جامعه‌ای که در آن همه به دنبال نقطه‌ضعف یکدیگرند؛ زخم عمیق بی‌اعتمادی و فروپاشی مدارا در ایران

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، از قضاوت‌های شتاب‌زده و موج‌سواری در شبکه‌های اجتماعی تا فحاشی، تخریب و حذف انسان‌ها؛ چرا بخشی از جامعه ایران به جای گفت‌وگو، به میدان محاکمه یکدیگر تبدیل شده است؟

در جامعه ایران نشانه‌هایی از یک آسیب اجتماعی نگران‌کننده به چشم می‌خورد؛ آسیبی که خود را در حمله‌های بی‌وقفه افراد به یکدیگر، قضاوت‌های شتاب‌زده، فحاشی، تخریب شخصیت و تلاش برای حذف اجتماعی کسانی نشان می‌دهد که حتی درباره تمام ابعاد زندگی، رفتار و گذشته آنها اطلاعات دقیقی در دست نیست.

انگار در بخشی از فضای عمومی، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، دیگر قرار نیست انسان‌ها را با مجموعه‌ای از ویژگی‌ها، تجربه‌ها، انتخاب‌ها و شرایط زندگی‌شان بشناسیم. کافی است نقطه‌ای تاریک، خطایی کوچک، یک جمله نامناسب یا حتی ادعایی تأییدنشده درباره کسی مطرح شود تا گروهی از افراد به سرعت به صف منتقدان خشمگین او بپیوندند؛ گویی فرصتی برای محکوم کردن، تحقیر کردن و کنار گذاشتن یک انسان پیدا کرده‌اند.

در این میان، گاهی حتی روشن نیست اصل ماجرا چیست، چه اتفاقی افتاده، روایت طرف مقابل کدام است و اطلاعات منتشرشده تا چه اندازه صحت دارد. با این حال، موج شکل می‌گیرد، قضاوت صادر می‌شود و پیش از آنکه حقیقت روشن شود، حکم اجتماعی فرد صادر شده است.

این وضعیت را نمی‌توان صرفاً به ضعف اخلاق فردی یا بی‌ادبی کاربران شبکه‌های اجتماعی تقلیل داد. آنچه مشاهده می‌شود، می‌تواند نشانه‌ای از زخمی عمیق‌تر در روابط اجتماعی باشد؛ زخمی که باید ریشه‌های آن را در وضعیت اعتماد عمومی، فشارهای اقتصادی و روانی، احساس ناامنی اجتماعی، تغییر الگوهای ارتباطی و کاهش ظرفیت گفت‌وگو جست‌وجو کرد.

وقتی اعتماد جای خود را به سوءظن می‌دهد

یکی از مهم‌ترین پایه‌های زندگی اجتماعی، اعتماد میان انسان‌هاست. اعتماد یعنی افراد بتوانند بدون آنکه دائماً در معرض بدگمانی و اتهام باشند، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ یعنی بدانند یک اشتباه، یک اختلاف‌نظر یا یک تصمیم نادرست لزوماً به معنای بی‌اعتبار شدن تمام شخصیت و زندگی آنها نیست.

اما وقتی اعتماد اجتماعی تضعیف می‌شود، روابط انسانی نیز تغییر می‌کند. افراد به جای آنکه ابتدا درباره یکدیگر پرس‌وجو کنند، توضیح بخواهند و به دنبال فهمیدن شرایط باشند، ممکن است با سوءظن به رفتار هم نگاه کنند.

در چنین فضایی، انسان دیگر فقط با عملکرد امروز خود سنجیده نمی‌شود؛ گذشته، روابط، اشتباهات، اظهارنظرها و حتی سکوت او نیز می‌تواند به ابزاری برای قضاوت تبدیل شود.

این همان نقطه‌ای است که رابطه اجتماعی از مدار اعتماد خارج می‌شود و به رابطه‌ای مبتنی بر مراقبت، ترس و دفاع دائمی از خود تبدیل می‌شود.

 چرا بعضی افراد منتظر پیدا کردن نقطه‌ضعف دیگران هستند؟

یکی از پدیده‌های قابل تأمل در این وضعیت، تبدیل شدن اشتباه دیگران به فرصتی برای تخریب کامل شخصیت آنهاست. در یک جامعه برخوردار از مدارا، می‌توان رفتار نادرست یک فرد را نقد کرد، درباره تصمیم او پرسش داشت و حتی با عملکردش به‌شدت مخالف بود؛ اما میان نقد یک رفتار و نابود کردن اعتبار یک انسان تفاوت وجود دارد.

