رکنا گزارش می دهد
فیلم / آسفالت بستر رودخانه در الیگودرز؛ توسعه شهری یا ساخت و ساز روی مسیر سیلاب؟
اجتماعی رکنا، آسفالت حدود ۱۵ هزار مترمربع از بستر رودخانه درونشهری الیگودرز برای ایجاد فضای شهری، پارکینگ فصلی و ساماندهی دستفروشان، در حالی خبرساز شده که شهرداری با استناد به وجود سد بالادست، خطر سیلاب را منتفی میداند؛ اما پرسش اساسی این است که آیا پیش از این مداخله، ظرفیت عبور سیلاب، دوره بازگشت، پهنه خطر و اثر تغییر نفوذپذیری زمین بر اساس مطالعات هیدرولوژیک و هیدرولیکی بررسی شده است؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، تصاویر منتشرشده از آسفالت حدود ۱۵ هزار مترمربع از بستر رودخانه درونشهری الیگودرز، بار دیگر بحث درباره نحوه مداخله در حریم و بستر رودخانهها و نسبت میان توسعه شهری و مدیریت ریسک سیلاب را مطرح کرده است.
شهردار الیگودرز اعلام کرده است که با این اقدام حدود ۱.۵ هکتار فضای مفید شهری ایجاد شده و قرار است بخشی از این محدوده به پارکینگ فصلی اختصاص یابد و دستفروشان و وانتبارها نیز در آن ساماندهی شوند. به گفته شهرداری، وجود سد در بالادست نیز خطر سیلاب را کاهش داده است.
با این حال، از منظر مهندسی رودخانه، وجود سد در بالادست بهتنهایی به معنای حذف خطر سیلاب نیست. سد میتواند بخشی از جریان سیلاب را کنترل کند، اما میزان ایمنی پاییندست به ظرفیت مخزن، نحوه بهرهبرداری، وضعیت سرریزها، میزان بارش در حوضه، رخداد سیلابهای فراتر از ظرفیت طراحی و همچنین جریانهای سطحی و روانابهایی که ممکن است خارج از کنترل سد ایجاد شوند، وابسته است. بنابراین «وجود سد» جایگزین مطالعه هیدرولوژیک و هیدرولیکی رودخانه نیست.
موضوع اصلی نیز این نیست که رودخانه در شرایط عادی آب دارد یا خشک است. سؤال فنی این است که آیا محدوده آسفالتشده در زمان وقوع سیلاب همچنان بخشی از پهنه عبور جریان خواهد بود یا خیر. رودخانهها بر اساس دبیهای عادی تعریف نمیشوند؛ بلکه ظرفیت عبور جریان در شرایط سیلابی، تراز آب، سرعت جریان و محدوده انتشار سیلاب باید مبنای تصمیمگیری درباره هرگونه تغییر کاربری در بستر و حریم آنها باشد.
برای ارزیابی علمی این طرح، نخست باید مشخص شود دبی سیلاب طراحی رودخانه بر اساس چه دوره بازگشتی تعیین شده است. آیا سیلاب با دوره بازگشت ۱۰، ۲۵، ۵۰ یا ۱۰۰ ساله مبنای طراحی قرار گرفته است؟ همچنین باید مشخص باشد مطالعات هیدرولوژیکی حوضه و پهنهبندی سیلاب انجام شده یا خیر و برای بررسی رفتار جریان در محدوده شهری، آیا مدل هیدرولیکی رودخانه تهیه شده است یا خیر. استفاده از مدلهایی مانند HEC-RAS میتواند در صورت وجود دادههای مناسب، تصویری از تراز سطح آب، سرعت جریان، محدوده آبگرفتگی و اثر مداخلات عمرانی بر ظرفیت عبور سیلاب ارائه دهد.
از سوی دیگر، وضعیت حقوقی محدوده نیز اهمیت اساسی دارد. باید مشخص شود بستر و حریم قانونی رودخانه دقیقاً کجاست و آیا بخش آسفالتشده در محدوده بستر قانونی قرار گرفته است یا خیر. در این میان، موضع شرکت آب منطقهای بهعنوان متولی بخش مهمی از موضوعات مرتبط با بستر و حریم رودخانه نیز باید بهصورت شفاف اعلام شود. پرسش مشخص این است که آیا برای این مداخله، مطالعات و مجوزهای لازم از مراجع ذیربط اخذ شده است؟
موضوع دیگری که نباید نادیده گرفته شود، تغییر ویژگیهای سطح زمین بر اثر آسفالت است. آسفالت تقریباً نفوذپذیری سطح را بهشدت کاهش میدهد و در صورت نبود شبکه مناسب جمعآوری و هدایت رواناب، میتواند حجم و سرعت رواناب سطحی را افزایش دهد. بنابراین لازم است اثر این تغییر بر زهکشی شهری، رواناب و رفتار آب در زمان بارشهای شدید نیز بررسی شده باشد.
از منظر مدیریت بحران، کاربریهایی مانند پارکینگ فصلی، استقرار وانتبارها و ساماندهی دستفروشان در محدودهای که احتمال دارد در شرایط سیلابی فعال شود، نیازمند یک پروتکل روشن برای تخلیه اضطراری است. اگر این محدوده در یک رخداد شدید در معرض آبگرفتگی قرار گیرد، باید مشخص باشد چه سامانه هشدار، چه زمان تخلیه و چه دستگاهی مسئول خارج کردن خودروها و افراد از محدوده خواهد بود.
تجربه برخی شهرها از جمله قم نشان داده است که مسئله رودخانه شهری را نمیتوان صرفاً با وضعیت ظاهری بستر در زمان اجرای پروژه سنجید. رودخانه ممکن است بخش قابلتوجهی از سال خشک یا کمآب باشد، اما همین پهنه در زمان بارشهای شدید به مسیر انتقال حجم بزرگی از آب تبدیل شود. به همین دلیل، تبدیل بستر یا پهنه سیلابی به فضای شهری بدون ارزیابی سناریوهای حدی میتواند به جای حذف ریسک، صرفاً آن را از چشم شهروندان پنهان کند.
از این منظر، دفاع از پروژه یا مخالفت با آن هر دو باید مبتنی بر داده باشد. اگر مطالعات نشان دهد که محدوده آسفالتشده خارج از پهنه خطر سیلاب با دوره بازگشت موردنظر است، ظرفیت عبور جریان حفظ شده، اثر آن بر رواناب کنترل شده و مجوزهای قانونی نیز اخذ شده است، میتوان درباره کاربری شهری آن بحث کرد. اما اگر چنین مطالعاتی وجود نداشته باشد، استناد صرف به خشک بودن رودخانه یا وجود سد در بالادست نمیتواند مبنای کافی برای اثبات ایمنی پروژه باشد.
اکنون چند پرسش مشخص پیش روی شهرداری، شرکت آب منطقهای و سایر دستگاههای مسئول قرار دارد: دبی سیلاب طراحی رودخانه الیگودرز چقدر است؟ دوره بازگشت سیلاب طراحی چند سال در نظر گرفته شده؟ پهنهبندی سیلاب انجام شده است؟ مدل هیدرولیکی رودخانه تهیه شده؟ محدوده آسفالتشده دقیقاً چه نسبتی با بستر و حریم قانونی دارد؟ اثر کاهش نفوذپذیری ناشی از آسفالت بر رواناب محاسبه شده است؟ و در صورت وقوع سیلاب شدید، تکلیف پارکینگ، خودروها و سایر کاربریهای مستقر در این محدوده چیست؟
پاسخ به این پرسشها تعیین میکند که آسفالت ۱۵ هزار مترمربع از بستر رودخانه واقعاً یک پروژه ساماندهی شهری است یا اقدامی که بدون حذف ریسک، آن را به کاربریهای جدید شهری منتقل کرده است. در مدیریت سیلاب، «نبود آب امروز» معیار ایمنی فرداست؛ آنچه باید مبنای تصمیم باشد، رفتار رودخانه در روزی است که بارش از ظرفیت معمول فراتر میرود.
ارسال نظر