رکنا گزارش می دهد
پشت پرده کلینیک مایندسنتر؛ بیماران دارای معلولیت با چوب کتک میخوردند؟ / روایت تکاندهنده خانوادهها از درمانی که به کابوس تبدیل شد
رکنا: روایت تکاندهنده بیماران و خانوادههای مراجعهکننده به کلینیک مایندسنتر از ادعای ضربوشتم بیماران، استفاده از روشهای درمانی غیرمتعارف، دریافت هزینههای سنگین و بدتر شدن وضعیت برخی بیماران پس از مراجعه به این مرکز که در نهایت پلمب شده است.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، موسسه مایندسنتر که با تبلیغات گسترده در فضای مجازی مدعی درمان انواع بیماریها و معلولیتها بود و به خانوادههای بیماران امید به بهبودی کامل میداد، پس از طرح شکایتهایی درباره نحوه فعالیت و رفتار با مراجعان پلمب شد. روایت بیماران و خانوادههای مراجعهکننده به این مرکز، از ادعای ضربوشتم بیماران، استفاده از روشهای درمانی غیرمتعارف و دریافت هزینههای سنگین حکایت دارد.
چند روز پیش، سیدمحمد میرخانی، معاون اجتماعی و امور مجلس سازمان نظام پزشکی، با انتشار ویدئویی از تبلیغات گذشته این مرکز، از پلمب آن خبر داده و گفته بود: «این تبلیغ موسسه مایندسنتر را به یاد میآورید که بسیار در فضای مجازی معروف شده بود؟ پلمب شد. گردانندگان موسسه هم در فهرست ۵۲ نفر مداخلهگری که خدمت مردم شریف ایران معرفی کردیم، بودند.»
اما پشت تصاویر تبلیغاتی این مجموعه چه میگذشت؟ آیا افرادی که با امید درمان بیماریهای خود و فرزندانشان به این مرکز مراجعه میکردند، با رفتارهای خشونتآمیز مواجه میشدند؟
پیگیریهای خبرنگار رکنا و گفتوگو با چند نفر از مراجعان، خانواده بیماران و یکی از کارکنان سابق این مجموعه، روایتهای نگرانکنندهای از شیوه فعالیت این مرکز، هزینههای درمان و برخورد با بیماران را آشکار میکند. البته این روایتها اظهارات مصاحبهشوندگان است و صحت تمام جزئیات آن نیازمند بررسی مراجع قضایی و نظارتی است.
روایت یک بیمار: نیم ساعت با چوب تمام بدنم را زدند!
یکی از افرادی که برای درمان اختلال تعادل و مشکل حرکتی (آتاکسی) به این مرکز مراجعه کرده بود، به خبرنگار رکنا گفت: از طریق اینستاگرام با این مرکز آشنا شدم. ویدئوهای زیادی از فعالیتهایشان دیده بودم و تصور میکردم حتما روش درمانی موثری دارند. جالب است بدانید بازیگران معروف بسیاری، این مرکز را در فضای مجازی تبلیغ می کردند که موجب جلب اعتماد بسیاری از مردم از جمله من شد.
او درباره تجربه خود در این مرکز توضیح داد: فقط یک جلسه مراجعه کردم. وقتی وارد اتاق شدم، تازه متوجه شدم قرار است چه کاری انجام دهند. دستیارانی در آنجا حضور داشتند که به نظر من تخصص پزشکی نداشتند. با چوب به بدن بیماران ضربه میزدند و مرتب چوب را خیس میکردند. حدود نیم ساعت تمام بدن من را با چوب زدند.
این مراجعهکننده میگوید برای انجام این کار باید لباسهایش را درمیآورد و پس از همان یک جلسه دیگر به مرکز مراجعه نکرد.
او همچنین مدعی شد در زمان حضورش در اتاق درمان، چند بیمار دیگر نیز حضور داشتند و صدای فریاد و گریه کودکان شنیده میشد. به گفته او، صدای موسیقی بسیار بلند بود؛ بهگونهای که تصور میکرد برای پوشاندن صدای بیماران از آن استفاده میشد.
