2 فرضیه در پرونده ۱۱ ساله یک قتل در تهران / متهم هنوز اعتراف نکرده است
تبلیغات

به گزارش رکنا، در میانه های سال ۱۳۹۳، فردی با تماس تلفنی به پلیس، از وقوع قتل نگهبانی در یک ساختمان نیمه کاره خبر داد. مأموران با حضور در محل، تحقیقات خود را آغاز کردند و دریافتند که نگهبان جوانی به نام «جمعه» با ضربه ای ناشی از برخورد یک سنگ کشته شده و کمربندی نیز دور گردن او پیچیده بوده است.

جسد به دستور مقامات قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و تلاش برای شناسایی عامل این جنایت آغاز گشت. در بررسی های اولیه که از دوستان مقتول انجام شد، مشخص شد که برخی اقلام کشف شده در محل، شامل یک کاپشن و تلفن همراه، به پسری به نام کریم تعلق دارد.

بازداشت و بازجویی کریم

کریم به این ترتیب بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. او در دفاع از خود ادعا کرد که هیچ نقشی در قتل «جمعه» ندارد و گفت: «روز قبل برای دیدار با «جمعه» به محل اقامت او رفته بودم. بعد از حدود دو ساعت، زن و مردی ایرانی که به نظر می رسید دوستانش باشند، به دیدارش آمدند و من پس از آنجا را ترک کردم. اما بعداً متوجه شدم که «جمعه» به قتل رسیده است. معتقدم که آن زن و مرد در ماجرا دست داشتند.»

پس از اظهارات کریم، زن و مرد ایرانی نیز برای تحقیقات بازداشت و بازجویی شدند. اما طبق بررسی های پلیس، مشخص شد که آن ها در این ماجرا دخالتی نداشته اند. با وجود این، پرونده بارها برای تکمیل رسیدگی به دادگاه و دادسرا ارجاع شد تا اینکه در نهایت، به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال گردید.

جلسه دادگاه و اظهارات متهم

در جلسه دادگاه، ابتدا اعلام شد که اولیای دم از طریق سفارت افغانستان، خواهان اجرای حکم قصاص شده اند. سپس کریم که ۱۱ سال در زندان به سر برده بود، در جایگاه دفاع قرار گرفت و اظهار داشت: «در این سال ها چندین مرتبه بازجویی شدم و همواره تأکید کرده ام که در این قتل نقشی ندارم. من ۸ میلیون تومان از «جمعه» طلب داشتم و هر زمان که به او مراجعه می کردم، می گفت که پولی در اختیار ندارد. روز حادثه نیز برای گرفتن پولم به نزد او رفتم. بعد از مدتی زن و مردی که مهمان او بودند، به محل آمدند و من مجبور شدم آنجا را ترک کنم. اما روز بعد، ناگهان دستگیر شدم، در حالی که بی گناهم.»

پرسش و پاسخ قاضی و متهم

قاضی در ادامه از متهم پرسید: «در هنگام وقوع قتل چند ساله بودی؟» کریم پاسخ داد: «۱۷ ساله بودم.» قاضی بار دیگر از او درباره اظهارات متناقضش پرسید: «در برخی بازجویی ها گفته ای که با مقتول اختلاف مالی داشته ای و در جای دیگر گفته ای اختلافی وجود نداشته. همچنین در زمان دستگیری اعلام کرده بودی ۲۰ ساله ای، ولی اکنون ادعا می کنی که ۱۷ ساله ای. این تناقض ها چگونه توضیح می دهی؟»

کریم پاسخ داد: «من از همان ابتدا گفته بودم که ۱۷ ساله هستم، اما مأموری که اظهاراتم را ثبت می کرد، به حرف من توجه نکرد و به اشتباه نوشت که من ۲۰ ساله ام.»

نتیجه گیری و بررسی های پزشکی قانونی

در پایان جلسه، قضات تصمیم گرفتند پرونده را جهت بررسی به پزشکی قانونی ارجاع دهند. این ارجاع برای تعیین دقیق سن متهم در زمان وقوع جنایت و همچنین ارزیابی سلامت روانی او جهت تعیین مسئولیت کیفری انجام شد. نتیجه این بررسی ها، صدور رأی نهایی در پرونده را تعیین خواهد کرد.

نظر کارشناسی پرونده قتل نگهبان

رونده قتل نگهبان ساختمان نیمه کاره که از سال ۱۳۹۳ آغاز شد، پس از ۱۱ سال بررسی و رسیدگی هنوز به مرحله صدور رأی نهایی نرسیده است. بررسی این پرونده نشان می دهد که چند عامل اصلی، روند قضایی را پیچیده کرده است:

ابتدا، بازداشت «کریم» به دلیل تعلق برخی اقلام از جمله کاپشن و تلفن همراه به او صورت گرفت، در حالی که هیچ شاهد مستقیمی از حضور او در زمان وقوع قتل ارائه نشده است. این نکته باعث شده که پرونده بیش از یک دهه در مراحل دادسرا و دادگاه در رفت و برگشت باشد.

