فیلم / اولین دیدار کارآگاه ایرانی با زهرا 12 ساله در مسیر توالت خانه مرد افغان / تا فارسی ایرانی حرف نزدم باورم نکرد / قسمت چهارم

جابه‌جایی‌های پی‌درپی؛ سرنخی که از لو رفتن جست‌وجو حکایت داشت

به گزارش اختصاصی رکنا، سرهنگ محمد گروسی در شرح ادامه این پرونده می‌گوید با استفاده از نشانی‌ها و اطلاعاتی که در اختیار داشتند، تلاش کردند خود را به منطقه موردنظر در افغانستان برسانند، اما در نخستین مراحل نتوانستند به زهرا دسترسی پیدا کنند.

به گفته او، خانواده و بستگان فردی که دختر را به افغانستان برده بود، احتمالاً از پیگیری‌های پلیس در ایران اطلاع داشتند و همین موضوع می‌توانست باعث شود اطلاعات مربوط به جست‌وجو به آن سوی مرز منتقل شود.

گروسی توضیح می‌دهد که گروه موردنظر به‌طور مداوم از شهری به شهر دیگر می‌رفت. مأموران هر بار که به نشانی اعلام‌شده می‌رسیدند، متوجه می‌شدند افراد موردنظر تنها چند ساعت یا یک روز پیش از آن محل را ترک کرده‌اند. این جابه‌جایی‌های مکرر، از نگاه او، نشانه‌ای بود که احتمال می‌داد اطلاعات مربوط به تعقیب و جست‌وجو به آن‌ها می‌رسد.

سه ماه جست‌وجو در شرایطی دشوار و پرخطر

این کارآگاه باسابقه با اشاره به دشواری‌های مأموریت می‌گوید در بخش‌هایی از مسیر، فردی که در پیدا کردن نشانی‌ها به او کمک می‌کرد نیز صلاح نمی‌دانست همراهش باشد. به همین دلیل، گروسی ناچار بود به‌تنهایی سراغ افرادی برود که به او معرفی شده بودند و مسیرهای مختلفی را برای رسیدن به سرنخ تازه طی کند.

این روند حدود سه ماه طول کشید؛ مدتی که به گفته او، جست‌وجو برای یافتن زهرا در شرایطی انجام می‌شد که امکان اتکا به نیروهای حفاظتی وجود نداشت و اعتماد کردن به افراد ناشناس نیز می‌توانست خطرهای بیشتری به همراه داشته باشد.

گروسی در روایت خود تأکید می‌کند که در چنین موقعیتی، علاوه بر دشواری شناسایی محل حضور دختر، حفظ امنیت شخصی و جلوگیری از جلب توجه نیز اهمیت زیادی داشت.

نخستین دیدار با زهرا چگونه اتفاق افتاد؟

سرانجام، پس از پیگیری‌های طولانی، فرصتی برای دیدن زهرا فراهم شد؛ فرصتی که به گفته گروسی، از شرایط خاص محل نگهداری دختر ناشی شد.

او برای توضیح چگونگی این دیدار، به وضعیت خانه‌ها و محل‌های زندگی در برخی مناطق روستایی اشاره می‌کند؛ مناطقی که ممکن است سرویس بهداشتی خارج از ساختمان اصلی قرار داشته باشد و برای رسیدن به آن، افراد ناچار باشند مسافتی را از محل سکونت فاصله بگیرند.

به گفته گروسی، همین فاصله میان محل نگهداری دختر و سرویس بهداشتی، در آن شرایط به یکی از عوامل مؤثر در فراهم شدن امکان دیدار تبدیل شد.

او روایت می‌کند که یک شب، هنگامی که زهرا برای رفتن به سرویس بهداشتی از محل نگهداری خود خارج شده بود، توانست او را ببیند. این نخستین فرصت مستقیم برای برقراری ارتباط با دختر ۱۲ ساله پس از ماه‌ها پیگیری بود.

 

تلاش برای جلب اعتماد دختر ۱۲ ساله

گروسی می‌گوید در همان برخورد نخست، مهم‌ترین مسئله این بود که زهرا نترسد و واکنشی نشان ندهد که توجه دیگران را جلب کند. به همین دلیل، تلاش کرد ابتدا اعتماد اولیه او را به دست آورد و شرایطی فراهم کند تا بتوانند بدون ایجاد سروصدا با یکدیگر صحبت کنند.

او تأکید می‌کند که در چنین موقعیتی، هر اقدام شتاب‌زده می‌توانست شرایط را دشوارتر کند؛ بنابراین، شروع ارتباط با دختر باید با احتیاط و توجه به وضعیت روحی او انجام می‌شد.

با توجه به آنچه گروسی از این دیدار نقل می‌کند، نخستین برخورد تنها یک مرحله از جست‌وجوی طولانی بود؛ مرحله‌ای حساس که پس از سه ماه پیگیری در محیطی ناآشنا و پرخطر شکل گرفت.

اهمیت توجه به وضعیت روحی کودکان در موقعیت‌های بحرانی

روایت این پرونده، علاوه بر دشواری‌های پیگیری و یافتن یک کودک در خارج از کشور، موضوع مهم دیگری را نیز مطرح می‌کند: نحوه برخورد با کودکی که از محیط امن و آشنای خود دور شده و ممکن است به دلیل ترس، فشار روانی یا شرایط نگهداری، نتواند به‌راحتی درباره وضعیتش صحبت کند.

در چنین شرایطی، ایجاد احساس امنیت و جلب اعتماد کودک می‌تواند نقش مهمی در برقراری ارتباط داشته باشد. برخورد آرام و پرهیز از رفتارهای ناگهانی، به‌ویژه در نخستین لحظات دیدار، اهمیت زیادی دارد.

گروسی در ادامه روایت خود از این پرونده، به آغاز گفت‌وگو با زهرا اشاره می‌کند؛ گفت‌وگویی که پس از ماه‌ها جست‌وجو و در شرایطی حساس شکل گرفت. جزئیات بیشتر درباره صحبت‌های میان آن‌ها و چگونگی ادامه این مأموریت، در بخش‌های بعدی روایت قابل بررسی است.

قسمت پنجم را فردا جمعه ساعت 21:30 در رکنا دنبال کنید

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1257201