کارمند سابق: نیروهای اتاق درمان تخصص پزشکی نداشتند
یکی از کارکنان سابق این مجموعه که حدود چند ماهی در آنجا فعالیت داشته و خواستار محفوظ ماندن هویتش شده است، در گفتوگو با رکنا مدعی شد بسیاری از شکایتهای مطرحشده درباره رفتار با بیماران واقعیت دارد.
او گفت: بسیاری از افرادی که به این مرکز مراجعه میکردند، با امید درمان بیماریهایشان آمده بودند؛ اما در اتاق درمان با رفتارهای خشونتآمیز مواجه میشدند. حتی برخی بیماران پس از مراجعه، از درد و بدتر شدن وضعیت جسمی خود شکایت داشتند.
این فرد همچنین مدعی شد افرادی که در اتاق درمان فعالیت میکردند، بهجز یک نفر، مدارک پزشکی مشخصی نداشتند و برخی از آنها نیروهای آزاد بودند.
به گفته این کارمند سابق، در این مجموعه برای برخی بیماران، بستههای درمانی ویژه یا VIP پیشنهاد میشد و هزینه جلسات برای بیماران ایرانی حدود ۷ تا ۸ میلیون تومان عنوان میشد. او همچنین ادعا کرد هزینه برخی خدمات برای افرادی که سابقه سفر خارجی داشتند، به دلار محاسبه میشد و در مواردی رقم هر جلسه به ۳۰۰ دلار میرسید.
این فرد درباره خدمات نقشه مغزی نیز ادعاهایی مطرح کرد و مدعی شد نتایج برخی نقشهها با تاخیر در اختیار بیماران قرار میگرفت و احتمال دستکاری آنها وجود داشت. این ادعا تاکنون بهصورت مستقل تأیید نشده است.
مادری که برای درمان فلج مغزی فرزندش به این مرکز پناه برد
یکی از تلخترین روایتها مربوط به مادری است که فرزندش به فلج مغزی چهاراندام مبتلاست.
این مادر که خود نیز سابقه سکته مغزی دارد، به رکنا گفت: ما تحت پوشش بهزیستی هستیم و وضعیت مالی مناسبی نداریم. وقتی تبلیغات این مرکز را در اینستاگرام دیدم، با خودم گفتم شاید پسرم بالاخره درمان شود. به همین امید مراجعه کردیم.
او ادامه داد: حدود دو تا سه سال پیش برای گرفتن نوبت اقدام کردیم. نزدیک شش ماه به ما وقت ندادند. در نهایت با اصرار حضوری توانستیم فرزندم را نزد آنها ببریم.
به گفته این مادر، برای ویزیت فرزندش هفت میلیون تومان پرداخت کردهاند؛ مبلغی که برای خانوادهای با شرایط اقتصادی آنها بسیار سنگین بوده است.
او درباره اتفاقی که در اتاق درمان رخ داده، گفت: پسرم حدود پنج دقیقه داخل اتاق بود. وقتی بیرون آمد، گفت دو نفر دستهایش را گرفته بودند و فرد دیگری با چوب به او ضربه میزد. حتی خودش از شدت امید به خوب شدن میگفته محکمتر بزنید، شاید خوب شوم.
اما ماجرا به همان جلسه ختم نشده است.
این مادر میگوید پس از مراجعه، دستورهایی به خانواده داده شده بود تا روزانه در خانه نیز همان روش را روی بدن فرزندشان اجرا کنند.
او در این باره توضیح داد: به ما گفته بودند روزی ۲۰ دقیقه این کار را انجام دهیم. باید لباسهایش را درمیآوردیم، با کفگیر چوبی به دستهایش ضربه میزدیم و بعد بدنش را با روغن عقرب که به ما داده بودند، چرب میکردیم!
به گفته این مادر، پس از انجام این اقدامات، وضعیت جسمی فرزندش بدتر شد و او برای مدتی قادر به حرکت دادن پای خود نبود. همچنین خانواده متوجه ترشحات پوستی، درد و مشکلات خواب و تغذیه او شدند.
این مادر میگوید در ابتدا تصور میکردند این اقدامات بخشی از روند درمان است؛ اما پس از مدتی فرزندشان با جملاتی که برای خانواده بسیار دردناک بود، از تجربه خود صحبت کرد.
