رکنا گزارش می دهد،
از بازماندگان تحصیل تا غایبان همیشگی/ بیش از ۹۰ هزار کودک مقطع ابتدایی امسال به مدرسه نمی روند + اینفوگرافی علل ترک تحصیل
اجتماعی رکنا: با آغاز سال تحصیلی، در حالی ثبتنام ۹۹ درصدی دانشآموزان ابتدایی اعلام شده که سرنوشت هزاران کودک بازمانده از تحصیل همچنان در هالهای از ابهام است. همچنین در سال تحصیلی جدید، جای دانش آموزان جان باخته جنگ در مدارس خالی خواهد ماند.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، با آغاز سال تحصیلی، زنگ مدرسه برای بیش از یک میلیون کودک کلاساولی به صدا درآمد؛ اما همزمان، یک عدد بزرگ همچنان بیرون از قاب جشنهای بازگشایی مدارس باقی مانده است: ۱۴۰ هزار و ۵۶۲ کودک بازمانده از تحصیل فقط در مقطع ابتدایی؛ کودکانی که سال گذشته شناسایی شدند و قرار بود بخشی از آنها دوباره به مدرسه بازگردند. حالا اما پرسش اصلی این است؛ چند نفر از آنها واقعا به کلاس برگشتهاند و چند کودک همچنان بیرون از مدرسه ماندهاند؟
رضوان حکیمزاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، در تازهترین اظهارات خود در پاسخ به رکنا اعلام کرده است که سال گذشته ۱۴۰ هزار و ۵۶۲ کودک بازمانده از تحصیل شناسایی شدند. بیشترین تعداد این کودکان مربوط به سیستان و بلوچستان، شهر تهران، خراسان رضوی و خوزستان بوده و در میان پایههای تحصیلی نیز پایه اول ابتدایی با ۵۴ هزار و ۴۴۵ نفر بیشترین سهم را داشته است.
آموزش و پرورش اعلام کرده حدود ۹۹ درصد ثبتنام دانشآموزان دوره ابتدایی نهایی شده و بیش از ۹۸ درصد کلاساولیها نیز ثبتنام قطعی کردهاند؛ اما وقتی صحبت از بازماندگی از تحصیل میشود، با جمعیتی مواجهیم که بخشی از آنها اساسا وارد مدرسه نشدهاند یا در فرآیندهای آماری و اداری از چرخه آموزش خارج ماندهاند.
این دو عدد در ظاهر امیدوارکنندهاند؛ اما کنار هم یک سوال جدی ایجاد میکنند: اگر تقریبا همه ثبتنام کردهاند، این کودک های شناساییشده کجا هستند؟
حکیمزاده گفته است سال گذشته از میان ۱۴۰ هزار و ۵۶۲ کودک شناساییشده که ۴۸ هزار نفر به مدرسه بازگردانده شدند.
۴۱ هزار و ۷۱۲ نفر در واقع از کشور خارج شده بودند و حدود ۱۸ هزار نفر نیز دارای معلولیتهای شدید بودند.
اگر از عدد اولیه، کودکانی که از کشور خارج شدهاند، کودکانی با معلولیتهای شدید و کودکانی را که به مدرسه بازگشتهاند کنار بگذاریم، همچنان هزاران مورد نیازمند تعیین تکلیف باقی میماند. با این حال، هنوز آمار نهایی و شفاف سال تحصیلی جدید درباره اینکه دقیقا چند کودک در ایران حضور دارند؛ اما به مدرسه نرفتهاند، منتشر نشده است.
بازماندگی از تحصیل فقط یک عدد نیست
مشکل اینجاست که بازماندن از تحصیل را نمیتوان صرفا با یک پیامک، یک تماس تلفنی یا یک تطبیق کد ملی حل کرد.
کودکی که در سیستان و بلوچستان امکان دسترسی به مدرسه ندارد، کودکی که خانوادهاش توان پرداخت هزینههای زندگی را ندارد، کودکی که مجبور است کار کند، کودکی که به دلیل مهاجرت یا مشکلات هویتی از ثبتنام جا مانده و کودکی که خانوادهاش اساسا مدرسه را در اولویت نمیداند، همگی در یک جدول آماری ممکن است فقط یک «مورد» باشند؛ اما در زندگی واقعی، هر کدام یک پرونده اجتماعی مستقلاند.
حتی معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش نیز تاکید کرده است که سیاست این وزارتخانه، حق آموزش برای هر کودکی است که در ایران حضور دارد و نداشتن مدارک هویتی نباید مانع ثبتنام شود. برای کودکان فاقد مدارک نیز امکان ثبتنام موقت پیشبینی شده است.
پس اگر حق آموزش یک حق عمومی است، سوال بعدی این است: چرا هنوز باید هر سال تعداد قابل توجهی کودک را از طریق فهرستهای غایب و کدهای ملی پیدا کنیم؟
مدرسه باید آنقدر به زندگی کودک نزدیک باشد که غیبت او تبدیل به یک پرونده چندماهه نشود.