یکی دیگر از نقاط حساس پرونده، اختلاف سن متهم است. کریم مدعی است در زمان وقوع قتل ۱۷ سال داشته، اما در برخی مستندات بازجویی، سن او ۲۰ سال ثبت شده است. تعیین دقیق سن او اهمیت قانونی بالایی دارد، زیرا اگر ثابت شود که متهم زیر ۱۸ سال بوده، قوانین خاص مربوط به نوجوانان اعمال می‌شود و مسئولیت کیفری یا نوع مجازات او ممکن است متفاوت باشد.

همچنین، اظهارات متناقض کریم درباره اختلاف مالی با مقتول و سن خود، موجب شده قضات برای روشن شدن حقیقت و ارزیابی دقیق مسئولیت کیفری او، پرونده را به پزشکی قانونی ارجاع دهند. در این مرحله، دو محور اصلی مورد بررسی قرار خواهد گرفت: تعیین دقیق سن متهم در زمان وقوع جرم و ارزیابی سلامت روانی او برای مشخص شدن قابلیت تحمل مجازات.

با توجه به شواهد محدود و نیاز به بررسی کارشناسی پزشکی قانونی، کارشناسان حقوقی معتقدند که پرونده هنوز در مرحله تصمیم گیری حیاتی قرار دارد و هرگونه حکم بدون تکمیل این بررسی‌ها می‌تواند با ایراد حقوقی مواجه شود.

از سوی دیگر، درخواست اولیای دم برای اجرای قصاص، فشار عاطفی و حقوقی قابل توجهی بر روند پرونده وارد کرده است، اما تصمیم نهایی دادگاه منوط به تعیین دقیق مسئولیت کیفری و سن قانونی متهم است.

به نظر می‌رسد این پرونده نمونه ای از پیچیدگی های قضایی در پرونده های دارای شواهد محدود و متهمان زیر ۱۸ سال است که نیازمند دقت علمی و حقوقی برای رعایت حقوق تمامی طرفین پرونده می‌باشد.

سوالات متداول درباره حقوقی این پرونده 

۱. علت اصلی بازداشت کریم چه بود؟

کریم به دلیل کشف کاپشن و تلفن همراه او در محل قتل نگهبان بازداشت شد، هرچند خودش نقش در قتل را رد کرد.

۲. چرا پرونده بیش از ۱۱ سال بلاتکلیف بود؟

پرونده چندین بار از دادگاه به دادسرا بازگشت تا تحقیقات تکمیل شود و نهایتاً به دادگاه کیفری ارسال شد.

۳. درخواست اولیای دم در دادگاه چه بود؟

اولیای دم از طریق سفارت افغانستان درخواست اجرای حکم قصاص کردند.

۴. چرا سن متهم در دادگاه محل پرسش است؟

متهم ادعا می‌کند در زمان وقوع قتل ۱۷ ساله بوده اما ثبت رسمی برخی بازجویی‌ها سن او را ۲۰ ساله نوشته است، و این اختلاف در روند قانونی پرونده تأثیر دارد.

۵. چرا پرونده برای بررسی به پزشکی قانونی ارجاع شد؟

قضات برای تعیین دقیق سن متهم در زمان ارتکاب قتل و همچنین بررسی وضعیت عقلی و مسئولیت کیفری او درخواست نظر کارشناسی دادند.

۶. سن ۱۷ سال چه تأثیری دارد؟

اگر ثابت شود متهم زیر ۱۸ سال بوده، طبق قوانین خاص درباره نوجوانان ممکن است مسئولیت کیفری یا مجازات متفاوت باشد. البته در این پرونده نیاز است زمان تصویب قانون زیر 18 سال را بررسی کرد.

۷. اظهارات متناقض متهم چه اهمیتی دارد؟

تناقض در سخنان متهم درباره اختلاف مالی با مقتول و سن خود موجب تردید قضات شده و نیاز به بررسی دقیق‌تر دارد.

۸. آیا تمام شواهد علیه کریم است؟

نه؛ تنها مدارک صریح در ابتدا تعلق کاپشن و تلفن همراه به اوست و هیچ شاهد مستقیمی از حضور او در زمان قتل ذکر نشده.

۹. وضعیت زن و مردی که کریم معرفی کرد چگونه شد؟

هر دو بعد از بازداشت مشخص شد در قتل نقشی نداشتند.

۱۰. نظر دادگاه درباره مسئولیت کیفری چیست؟

دادگاه قصد دارد با نظر پزشکی قانونی مشخص کند که آیا متهم در زمان جنایت به لحاظ عقلی مسئول عمل خود بوده یا خیر.

اخبار تاپ حوادث

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات