دکتر کردبچه، جامعهشناس در گفتوگو با رکنا بررسی کرد:
خرافات در کدام دوره در ایران بیشتر از همه رایج شد؟/ فیلم
اجتماعی رکنا: یک جامعهشناس با اشاره به افزایش گرایش بخشی از جامعه به رمالی وفالگیری و باورهای خرافی، به سه عامل مهم برای کاهش گرایش به خرافات اشاره کرد: بازگشت امید و احساس کنترل بر زندگی، افزایش آگاهی و تفکر انتقادی و دسترسی آسانتر به خدمات سلامت روان. او گفت: اگر انسان بداند فردای او تأمین است و نگرانی از آینده نداشته باشد، به فال امروز پناه نمیبرد.
رضا کردبچه، جامعهشناس و استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی رکنا با اشاره به تجربه چندینساله خود در حوزه جامعهشناسی و مستندسازی اجتماعی اظهار کرد: جامعهشناس نباید فقط پشت میز بنشیند و نظریهپردازی کند؛ من حدود ۲۰ تا ۲۵ سال در حوزه فعالیتهای اجتماعی و مستندسازی کار کردهام و بخش زیادی از مسائل اجتماعی را از نزدیک در خیابان، مترو و میان مردم دیدهام.
وی افزود: در این سالها با افرادی مواجه شدهام که با وجود فقر و مشکلات شدید اقتصادی، همچنان تلاش کردهاند کرامت و شرافت انسانی خود را حفظ کنند. برای مثال، افراد سالخوردهای را دیدهام که به جای مراجعه به فالگیر و رمال، برای تأمین هزینه زندگی خود ضایعات جمع میکردند.
کردبچه ادامه داد: از سوی دیگر، افرادی را هم دیدهام که با وجود برخورداری مالی، برای مسائل شخصی و خانوادگی به رمال و فالگیر مراجعه میکنند و مبالغ بسیار زیادی میپردازند. بنابراین نمیتوان گفت گرایش به خرافات صرفاً متعلق به یک طبقه اجتماعی یا افراد کمسواد و کمبرخوردار است.
صفویه و قاجاریه؛ دو دوره برجسته رواج خرافات
این جامعهشناس درباره سابقه تاریخی خرافات در ایران گفت: جامعه ایران در دورههای مختلف با خرافات درگیر بوده است، اما میتوان از دوره صفویه و قاجاریه به عنوان دو دوره برجسته نام برد.
وی با اشاره به دوره صفویه افزود: در دوره شاه عباس دوم و برخی دورههای دیگر، موضوع منجمباشیها، رصد ستارگان و استفاده از نجوم برای تصمیمگیریهای حکومتی مطرح بود و حتی در برخی موارد برای تصمیمهای سیاسی و قراردادها از منجمان درباره مناسب بودن زمان و اقدام موردنظر سؤال میشد.
کردبچه ادامه داد: در دوره صفویه، نوعی ایدئولوژیمحوری نیز در ساختار حکومت شکل گرفت و باورها و رفتارهای موجود در ساختار قدرت میتوانست در جامعه نیز بازتاب پیدا کند. در منابع تاریخی میتوان نمونههای زیادی از باور مردم آن دوره به رمالی، فالگیری و خرافات پیدا کرد.
وی درباره دوره قاجار نیز گفت: یکی از عوامل مهم، فاصله و ناهمگونی شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران با جهان در دوره انقلاب صنعتی بود. در حالی که کشورهای اروپایی وارد مرحله جدیدی از توسعه صنعتی شده بودند، ایران از این روند عقب مانده بود و همین شکاف و سرخوردگی اجتماعی یکی از زمینههای گسترش برخی باورهای خرافی بود.
این جامعهشناس افزود: شیوع بیماریهای گسترده نیز عامل دیگری بود. در دورهای که هنوز واکسن و روشهای علمی برای مقابله با بسیاری از بیماریها وجود نداشت، مردم برای کنترل و درمان بیماریها به دعا و روشهای غیرعلمی متوسل میشدند.
