تئوری کالباسی و دومینوی خلع سلاح
محمدرضا طورانی استراتژیست رسانه
از منظر روانشناسی سیاسی ، واگذاری غنی سازی یک پیامد خطرناک دارد : (تغییر ادراک دشمن از اراده ایران) . وقتی یک بازیگر (ایران) از خط قرمز ۲۰ ساله خود عبور می کند ، سیگنال (آسیب پذیری) مخابره می شود . در استراتژی نظامی به این وضعیت (برش کالباسی salami slicing می گویند .
یعنی رقیب لایه های قدرت شما را یکی یکی جدا می کند .این منطق ساده ای است : اگر امروز غنی سازی صفر شود ، فردا تحریم ها به بهانه (توان موشکی) باز میگردند .
در آن زمان چون بزرگترین اهرم فشار خود (هسته ای) را از دست داده ایم ، مجبور خواهیم شد برای رفع تحریم های جدید بر سر موشک ها مذاکره کنیم . این یک (توالی اجباری) می باشد نه یک انتخاب آگاهانه و از روی اراده .اِدّعای دور کردن سایه جنگ از طریق امتیاز دهی یک مغالطه است اصولا امنیت در نظام بین الملل (خریدنی) نیست بلکه (ساختنی) است .
جنگ زمانی رخ می دهد که دشمن محاسبه کند که هزینه حمله کمتر از سود آن است وقتی توان هسته ای (به عنوان نماد اقتدار) و توان موشکی (به عنوان بازوی پاسخگویی) تضعیف شود توازن وحشت از بین می رود . در غیاب بازدارندگی ،دشمن دیگر نیازی به مذاکره نمی بیند بلکه برای تحمیل اراده نهایی خود نبرد را به جای مرزها به داخل خاک ملی ایران می کشاند .
عقب نشینی از غنی سازی ، دور کردن جنگ نیست بلکه تغییر میدان جنگ از میز دیپلماسی به داخل جغرافیای ایران است . صلح پایدار تنها در سایه (اقتدار غیر قابل معامله) به دست می آید . برنامه هسته ای در منظومه دفاعی ایران نقش سپر استراتژیک را ایفا می کند.
واگذاری این سپر یعنی عریان کردن توان موشکی در برابر فشار های سیاسی و حقوقی بین المللی بدون پشتوانه هسته ای ، قدرت موشکی به یک ابزار تاکتیکی تقلیل می یابد که به راحتی با برچسب هایی مانند تروریسم و تحریم هدف قرار می گیرد تا در گام بعدی واگذار شود
ارسال نظر