت طبیعی‌سازی یا احیای فرآیندمحور حرکت کرده است که در آن به رودخانه اجازه داده می‌شود با ایجاد فضا برای طغیان، مسیر طبیعی و پایدار خود را بیابد که این امر سبب کاهش خطر سیلاب در بلندمدت می‌شود.

با توجه به شواهد تجربی شرح داده شده، درخواست فعالان محیط‌زیست، مردم محلی و اساتید دانشگاهی از نظر علمی معتبر است. کف‌سازی کامل و یکپارچه بتنی معمولاً با قطع تبادل آب زیرزمینی، تخریب زیستگاه کف و کاهش کیفیت آب همراه است و در بلندمدت با چالش‌های جدی پایداری، تأمین آب و هزینه‌های نگهداری مواجه می‌شود.

بر همین اساس، پیشنهاد می‌شود که اجرای طرح ساماندهی رودخانه الیگودرز شامل ترکیبی از کف‌سازی موضعی، مصالح متخلخل و طراحی چندسطحی باشد تا بتواند اهداف مهندسی/زیبایی‌شناسی طرح را با تأکید بر حفظ کارکردهای بوم‌شناختی رودخانه تأمین کند. هم‌چنین، در صورت اجرای همزمان پیشنهادهای ارائه شده، طرح ساماندهی رودخانه الیگودرز از یک طرح صرفاً عمرانی به یک طرح یکپارچه احیاء بوم‌شناختی و اجتماعی تبدیل می‌شود که ضمن کاهش هزینه‌های بلندمدت و ردپای کربن، منافع ‌محیط زیستی، گردشگری و اقتصادی پایدار را برای شهر خرم آباد به ارمغان خواهد آورد.

و در پایان به گزارش رکنا ،  آنچه در این میان اهمیت دارد، این است که وجود سد بالادست نباید به‌تنهایی مبنای حذف بستر طبیعی رودخانه و تغییر کارکرد آن قرار گیرد. مدیریت سیلاب، یک مسئله صرفاً عمرانی نیست و نیازمند ارزیابی همزمان دبی‌های سیلابی، ظرفیت سد، سناریوهای سرریز، تغییرات اقلیمی، وضعیت آب زیرزمینی، سرعت جریان و پیامدهای پایین‌دست است.

تبدیل بستر رودخانه به سطح آسفالتی یا بتنی ممکن است در کوتاه‌مدت ظرفیت‌هایی برای استفاده شهری ایجاد کند، اما پرسش اصلی این است که هزینه این تغییر در بلندمدت برای ایمنی شهر و پایداری رودخانه چقدر خواهد بود. پیش از آنکه یک بستر طبیعی به پارکینگ، فضای شهری یا مسیر دسترسی تبدیل شود، باید با مطالعات مستقل و شفاف مشخص شود که این اقدام در شرایط سیلاب‌های با دوره بازگشت مختلف چه اثری بر شهر و پایین‌دست خواهد داشت.

مسئله، مخالفت با توسعه شهری نیست؛ مسئله این است که توسعه نباید به قیمت حذف کارکردهای طبیعی رودخانه انجام شود. اگر هدف، تبدیل رودخانه به یک ظرفیت شهری است، این ظرفیت باید با حفظ کارکرد هیدرولوژیک و اکولوژیک رودخانه تعریف شود، نه با حذف آن.

 

 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1239965