وقتی این مرز از بین می‌رود، افراد به جای بررسی یک اتفاق، به سراغ پرونده‌سازی شخصیتی می‌روند. یک اشتباه به تمام هویت فرد تعمیم داده می‌شود و یک نقطه‌ضعف بهانه‌ای برای انکار همه جنبه‌های مثبت زندگی او قرار می‌گیرد.

از منظر جامعه‌شناسی، می‌توان این رفتار را با مفاهیمی مانند انگ‌زنی اجتماعی، طرد اجتماعی و مرزبندی میان خودی و غیرخودی بررسی کرد.

در فرایند انگ‌زنی، یک ویژگی یا رفتار منفی به هویت کامل فرد تبدیل می‌شود. دیگر کسی نمی‌پرسد این انسان چه ویژگی‌های دیگری دارد، چه شرایطی را پشت سر گذاشته یا آیا امکان توضیح، جبران و تغییر برای او وجود دارد؟

او به همان برچسبی تقلیل پیدا می‌کند که درباره‌اش ساخته شده است.

جامعه خسته و خشمگین؛ وقتی فشارهای زندگی به روابط انسانی منتقل می‌شوند

نمی‌توان رفتارهای پرخاشگرانه در جامعه را بدون توجه به شرایطی که مردم در آن زندگی می‌کنند، بررسی کرد.فشار اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده، دشواری تأمین نیازهای اولیه، احساس نابرابری، کاهش فرصت‌های پیشرفت و تجربه مکرر ناکامی می‌توانند ظرفیت روانی افراد برای تحمل تنش را کاهش دهند.

انسانی که مدت‌ها با احساس بی‌قدرتی، اضطراب و ناکامی زندگی کرده، ممکن است در مواجهه با کوچک‌ترین محرک، واکنشی شدیدتر از حد انتظار نشان دهد.

البته این توضیح به معنای توجیه توهین، خشونت کلامی یا تخریب دیگران نیست. همچنین نمی‌توان تمام پرخاشگری‌های اجتماعی را مستقیماً به مشکلات اقتصادی نسبت داد. اما نادیده گرفتن فشارهای ساختاری نیز تحلیل را ناقص می‌کند.

گاهی خشم انباشته‌شده‌ای که منشأ آن در مسائل بزرگ‌تر زندگی است، در برخورد با یک فرد، یک اظهارنظر یا یک اختلاف کوچک تخلیه می‌شود.

در این شرایط، به جای آنکه مسئله اصلی مورد گفت‌وگو قرار بگیرد، انسان‌ها به هدف یکدیگر تبدیل می‌شوند.

 شبکه‌های اجتماعی؛ کارخانه تولید قضاوت‌های فوری؟

شبکه‌های اجتماعی امکان شنیده شدن صداهای بیشتری را فراهم کرده‌اند، اما هم‌زمان شکل تازه‌ای از قضاوت جمعی را نیز به وجود آورده‌اند.

در فضای مجازی، سرعت انتشار یک ادعا گاهی بسیار بیشتر از سرعت بررسی صحت آن است. یک تصویر، ویدئو، روایت ناقص یا برش کوتاه از یک گفت‌وگو می‌تواند در مدت کوتاهی به موضوعی فراگیر تبدیل شود.

مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که تعداد بازدیدها، لایک‌ها و بازنشرها به‌اشتباه به‌عنوان نشانه‌ای از صحت یک ادعا یا اجماع عمومی درباره محکومیت یک فرد تلقی شود.

بنابراین ممکن است آنچه در فضای مجازی به‌عنوان خشم فراگیر جامعه دیده می‌شود، تمام واقعیت جامعه نباشد؛ اما تکرار و برجسته شدن آن می‌تواند بر رفتار و تصور افراد از یکدیگر تأثیر بگذارد.

 موج‌سواری جمعی؛ چرا بدون شناخت واقعیت به تخریب یک نفر می‌پیوندیم؟

یکی دیگر از آسیب‌های جدی، شکل‌گیری نوعی تبعیت از موج‌های جمعی است. فردی مطلبی منتشر می‌کند، گروهی آن را بازنشر می‌کنند، افراد دیگری با ادبیات تند به آن واکنش نشان می‌دهند و به‌تدریج فضایی ایجاد می‌شود که مخالفت با موج یا درخواست برای بررسی دقیق‌تر ماجرا، گاهی به معنای حمایت از فرد متهم تلقی می‌شود.

