بمبارانِ میز مذاکره!
سیاسی رکنا: دور سوم مذاکرات هستهای ایران و آمریکا در ژنو (۲۶ فوریه) با میانجیگری عمان، در حالی که وزیر خارجه عمان از «پیشرفت قابلتوجه» خبر میداد، با یک تصمیم عجیب و غافلگیرانه به پایان رسید؛ تصمیم برای جنگ و بمباران میز مذاکره!
شکست مذاکرات هستهای در عمان و ژنو و حمله پیشدستی آمریکا و اسرائیل، نتیجه مستقیم تقاضاهای حداکثری و غیرمنطقی دونالد ترامپ و رد سریع پیشنهاد انعطافپذیر ایران بود. اما در این میانه، چه کسی دیپلماسی را به کشتارگاه برد؟
تقاضاهای حداکثری در برابر پیشنهاد منطقی ایران مذاکرات یک ساله ایران و آمریکا به نقطهای رسید که طرف ایرانی برای نشان دادن حسن نیت، پیشنهاد «غنیسازی محدود به نیاز راکتورها، عدم انباشت گاز اورانیوم و نظارت گسترده آژانس» را روی میز گذاشت.
اما کاخ سفید با رویکردی خودکامهگونه، خواستار «توقف کامل غنیسازی، برچیدن کامل تأسیسات و انتقال ذخایر» بود؛ تقاضایی که عملاً به معنای عقبنشینی کامل و تسلیم بدون قید و شرط ایران بود. وقتی ایران این خواسته غیرمعقول را رد کرد، آمریکا راه حمله نظامی را هموار دید.
ویتکاف؛ مردی که با ناآگاهی فنی، کُندل جنگ را روشن کرد! در سطح بالاتر تحلیلها، نام «استیو ویتکاف»، envoy ویژه ترامپ به عنوان اصلیترین مقصر شکست میدرخشد. ویتکاف که عملاً هیچگونه آشنایی با جزئیات فنی پرونده هستهای نداشت، با ارائه روایتهای کاملاً نادرست به ترامپ، مذاکرات را نابود کرد.
-
درک غلط از راکتور تهران: ویتکاف در یک اشتباه فاحش، راکتور تحقیقاتی تهران (که خود آمریکا در سال ۱۹۶۷ به ایران داده بود) را یک تهدید نظامی خواند. او ۴۵.۵ کیلوگرم سوخت ۲۰ درصدی را که طبق گزارش آژانس انرژی تنها پاسخگوی ۷ تا ۸ سال مصرف این راکتور است، «انباشت تسلیحاتی» تلقی کرد! در حالی که حتی ارزیابیهای سال ۲۰۰۷ جامعه اطلاعاتی آمریکا نیز تأیید کرده بود که ایران برنامه تسلیحاتی سازمانیافته ندارد.
-
توهین به حاکمیت: زمانی که پیشنهاد تأمین سوخت رایگان مطرح شد، ویتکاف آن را «نشانه عدم تمایل ایران» دانست، در حالی که این پیشنهاد از نگاه ایران، توهین مستقیم به حاکمیت ملی تلقی میشد.
محاسبات غلط عقلایی که به جنگ ختم شد در تئوری بازیها، بازیگران عقلایی هزینه و فایده را میسنجند. ترامپ پیش از پایان دور سوم مذاکرات، بر اساس گزارشهای غلط ویتکاف، تصمیم جنگ را گرفت. او هزینه تسلیم ایران را صفر فرض کرد و فکر کرد با فشار حداکثری ایران زانو میزند. از سوی دیگر، ایران نیز به دلیل خروج یکطرفه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، هزینه اعتماد به واشنگتن را بسیار بالا میدید و حاضر به ذلت دیپلماتیک نبود.
بازنده اصلی ماجرا چه کسی بود؟ شکست مذاکرات عمان و حمله نظامی، سنگینترین ضربه را به اقتصاد و سیاست وارد کرد:
-
اقتصاد: اختلال ۲۰ تا ۳۰ درصدی در صادرات انرژی ایران و تحمیل مستقیم هزینههای جنگ.
-
سیاست: اگرچه ایران تحت فشار قرار گرفت، اما آمریکا نیز در سطح بینالمللی منزوی شد و اروپا از سیاستهای جنگطلبانه کاخ سفید فاصله گرفت. این شکست ضربه مهلکی به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و ثبات جهانی وارد کرد.
آیا درسی برای آینده آموخته شد؟ بمباران میز مذاکره نشان داد که تکرار تقاضاهای حداکثری بدون حضور یک تیم مذاکرهکننده متخصص و آشنا به فن، نه تنها به توافق نمیرسد، بلکه به فاجعه جنگ ختم میشود.
آینده نشان خواهد داد که آیا ترامپ درس این شکست تلخ را گرفته و ویتکافِ ناآگاه را کنار میگذارد تا با کارشناسان واقعی پنجره دیپلماسی را باز کند، یا اینکه همچنان بر سر لجاجتهای غیرفنی اصرار ورزیده و تنشها را به سطحی غیرقابل کنترل میکشاند؟ پاسخ به این سوال، سرنوشت منطقه را تعیین خواهد کرد.
رسول سلیمی / خبر آنلاین
ارسال نظر