به گفته وی، عملکرد حاکمان، شکستها و جنگهای دوره قاجار و سرخوردگی ناشی از شرایط اجتماعی و سیاسی نیز از عواملی بود که میتوانست زمینه گرایش مردم به خرافات را تقویت کند.
برای مقابله با خرافات، مردم را مسخره نکنیم
کردبچه با تأکید بر اینکه برخورد تمسخرآمیز با افراد دارای باورهای خرافی نتیجهای ندارد، گفت: کسی که به خرافات اعتقاد دارد نباید مورد تمسخر قرار بگیرد. فردی که باور خرافی دارد با یک مسئله و مشکل مواجه است و با نکوهش و تمسخر نمیتوان این مشکل را درمان کرد.
وی نخستین راهکار را بازگرداندن امید به جامعه دانست و اظهار کرد: باید کاری کنیم انسانها احساس کنند عاملیت و کنترل زندگی خود را در دست دارند. وقتی فردی بتواند با درآمد خود هزینه زندگی، مسکن و خانوادهاش را تأمین کند و دائماً دغدغه فردا را نداشته باشد، زمینه گرایش او به فال و پیشگویی نیز کاهش پیدا میکند.
این جامعهشناس تأکید کرد: اگر من دغدغه فردا و ناامیدی از آینده داشته باشم، به فال امروز پناه میبرم؛ اما اگر بدانم فردای من تا حدی تأمین است و نگرانی دائمی از آینده ندارم، دلیلی برای پناه بردن به فال و پیشگویی نخواهم داشت.
رسانهها باید تفکر انتقادی را تقویت کنند
کردبچه افزایش آگاهی و تقویت تفکر انتقادی را دومین عامل مهم دانست و گفت: رسانههای جمعی نقش مهمی در این زمینه دارند. رسانه نباید صرفاً به سرگرمی، ورزش یا مصرفگرایی محدود شود و باید فضای بیشتری برای حضور متخصصان و گفتوگو درباره مسائل اجتماعی فراهم شود.
وی افزود: رسانهها باید به مردم کمک کنند مسائل اجتماعی را بشناسند و قدرت تحلیل و تفکر انتقادی پیدا کنند. در فضای مجازی نیز به جای اینکه صفحات مربوط به فالگیری، انرژیدرمانی و کوچینگهای غیرعلمی بیشتر دیده شوند، باید محتوای آگاهیبخش و علمی در دسترس مردم قرار گیرد.
این استاد دانشگاه با اشاره به افزایش گرایش برخی جوانان به فالگیری آنلاین گفت: حتی جوانان ۱۸ یا ۱۹ ساله نیز گاهی به دلیل نگرانی درباره آینده به سمت چنین محتواهایی میروند؛ در حالی که فرد باید تا حد امکان عاملیت زندگی خود را در دست بگیرد و برای مواجهه با واقعیتهای زندگی آماده باشد.
خدمات سلامت روان باید در دسترس و کمهزینه باشد
وی سومین عامل را دسترسی به خدمات سلامت روان عنوان کرد و گفت: اگر فردی با مشکلات روانی و اجتماعی مواجه است، باید بتواند به روانشناس، روانپزشک و نهادهای سلامت روان دسترسی داشته باشد.
کردبچه افزود: وقتی مراجعه به متخصص هزینه بالایی داشته باشد، ممکن است فرد به جای دریافت خدمات تخصصی، به سمت رمال یا فالگیر برود که وعده راهحل سریع میدهد. بنابراین خدمات سلامت روان باید برای اقشار مختلف جامعه در دسترس و تا حد امکان کمهزینه یا رایگان باشد.
یافتههای یک پژوهش درباره عوامل گرایش به خرافات
این جامعهشناس با اشاره به موضوع پایاننامه کارشناسی ارشد خود گفت: موضوع پژوهش من خرافات بود و در آن عوامل مختلف اجتماعی از جمله مشکلات خانوادگی، جنسیت، دینداری و باورهای دینی، پایگاه اجتماعی و رسانهها را در گرایش افراد به خرافات بررسی کردم.
وی افزود: نتایج این پژوهش نشان داد میان مشکلات خانوادگی و گرایش به خرافات رابطه وجود دارد. همچنین دینداری افراطی با گرایش به خرافات رابطه مستقیم داشت و زنان در این مطالعه نسبت به مردان گرایش بیشتری به باورهای خرافی نشان دادند.
کردبچه درباره نقش سطح تحصیلات و درآمد نیز گفت: پایگاه اجتماعی، که تحصیلات و سطح درآمد را نیز دربرمیگیرد، در این پژوهش رابطه معناداری با گرایش به خرافات نداشت. بنابراین نمیتوان گفت افراد دارای تحصیلات یا درآمد پایین الزاماً بیشتر از افراد دارای تحصیلات و درآمد بالا به خرافات گرایش دارند.
همه باورهای سنتی را نمیتوان خرافه مضر دانست
این جامعهشناس با تفکیک باورهای خرافی از آیینها و سنتهای فرهنگی گفت: برخی باورها مانند «زدن به تخته»، دود کردن اسفند، نگرانی از عدد ۱۳ یا برخی باورهای مربوط به عطسه، در فرهنگ عمومی و ناخودآگاه جمعی جامعه ریشه پیدا کردهاند.
وی افزود: اگر چنین باورهایی باعث اختلال در زندگی فردی و اجتماعی نشوند، نمیتوان آنها را با باورهایی که فرد را به پرداخت مبالغ سنگین به رمال و فالگیر یا تصمیمگیریهای آسیبزا سوق میدهند، یکسان دانست.
کردبچه ادامه داد: این نوع باورها در بسیاری از جوامع جهان نیز وجود دارند؛ برای مثال در برخی هتلها اتاق شماره ۱۳ وجود ندارد و در برخی هواپیماها نیز از شماره ۱۳ استفاده نمیشود. اینها بخشی از باورهای فرهنگی و آیینی هستند که لزوماً اختلالی در روند زندگی ایجاد نمیکنند.
وی تأکید کرد: انسانها را نمیتوان به دو دسته «خرافی» و «غیرخرافی» تقسیم کرد؛ افراد در واقع روی یک طیف قرار دارند؛ برخی کمتر و برخی بیشتر تحت تأثیر باورهای خرافی هستند. مسئله اصلی زمانی است که این باورها به زندگی فردی یا اجتماعی آسیب بزنند و برای فرد اختلال ایجاد کنند.
افراد متخصص هم ممکن است باورهای خرافی داشته باشند
کردبچه در ادامه به تجربهای از یکی از مستندهای خود اشاره کرد و گفت: پزشکی بسیار حاذق را میشناختم که با وجود جایگاه علمی بالا، به دلیل باور شخصی حاضر نبود در روز سیزدهم ماه جلوی دوربین حاضر شود.
وی افزود: این مثال نشان میدهد حتی افرادی که از نظر علمی و اجتماعی در جایگاه بالایی قرار دارند نیز ممکن است برخی باورهای خرافی داشته باشند؛ اما تفاوت در این است که این باور تا چه اندازه وارد تصمیمهای اساسی زندگی فرد میشود و آیا باعث آسیب فردی و اجتماعی میشود یا خیر.
این جامعهشناس در پایان تأکید کرد: برای کاهش خرافات، نمیتوان صرفاً مردم را سرزنش کرد؛ باید همزمان امید به آینده، احساس کنترل بر زندگی، آگاهی و تفکر انتقادی و دسترسی به خدمات تخصصی سلامت روان را تقویت کرد. در چنین شرایطی، زمینه اجتماعی گرایش به فالگیری و رمالی نیز کاهش پیدا خواهد کرد.
ارسال نظر