چرا یک جمله تلخ بیشتر از ۱۰ تعریف در ذهنت میماند؟ پاسخ در مغز توست
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
گاهی یک جمله انتقادی، یک اشتباه کاری یا یک شکست عاطفی می تواند سال ها در ذهن باقی بماند، در حالی که ده ها موفقیت و تجربه مثبت به مرور کمرنگ می شوند. چرا مغز انسان این گونه عمل می کند؟ آیا ما برای به یاد آوردن ناکامی ها ساخته شده ایم؟ روانشناسان این پدیده را با مفهوم سوگیری منفی (Negativity Bias) توضیح می دهند؛ یعنی مغز انسان به طور طبیعی اطلاعات تهدیدآمیز، دردناک یا ناخوشایند را با حساسیت بیشتری پردازش می کند. در طول تکامل، موجودی که خطر را سریع تر تشخیص می داد، شانس بیشتری برای بقا داشت. به همین دلیل مغز ما هنوز هم یک اشتباه، یک طرد شدن یا یک تجربه آسیب زا را مانند یک هشدار مهم ذخیره می کند. پژوهشگران علوم اعصاب نشان داده اند هنگام تجربه های منفی، بخش هایی مانند آمیگدال (Amygdala) و شبکه های مرتبط با حافظه هیجانی فعال تر می شوند. این فعالیت بیشتر باعث می شود یک رویداد ناخوشایند نه فقط به عنوان یک خاطره، بلکه به عنوان یک تجربه همراه با احساس در ذهن ثبت شود.
به گفته ریک هانسون در توضیح این موضوع، مغز انسان مانند ولکانی است که تجربه های مثبت در آن سریع عبور می کنند، اما تجربه های منفی مانند حکاکی روی سنگ باقی می مانند؛ زیرا سیستم عصبی برای یادگیری از خطرها حساس تر طراحی شده است.

اما این ویژگی همیشه به معنای ضعف روانی نیست. مشکل زمانی آغاز می شود که مغز از یک شکست، یک هویت بسازد. فردی که یک بار شکست خورده ممکن است به جای اینکه بگوید :در این موقعیت موفق نشدم، به این نتیجه برسد که من آدم شکست خورده ای هستم. در این مرحله، خاطره منفی از یک تجربه به یک باور مرکزی درباره خود تبدیل می شود.
در روانشناسی شناختی (Cognitive Psychology)، این فرایند با تحریف های شناختی (Cognitive Distortions) ارتباط دارد؛ یعنی ذهن از یک اتفاق محدود، نتیجه گیری گسترده درباره آینده و ارزش شخصی فرد می کند. برای مثال، یک رابطه ناموفق می تواند به این باور تبدیل شود که هیچکسی مرا دوست نخواهد داشت یا یک اشتباه کاری به این فکر منجر شود که من همیشه خراب می کنم.
مغز برای محافظت از ما، شکست ها را پررنگ تر ثبت می کند، اما سلامت روان زمانی تقویت می شود که انسان بتواند بین خاطره شکست و تعریف خود فاصله ایجاد کند. شکست یک اطلاعات است، نه یک حکم درباره شخصیت انسان.
تمرین های موثر
یکی از تمرین های موثر این است که پس از یک تجربه ناخوشایند، ذهن را مجبور کنیم فقط روی آنچه از دست رفته تمرکز نکند. پرسش هایی مانند «این تجربه چه چیزی به من یاد داد؟»، «چه بخشی از آن تحت کنترل من بود؟» و «اگر دوستم این تجربه را داشت، درباره او چه می گفتم؟» به مغز کمک می کنند خاطره منفی را از حالت تهدید خارج و به تجربه یادگیری تبدیل کند.
همچنین تحقیقات حوزه انعطاف پذیری روانی (Psychological Resilience) نشان می دهد افرادی که پس از شکست توانایی بازسازی معنا دارند، کمتر در چرخه نشخوار فکری (Rumination) گرفتار می شوند. آنها شکست را پاک نمی کنند، اما اجازه نمی دهند یک لحظه دشوار، داستان کامل زندگی شان را تعریف کند.
شاید مغز انسان شکست ها را بلندتر به یاد بیاورد، اما انسان توانایی بازنویسی معنای آنها را دارد. تفاوت میان فردی که از شکست آسیب می بیند و فردی که از آن رشد می کند، اغلب در خود اتفاق نیست؛ در داستانی است که ذهن بعد از آن برای خودش می سازد.
-
خلاصه بازی بارسلونا 7 - راسینگ سانتاندر 2
ارسال نظر