۱۷۵ هزار پزشک در کشور؛ سرانه تا پایان برنامه هفتم به بالای ۲۳ در ده‌هزار می‌رسد
تبلیغات

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، رئیس سازمان نظام پزشکی در نشست خبری با خبرنگاران اظهار داشت: دانشگاه تهران از سال ۱۳۱۳ تا سال ۱۴۰۰، یعنی طی ۸۷ سال، ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی را متناسب با زیرساخت‌ها و با رعایت استانداردهای کیفی، به ۸۵۰۰ نفر رساند. این در حالی است که طی چهار سال اخیر، به همین میزان یعنی ۸۵۰۰ نفر دیگر به ظرفیت پذیرش افزوده شده است. آیا ۸۷ سال در هیچ کجای دنیا معادل چهار سال محسوب می‌شود؟

سازمان نظام پزشکی پیش‌تر نسبت به بروز یک بحران موازی در سیاست افزایش بی‌رویه ظرفیت پزشکی هشدار داده بود. امروز این هشدارها به مرحله افشا رسیده است. این سیاست با دو پارادوکس خطرناک همراه است: نخست، خالی ماندن ظرفیت رشته‌های حیاتی تخصصی، و دوم، نابودی تدریجی کیفیت آموزش پزشکی. تداوم این روند نه‌تنها کمبود پزشک را جبران نخواهد کرد، بلکه نظام سلامت کشور را به سوی یک فروپاشی کیفی سوق می‌دهد.

برخلاف ادعای گمراه‌کننده درباره کمبود مطلق پزشک، کشور با یک معمای بحرانی مواجه است. بر اساس آخرین آمار سامانه سازمان نظام پزشکی، در حال حاضر ۱۰۶ هزار و ۳۰۰ پزشک عمومی و ۶۹ هزار و ۲۹۲ پزشک متخصص و بالاتر در کشور وجود دارد؛ یعنی در مجموع ۱۷۵ هزار و ۵۹۲ پزشک. 

با احتساب دانشجویان در حال تحصیل، در پایان برنامه پنج‌ساله هفتم، سرانه پزشک کشور قطعاً به بیش از ۲۳ پزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعیت خواهد رسید؛ رقمی که دقیقاً مطابق هدف برنامه پنج‌ساله هفتم و بالاتر از عدد ۲۰ پزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر است که در مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تا افق ۱۴۱۰ پیش‌بینی شده بود. به بیان دیگر، حتی اگر از هم‌اکنون پذیرش دانشجوی پزشکی متوقف شود، اهداف تعیین‌شده در برنامه هفتم و مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی محقق شده است؛ همان نکته‌ای که وزیر محترم بهداشت نیز به آن اشاره کرده‌اند.

با این وجود، در آزمون دستیاری امسال، ظرفیت رشته‌های خط مقدم نظام سلامت به شکل نگران‌کننده‌ای خالی مانده است. در مرحله ثبت‌نام، تنها ۱۰ درصد ظرفیت رشته طب اورژانس، ۲۲ درصد اطفال، ۳۲ درصد بیهوشی و ۱۵ درصد رشته عفونی تکمیل شده است. آمار سال گذشته نیز نشان می‌دهد که از ۵۴۰۰ صندلی دستیاری، ۶۹۰ صندلی حتی پیش از مرحله تکمیل ظرفیت خالی مانده بود. امسال نیز در برخی رشته‌های تخصصی و فلوشیپی، ظرفیت پذیرش در مرحله اول عملاً صفر بوده و هیچ داوطلبی وارد این رشته‌ها نشده است.

هم‌زمان، برآوردها نشان می‌دهد که حداقل ۳۰ هزار پزشک به دلیل شرایط ناپایدار اقتصادی و نبود چشم‌انداز روشن، به مشاغل غیرپزشکی روی آورده‌اند. ریشه این فاجعه، نتیجه مستقیم سیاست‌های شتاب‌زده و غیرکارشناسی است: نابودی انگیزه برای ورود به تخصص، تولید فارغ‌التحصیلان بی‌چشم‌انداز، و ترجیح کمیت بر کیفیت.

سازمان نظام پزشکی، به‌عنوان بازوی مشورتی و ناظر بر کیفیت نظام سلامت، هشدار می‌دهد که در صورت عدم توقف این سیاست‌های مخرب و بی‌توجهی به هشدارهای مکرر، ناگزیر خواهد بود اقداماتی را در دستور کار قرار دهد.

مسئله امروز دیگر صرفاً استدلال و اقناع نیست. ما از مرحله استدلال مؤثر عبور کرده‌ایم. مشکل، اثبات حقانیت یک روند صحیح و به کرسی نشاندن یک مسیر درست است. بسیاری از مسئولان به‌خوبی می‌دانند که اهداف عددی برنامه هفتم محقق شده است. آیا ممکن است کسی که خود در تدوین برنامه هفتم نقش داشته، از تحقق این اعداد بی‌اطلاع باشد؟ یا شورای عالی انقلاب فرهنگی نداند که به عدد مورد نظر خود رسیده است؟ پس اکنون چرا مجدداً به دنبال جمع‌آوری امضا برای افزایش ظرفیت هستیم؟

آیا افزایش منطقی ظرفیت که در اختیار وزارت بهداشت بوده، محقق نشده است که امروز جامعه پزشکی کشور، هم در داخل و هم در سطح بین‌المللی، از جایگاه قابل قبولی برخوردار است؟ چرا برخی در پی تخریب این دستاورد هستند؟

پرسش اساسی دیگر این است که سیاست‌های کلی سلامت ابلاغی مقام معظم رهبری در سال ۱۳۹۳، یک امر تزیینی و تشریفاتی است یا یک سیاست بالادستی الزام‌آور که باید رعایت شود؟

 

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات