این زن و مرد سالها همکار بودند، اما نمیدانستند خواهر و برادرند / راز خانوادگی پس از یک تماس فاش شد
حوادث رکنا: دو همکار در فرودگاه منچستر پس از سالها دوستی، به شکلی کاملاً اتفاقی متوجه شدند خواهر و برادر هستند؛ کشفی که زندگی هر دو را برای همیشه تغییر داد.
به گزارش رکنا، دیو گرین، ۶۰ ساله، زمانی که به عنوان سرپرست ایستگاه اتوبوس در فرودگاه منچستر مشغول به کار بود، با آندریا اورمستون، ۵۳ ساله، آشنا شد. آندریا مسئول شارژ و پر کردن دستگاههای فروش خودکار فرودگاه بود و رفتوآمدهای کاری باعث شد میان آنها رابطهای دوستانه شکل بگیرد.
این دو در مدت دو سال به دوستانی صمیمی تبدیل شدند. گفتوگوهای طولانی درباره زندگی، خاطرات، علایق مشترک و حتی علاقه به موتورسواری، آنها را بیش از پیش به هم نزدیک کرده بود. شباهتهای رفتاریشان به حدی بود که گاهی جملههای یکدیگر را کامل میکردند، اما هیچکدام تصور نمیکردند این نزدیکی، ریشهای خانوادگی داشته باشد.
سرنوشت در سال ۲۰۰۷ و طی یک تماس تلفنی مسیر زندگی آنها را تغییر داد. دیو هنگام صحبت درباره دوران کودکیاش فاش کرد که به فرزندخواندگی سپرده شده و نام خانوادگی او هنگام تولد «استوارت پرادلاو» بوده است.
شنیدن این نام برای آندریا شوکهکننده بود. او به یاد آورد که مادرش سالها پیش از پسری گفته بود که در کودکی به خانواده دیگری سپرده شده بود. از سوی دیگر، نام خانوادگی آندریا پیش از ازدواج نیز «پرادلاو» بود؛ موضوعی که احتمال وجود یک نسبت خانوادگی را تقویت کرد.
آندریا بلافاصله با مادرش تماس گرفت و تاریخ و محل تولد برادر گمشدهاش را بررسی کرد. همه اطلاعات با مشخصات دیو مطابقت داشت؛ از تاریخ تولد گرفته تا جزئیات دیگر. به این ترتیب مشخص شد دو همکاری که سالها کنار هم کار کرده بودند، در واقع خواهر و برادری هستند که از کودکی از هم جدا شدهاند.
پس از این کشف، دیو برای نخستینبار مادر واقعی خود را ملاقات کرد. مادرش تنها ۱۵ سال داشت که او را به دنیا آورده بود و سالها تلاش کرده بود فرزندش را پیدا کند، اما موفق نشده بود. این دیدار، پایان سالها انتظار و آغاز دوباره یک رابطه خانوادگی بود.
شگفتی ماجرا به همینجا ختم نشد. دیو بعدها متوجه شد زمانی که راننده اتوبوس بوده، بارها از مقابل خانه مادر واقعیاش عبور کرده، بیآنکه بداند خانوادهای که همیشه در جستوجویش بوده، تنها چند قدم با او فاصله داشته است.
پس از دیدار دوباره، خواهر و برادر دریافتند شباهتهایشان بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور میکردند؛ از سلیقه غذایی و نحوه نوشیدن چای گرفته تا علاقه مشترک به برخی غذاهای ساده. شباهتهایی که حالا برای آنها معنایی متفاوت پیدا کرده بود.
دیو این اتفاق را مهمترین رخداد زندگی خود توصیف کرده و گفته است ارزش واقعی زندگی در کنار خانواده و عزیزان معنا پیدا میکند. آندریا نیز این دیدار را به «برنده شدن در بزرگترین قرعهکشی زندگی» تشبیه کرده و گفته اگر قرار بود برادری را از میان تمام مردم جهان انتخاب کند، باز هم دیو را انتخاب میکرد.
اکنون این خواهر و برادر تلاش میکنند سالهای از دسترفته را جبران کنند و زمان بیشتری را در کنار یکدیگر بگذرانند؛ روایتی که نشان میدهد گاهی بزرگترین رازهای زندگی، در سادهترین اتفاقها آشکار میشوند.
-
فیلم / هدایای میلیاردی در یک عروسی در تهران همه را شگفت زده کرد / از هدیه پدر داماد تا میهمانان