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش درباره دلایل شناساییشده برای بازماندگی از تحصیل در پاسخ به سوال رکنا گفته است: برخی والدین اعلام کردهاند که فرزندشان از نظر جسمی آمادگی لازم را نداشته و ترجیح دادهاند سال بعد ثبتنام شود. ۶ هزار و ۷۰۵ نفر در این گروه قرار داشتند. بیماریهای صعبالعلاج یا مشکلات شدید روحی و روانی نیز از دیگر دلایل بود که ۴ هزار و ۴۴۹ نفر را شامل میشد. مسائل فرهنگی و ممانعت والدین از تحصیل چهار هزار ۷۶ مورد، کودکان استثنایی آموزشناپذیر دو هزار و ۵۴۱ نفر، فقر مالی خانوادهها نیز دو هزار و ۴۹۱ مورد را شامل میشود.
همچنین ترس از مدرسه و وابستگی به والدین، دو هزار و ۱۷۷ مورد بوده، کودک بدسرپرست و بیسرپرست نیز دو هزار و ۷۰ نفر بودند. تحصیل در مراکز غیرمجاز نیز باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین اشتغال به کار را نیز باید در نظر گرفت. در ادامه بیماری والدین که مانع حضور کودک در مدرسه شده بود ۲۴۹ مورد و ازدواج در دوره ابتدایی ۸۶ مورد شناسایی شد که حدود ۶ صدم درصد را تشکیل میدهد. تحصیل در مدارس دینی و حوزههای علمیه نیز یکی از مواردی است که بهخصوص در برخی استانهای مرزی دیده میشود. برای مثال در سیستان و بلوچستان، بخشی از کودکانی که در آمار اولیه بازماندگان از تحصیل قرار میگیرند، پس از پیگیری مشخص میشود که جذب مدارس دینی شدهاند و در مدرسه رسمی ثبتنام نکردهاند. ما تلاش کردهایم آمار بازماندگان از تحصیل را به صورت موردی و دقیق بررسی کنیم؛ بهگونهای که هر کودک شناساییشده در استان مربوطه یک پیگیر داشته باشد و دلیل بازماندن او از تحصیل مشخص شود.
![]()
جای خالیهایی که در آمار بازماندگان نیست
اما در آغاز سال تحصیلی امسال، دانشآموزانی نیز جایشان در کلاسها خالی است؛ کودکانی که اساسا دیگر امکان بازگشت به مدرسه را ندارند. دانشآموزانی که در جریان جنگ ۴۰ روزه جان باختند. طبق اعلام وزارت آموزش و پرورش، شمار دانشآموزان جانباخته در این جنگ به ۲۷۷ نفر رسید؛ شامل ۱۵۷ پسر، ۱۱۳ دختر و ۸ نوآموز. یعنی وقتی امسال از «بازگشت دانشآموزان به مدرسه» حرف میزنیم، فقط نباید به تعداد ثبتنامها نگاه کنیم. در بعضی کلاسها، صندلیهایی وجود دارد که صاحبشان دیگر برنمیگردد.
آموزشوپرورش باید از آمار عبور کند
مسئله بازماندگی از تحصیل در نهایت با یک درصد ثبتنام حل نمیشود. اگر قرار است «هیچ کودکی از آموزش جا نماند»، باید مشخص باشد هر کودکِ غایب دقیقا چه سرنوشتی پیدا کرده است: مهاجرت کرده؟ فوت شده؟ معلولیت شدید دارد؟ به دلیل فقر کار میکند؟ ازدواج کرده؟ خانواده مانع تحصیل او شده؟ مدرسه در دسترسش نیست؟ یا اساسا در فرآیند شناسایی و ثبتنام گم شده است؟
آمار ۱۴۰ هزار و ۵۶۲ نفر نشان میدهد سیستم شناسایی دستکم توانسته بخش بزرگی از مسئله را ببیند؛ اما دیدن کودک، با برگرداندن او به مدرسه فرق دارد.
۴۸ هزار کودک به مدرسه برگشتهاند؛ این عدد قابل توجه است؛ اما در سوی دیگر آن، کودکانی قرار دارند که هنوز سرنوشت آموزشی شان روشن نیست و شاید مهمتر از همه این باشد که در سالی که دوباره عکسهای «زنگ مدرسه» و «لبخند کلاساولیها» منتشر میشود، نباید اجازه داد، تصویر نیمکتهای خالی را پنهان کند.
مدرسه فقط جایی نیست که دانشآموز ثبتنامشده در آن حضور دارد؛ مدرسه جایی است که باید نبودن یک کودک هم در آن دیده شود.
-
گل دوم کره شمالی به ایران توسط میون سونگ
ارسال نظر