اختصاصی رکنا؛
ماجرای فرار نافرجام پسر17 ساله پس از پدرکشی در مجیدیه / رانندگی بلد نبودم نتونستم فرار کنم + گفتوگو با متهم
حوادث رکنا: به دنبال قتل مرد سالخوردهای در مجیدیه تهران به دست پسرش، یک سناریوی جنایی مقابل تیم جنایی قرار گرفت. قاتل خیلی زود دستگیر شد که در ادامه گفتوگو او را از نظر میگذرانید.
به گزارش خبرنگار رکنا، شب گذشته وقوع یک درگیری مرگبار در یکی از محلههای مجیدیه به مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ گزارش شد. با دریافت این گزارش، موضوع به طور ویژه در دستور کار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. بررسیهای اولیه نشان داد مرد سالخوردهای بر اثر چهار ضربه چاقو به ناحیه کمر جان خود را از دست داده است.
تحقیقات میدانی حاکی از آن بود که پسر ۱۷ ساله مقتول عامل این جنایت خانوادگی است. متهم که در محل دستگیر شده بود، در بازجوییهای اولیه به قتل اعتراف کرد و مدعی شد در جریان مشاجره با پدرش و پس از درگیری، کنترل خود را از دست داده و مرتکب قتل شده است.
پس از پایان بررسیهای صحنه جرم، جسد مقتول برای انجام معاینات تخصصی به پزشکی قانونی منتقل شد. همچنین متهم نوجوان پس از تشکیل پرونده، با قرار عدم صلاحیت به دادسرای ویژه اطفال و نوجوانان معرفی شد و تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.
گفتوگو با متهم
چند سالته؟
17 سال
سابقه داری؟
نه سابقه کیفری ندارم اما در بیمارستان اعصاب و روان چند باری بستری شدم.
زمان درگیری مادرت در خانه حضور نداشت؟
ما در یک خانه سهطبقه در محله مجیدیه زندگی میکنیم و مادربزرگ مادریام در طبقه همکف ساکن است. از آنجایی که مادربزرگم دچار کسالت شده بود، مادرم برای سر زدن به او به طبقه پایین رفته بود. دقایقی پیش از وقوع حادثه، میان من و پدرم مشاجره لفظی درگرفت. در همان حین با مادرم تماس گرفتم و به او گفتم که پدرم مرا آزار میدهد. به همین دلیل مادرم بلافاصله به طبقه بالا آمد.
بعد چه شد؟
گلاویز شده بودیم. مادرم سعی داشت که ما را جدا کند اما پدرم چاقو به همراه داشت.
چگونه مرتکب قتل شدی؟
چاقو را از دست پدرم گرفتم و را به زمین کوباندم. در ادامه با همان چند ضربه به پدرم زدم .
فرار نکردی؟
بله، پس از ارتکاب قتل بلافاصله به پارکینگ رفتم و قصد داشتم با خودرو از محل خارج شوم، اما چون رانندگی را بهطور کامل بلد نبودم و تنها میتوانستم خودرو را با دنده یک حرکت دهم، موفق نشدم از پارکینگ خارج شوم. خودرو مدام خاموش میشد و امکان ادامه مسیر را نداشتم. به همین دلیل از تصمیم خود منصرف شدم، به محل حادثه بازگشتم و همانجا منتظر ماندم تا مأموران پلیس در صحنه حاضر شوند.
در خانه چه خبر بود؟
همه بالای سر خانوادهام بود. مادرم نیز با اورژانس و پلیس تماس گرفته بود.
ارسال نظر