او گفت: پسرم به ما گفت احساس میکنم شما عقدههایتان را سر من خالی میکنید؛ شبها با چوب دنبالم میکنید و کتکم میزنید. وقتی این حرف را شنیدم، احساس کردم تمام دنیا روی سرم خراب شده است. ما فکر میکردیم داریم برای درمانش تلاش میکنیم، اما او این کارها را شکنجه تجربه کرده بود.
خانواده بیمار مبتلا به اختلال اضطراب: حتی اجازه توضیح درباره درمان را نمیدادند
همسر یکی دیگر از مراجعان که برای درمان اختلال استرس و اضطراب به این مرکز مراجعه کرده بود، از رفتار نامناسب کارکنان و نبود شفافیت درباره روش درمان انتقاد کرد.
او به رکنا گفت: از طریق تبلیغات اینستاگرامی با این مرکز آشنا شدیم. فضای آنجا بسیار آشفته بود و برخورد کارکنان با بیماران و همراهانشان پرخاشگرانه بود.
این فرد توضیح داد که پس از پرداخت چهار میلیون تومان برای نقشه مغزی، چند ساعت در انتظار ماندند و در نهایت نیز نتوانستند پاسخ روشنی درباره شیوه درمان دریافت کنند.
او افزود: وقتی درباره روش درمان سؤال میکردیم، توضیحی نمیدادند و میگفتند شما فقط نوبت بگیرید. حتی زمانی که از پزشک درباره تفاوت روش درمانیاش با روشهای قبلی پرسیدیم، پاسخ مشخصی نگرفتیم.
به گفته او، برخورد نامناسب کارکنان و نبود توضیحات علمی درباره روند درمان باعث شد اعتمادشان را از دست بدهند و ادامه درمان را متوقف کنند.
ادعای بدتر شدن وضعیت بیماران و دریافت هزینههای سنگین
کارمند سابق این مرکز همچنین مدعی شد برخی خانوادهها برای پرداخت هزینههای درمان، طلا و داراییهای خود را فروختهاند و در مواردی نیز وعدههای درمانی با هزینههای سنگین به آنها داده میشده است.
او درباره وضعیت برخی بیماران دارای معلولیت گفت: «افرادی از شهرهای دور، حتی از سیستان و بلوچستان، با امید درمان فرزندانشان مسافتهای طولانی را طی میکردند. برخی از خانوادهها بعداً تماس میگرفتند و از بدتر شدن وضعیت فرزندشان خبر میدادند.»
این فرد همچنین مدعی شد برخی بیماران پس از مراجعه دچار کبودی، درد و آسیبهای جسمی شدهاند و تعدادی از کودکان پس از تجربههای ناخوشایند در مرکز، دچار ترس از مراجعه مجدد به پزشک شدهاند.
پلمب مرکز پایان ماجرا نیست
روایتهای مطرحشده از سوی بیماران و خانوادههای آنها، پرسشهای جدی درباره نظارت بر مراکزی ایجاد میکند که با استفاده از تبلیغات گسترده در فضای مجازی، امید درمان را در خانوادههای دارای بیماران خاص و افراد دارای معلولیت زنده میکنند.
چگونه یک مجموعه میتواند با چنین حجم از تبلیغات در فضای مجازی فعالیت کند؟ صلاحیت علمی و حرفهای افرادی که در اتاقهای درمان حضور دارند چگونه احراز میشود؟ چه نهادی بر شیوه ارائه خدمات، دریافت هزینهها و رعایت حقوق بیماران نظارت میکند؟
همچنین ادعاهای مطرحشده درباره ضربوشتم بیماران، ارائه روشهای درمانی فاقد پشتوانه علمی، احتمال دستکاری نتایج آزمایشها و بدتر شدن وضعیت برخی مراجعهکنندگان، نیازمند بررسی دقیق مراجع ذیصلاح است. لازم به ذکر است بسیاری از این افراد، به علت عدم توانایی مالی، از پیگیری قضایی این ماجرا صرف نظر کرده اند که لازم است با ورود مدعی العموم به این ماجرا، برای خانواده های آزار دیده در این مرکز شکایت ثبت کنند.
ارسال نظر