حوادث رکنا: زن تحصیلکردهای پس از سالها زندگی مشترک با همسر دیپلمهاش در مرزداران، بهدلیل اختلاف سطح تحصیلات و فاصله فکری، درخواست طلاق داد.
رکنا: پیش از فروپاشی رابطه زناشویی، نشانههایی ظریف و هشداردهنده در زندگی مشترک ظاهر میشوند که اگر بهموقع تشخیص داده شوند، میتوانند به جلوگیری از جدایی و بازسازی ارتباط عاطفی کمک کنند.
رکنا: زن 36ساله تبعه افغانستان در مراجعه به کلانتری گلشهر مشهد پرده از سالها زندگی پر از رنج، نبود حریم خصوصی، ازدواج پنهانی همسرش و ماجرای دخالت یک رمال در زندگی خانوادگیاش برداشت؛ روایتی که نشان…
رکنا: ن بارداری که در آستانه مادر شدن بود، در جلسه دادگاه خانواده اعلام کرد پس از پیدا کردن یک تلفن همراه اضافی در کشوی میز کار همسرش، از شنیدن صدای تماس صمیمانه یک زن ناشناس در آن رنج برده و به این…
رکنا:ما هنوز هم همدیگر را دوست داریم، اما دیگر توان اداره خانه را نداریم! این جملهای است که شیدا به زبان میآورد. زوج جوانی که با عشق ازدواج کردند و به تهران آمدند، حالا به دلیل فشارهای زندگی و…
رکنا: جوان ۳۷ سالهای که با وجود مخالفت خانوادهاش برای رسیدن به عشقش پای سفره عقد نشست، امروز پس از سالها کار سخت، مشکلات اقتصادی و درگیریهای خانوادگی، تنها سهمش از این عشق «هیچ» است و همسرش او…
رکنا: دختر ۲۳ سالهای که نخستینبار در ۱۴ سالگی پای عشق اینستاگرامی را به زندگیاش باز کرده بود، پس از سالها اعتیاد، طلاق، فرار از خانه، کارتنخوابی و آلودگی به خلاف، سرانجام در لانه یک خردهفروش…
حوادث رکنا: قاضی دادگاه خانواده از تلخترین روز کاری خود گفت؛ زمانی که والدین پس از طلاق، کودک ۴ سالهشان را رها کرده و او ناچار شد کودک را به بهزیستی بسپارد.
رکنا: ملیجه تصمیم گرفته از شوهرش جدا شود، اما شوهرش جواد به ابلاغیه توجه نکرده و به دادگاه نرفته است. ملیحه برای اعتمادآنلاین از دلایل طلاق میگوید.
رکنا: زن 35 ساله آمریکایی برای انتقام از همسر سابقش که بر سر حضانت فرزندانشان درگیر دعوای حقوقی بودند، دست به جنایتی هولناک زد و 2 فرزند خردسال خود را به قتل رساند.
رکنا: جوانی که با امید زندگی مشترک خود را آغاز کرده بود، قربانی حسادت باجناقش شد؛ او ابتدا به اصرار باجناق معتاد شد، سپس کار و زندگیاش را از دست داد و در نهایت برای تأمین هزینهها به خرید و فروش…
رکنا: تنهایی، عشق و یک نفس شیشه؛ همین کافی بود تا زن ۴۲ سالهای که روزگاری با عشق همسرش زندگی میکرد، حالا با خاطرهای سیاه و کیف پر از مواد، پایش به کلانتری باز شود.