در چنین شرایطی، افراد به جای آنکه مستقلاً درباره موضوع فکر کنند، از فضای احساسی غالب تأثیر می‌پذیرند. این پدیده را می‌توان با مفاهیمی مانند همرنگی اجتماعی، قطبی‌شدگی گروهی و رفتار توده‌ای در فضای دیجیتال توضیح داد.

گاهی افراد برای آنکه از سوی جمع خودی طرد نشوند، به همان اندازه تند و حتی تندتر از دیگران موضع می‌گیرند. آنها ممکن است چیزی را بازنشر کنند که هنوز از صحت آن مطمئن نیستند یا به کسی توهین کنند که شناخت مستقیمی از او ندارند.

در این میان، مسئولیت فردی در برابر رفتار جمعی کمرنگ می‌شود. هرکس تصور می‌کند چون دیگران نیز در حال حمله هستند، رفتار او نیز قابل توجیه است.

اما حقیقت این است که جمعی بودن یک رفتار، آن را اخلاقی یا درست نمی‌کند.

 از اختلاف‌نظر تا حذف انسان؛ خطرناک‌ترین تغییر در روابط اجتماعی

اختلاف‌نظر، بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است. هیچ جامعه‌ای قرار نیست مجموعه‌ای از انسان‌های هم‌فکر، هم‌سلیقه و هم‌عقیده باشد.

مسئله زمانی آغاز می‌شود که اختلاف‌نظر به دشمنی شخصی تبدیل شود و تفاوت دیدگاه بهانه‌ای برای سلب حق حضور اجتماعی دیگری قرار بگیرد.

در چنین وضعیتی، افراد نه‌تنها با عقیده یا رفتار یکدیگر مخالفت می‌کنند، بلکه می‌کوشند طرف مقابل را از حق اظهارنظر، فعالیت، ارتباط و حتی برخورداری از احترام اجتماعی محروم کنند.

این همان گذار خطرناک از جامعه متکثر به جامعه حذف‌گر است.

جامعه سالم جامعه‌ای نیست که در آن همه با هم موافق باشند؛ جامعه‌ای است که افراد با وجود اختلاف‌های عمیق بتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند، گفت‌وگو کنند و حقوق انسانی یکدیگر را به رسمیت بشناسند.

 زخم اصلی چیست؟

شاید بتوان مجموعه این رفتارها را در چند آسیب مرتبط با یکدیگر خلاصه کرد. نخست، فرسایش سرمایه اجتماعی؛ یعنی کاهش اعتماد، همکاری و احساس تعلق میان افراد. دوم، ضعف مدارا و تحمل تفاوت؛ به این معنا که افراد به‌جای پذیرفتن امکان وجود دیدگاه‌های متفاوت، تلاش می‌کنند دیگران را به معیارهای خود نزدیک کنند یا از میدان بیرون برانند. سوم، گسترش انگ‌زنی و قضاوت اخلاقی؛ یعنی تبدیل یک خطا یا اتهام به تعریف کامل هویت یک انسان. چهارم، کاهش تفکر انتقادی و راستی‌آزمایی؛ به‌ویژه در مواجهه با روایت‌های احساسی و محتواهای پربازدید.

پنجم، عادی شدن خشونت کلامی؛ به شکلی که فحاشی، تحقیر و توهین دیگر رفتاری استثنایی تلقی نمی‌شود و حتی گاهی به‌عنوان نشانه شجاعت یا دفاع از حقیقت بازنمایی می‌شود.

این آسیب‌ها یکدیگر را تقویت می‌کنند و می‌توانند چرخه‌ای از بی‌اعتمادی، خشم و طرد اجتماعی ایجاد کنند.

 جامعه برای ترمیم این زخم چه باید بکند؟

نخستین گام، بازگرداندن حق انسان‌ها برای اشتباه کردن و امکان اصلاح است. هیچ‌کس نباید به دلیل یک خطا برای همیشه از حق احترام و حضور اجتماعی محروم شود. البته این به معنای نادیده گرفتن مسئولیت افراد در قبال رفتارهایشان نیست.

