یک مشت طلا

    1

    نتیجه جستجو :

    • رکنا: مدت‌ها بود که به پولدار شدن فکر می‌کرد. دلش می‌خواست سری در سرها در بیاورد. دوست داشت با غرور سرش را بالا بگیرد و آنقدر پول خرج کند که دیگران حسرتش را بخورند نه او حسرت دیگران را.

    ۱
    تبلیغات

    ادامه