دوم، باید میان نقد و تخریب مرز روشنی ایجاد کرد. می‌توان با یک فرد مخالف بود، عملکردش را زیر سؤال برد و حتی خواستار پاسخ‌گویی او شد، بدون آنکه به شخصیت، خانواده و زندگی خصوصی‌اش حمله کرد.

سوم، باید فرهنگ راستی‌آزمایی را جدی گرفت. هیچ‌کس نباید صرفاً به دلیل پربازدید بودن یک روایت یا همراهی تعداد زیادی از کاربران با آن، درباره فردی حکم صادر کند. پیش از بازنشر یک ادعا باید پرسید: منبع این اطلاعات چیست؟ روایت کامل کجاست؟ آیا طرف مقابل امکان پاسخ‌گویی داشته است؟

چهارم، رسانه‌ها، روزنامه‌نگاران و فعالان اجتماعی مسئولیت مهمی دارند. آنها باید مراقب باشند به بازتولید موج‌های تخریبی، انتشار ادعاهای تأییدنشده و تبدیل اختلاف‌های فردی به محاکمه عمومی کمک نکنند.

پنجم، نهادهای اجتماعی و آموزشی باید مهارت گفت‌وگو، حل تعارض، تفکر انتقادی و پذیرش تفاوت را تقویت کنند. این مهارت‌ها صرفاً با توصیه اخلاقی به دست نمی‌آیند و به آموزش، تجربه و وجود فضاهای امن برای گفت‌وگو نیاز دارند.

و در نهایت، نمی‌توان انتظار داشت اعتماد اجتماعی فقط با توصیه به مهربانی بازسازی شود. شفافیت، پاسخ‌گویی نهادها، احساس عدالت، کاهش تبعیض و فراهم شدن امکان مشارکت واقعی مردم نیز از پیش‌شرط‌های مهم ترمیم اعتماد عمومی هستند.

 به جای محاکمه یکدیگر، کمی بیشتر یکدیگر را بفهمیم

واقعیت این است که هیچ‌کدام از ما تمام ابعاد زندگی انسان دیگری را نمی‌دانیم. از شکست‌های او، ترس‌هایش، فشارهایی که تحمل کرده، انتخاب‌هایی که در شرایط دشوار انجام داده و مسیری که برای رسیدن به امروز طی کرده است، اطلاع کامل نداریم.

این ناآگاهی باید ما را محتاط‌تر کند، نه اینکه به ما اجازه دهد با اطمینان بیشتری درباره دیگران حکم صادر کنیم.

قرار نیست اشتباه‌ها را نادیده بگیریم، از نقد دست برداریم یا در برابر رفتارهای نادرست سکوت کنیم. اما میان مطالبه پاسخ‌گویی و نابود کردن یک انسان تفاوت بزرگی وجود دارد.

جامعه‌ای که در آن هر فرد منتظر است نقطه‌ضعفی از دیگری پیدا کند تا او را حذف کند، دیر یا زود احساس امنیت را از همه اعضای خود می‌گیرد؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند مطمئن باشد که روزی خودش هدف موج بعدی قضاوت و تخریب قرار نخواهد گرفت.

شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های امروز جامعه ایران همین باشد: چگونه به جایی رسیده‌ایم که گاهی برای اثبات درستی خود، نیازمند نادرست و بی‌اعتبار نشان دادن دیگری هستیم؟

ما به جامعه‌ای بدون اختلاف نیاز نداریم؛ به جامعه‌ای نیاز داریم که در آن اختلاف، به دشمنی تبدیل نشود و اشتباه یک انسان، مجوز سلب کرامت انسانی او نباشد.

زخم جامعه فقط خشمگین بودن آدم‌ها نیست؛ زخم عمیق‌تر، از دست رفتن توانایی فهمیدن یکدیگر است. جامعه‌ای که گفت‌وگو را فراموش کند، حتی در میان میلیون‌ها انسان، می‌تواند به مجموعه‌ای از آدم‌های تنها و بی‌اعتماد تبدیل شود.

شاید پیش از آنکه برای محکوم کردن یکدیگر عجله کنیم، لازم باشد دوباره یاد بگیریم انسان‌ها را نه با یک خطا، نه با یک روایت ناقص و نه با یک موج مجازی، بلکه با تمام پیچیدگی‌های زندگی‌شان ببینیم.

 

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1263993
  • فیلم بازدید سردار کرمی از جزایر خلیج فارس