اعدام یک قاتل در زندان مرکزی مشهد / او شب تا صبح در بشکه قیر پنهان بود ! + عکس

قتل نگهبان در یکی از کاروانسراهای قدیمی در مشهد رخ داد. قتل نگهبان به دست مرد کارتن خواب بود. فرضیه سرقت مرد کارتن خواب به قتل نگهبان ختم شد. بازسازی صحنه های قتل نگهبان به دستور قاضی پرونده صورت گرفت. عامل قتل نگهبان بالای چوبه دار رفت و به سزای عمل خود رسید.

دزد قرص های مخدردار که به جرم  قتل پیرمرد نگهبان در یک کاروان سرای قدیمی مشهد دستگیر شده بود، سپیده دم روز یک شنبه  گذشته به دار مجازات آویخته شد و بدین ترتیب  آخرین سکانس این جنایت هولناک در زندان مرکزی مشهد رقم خورد.

صبح نهم آبان سال 97 بود که یکی از  کارگران انبار ضایعاتی در کاروان سرای قدیمی را به صدا درآورد تا نزد پیرمرد نگهبان برود. در این  هنگام« کرامت» شاگرد یکی از ضایعات فروشان  که به خاطر خلافکاری و سرکشی با کارفرمایش  به اختلاف خورده و از مدتی قبل نزد «علی-م» ( پیرمرد نگهبان کـاروان سرا)می خوابید، در  حالی که تشکی را زیر بغل داشت در کاروان سرا  را گشود.

کارگر ضایعاتی که پا به درون کاروان سرا  گذاشته بود از «کرامت» پرسید«علی » کجاست؟ 

او هم در حالی که پاسخ می داد «علی» «در اتاق  نگهبانی خوابیده است»

از کاروان سرا خارج شد  و رفت. کارگر انبار هم در جست وجوی پیرمرد  81 ساله به سمت اتاق نگهبانی رفت اما ناگهان  با صحنه وحشتناکی روبه رو شد. پیکر پیرمرد  مذکور در حالی که یک رشته روســری به دور  گردنش پیچانده شده بود، کف اتاق قرار داشت و  به قتل رسیده بود!

دقایقی بعد با گزارش ماجرای مرگ مشکوک  پیرمرد نگهبان به پلیس 110 ،نیروهای انتظامی  به اطراف پنجراه مشهد عزیمت کردند، جایی که  مسافرخانه ای در طبقه بالای کاروان سرا وجود  داشـت و خـودروهـای مسافران نیز در محوطه  بزرگ این کاروان سرای قدیمی پارک شده بود. 

آن ها با تایید درستی خبر و حفظ صحنه حادثه،  مراتب را به قاضی ویژه قتل عمد مشهد اطلاع  دادند و بدین ترتیب با حضور قاضی کاظم میرزایی (قاضی وقت ویژه قتل عمد مشهد ) بررسی های  قضایی در این باره آغاز شد. تحقیقات میدانی در  همان مراحل اولیه، سرنخ های این معمای جنایی  را به کرامت (مرد معتاد کارتن خـواب)رساند  چرا که او در آن ساعت صبح و تشک به دست از  کاروان سرا خارج شده بود.

به همین دلیل قاضی  میرزایی با سپردن این پرونده جنایی به گروه  ویژه ای از کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی  خراسان رضوی، از آنان خواست تا دامنه بررسی  های میدانی را به سوی وضعیت  اجتماعی و اخلاقی «نوراحمد»  معروف به « کـرامـت» بکشانند. 

بنابراین گزارش تحقیقات نشان  داد: کـرامـت از حـدود دو ماه  قبل با صاحبکار قبلی خود دچار  اختلاف شده بود و به همین دلیل  نزد پیرمرد نگهبان کار می کرد.  همچنین ادامه بررسی ها بیانگر  آن بود که حدود یک ماه قبل نیز  کرامت مبلغ 300 هزار تومان  از پول های پیرمرد را سرقت کرده  بود که فرزندان او متوجه ماجرا  شدند و دزد پول ها را پیدا کردند.

او که دیگر چاره ای جز بیان حقیقت نداشت از  فرزندان پیرمرد مهلت خواست تا با جمع آوری  ضایعات بتواند مبالغی را به پیرمرد بازگرداند تا  این 300 هزار تومان پرداخت شود چرا که ادعا  داشت پول های سرقتی را خرج کرده است. از  سوی دیگر نیز به هم ریختگی اتاق پیرمرد نگهبان  و وجود گاو صندوق در آن اتـاق، فرضیه قتل با  انگیزه سرقت را قوی تر می کرد.

حکم قاضی برای قاتل مرد نگهبان

این گزارش  حاکی است، با توجه به دلایل و شواهد موجود،  قاضی وقـت شعبه 211 دادســـرای عمومی و  انقلاب مشهد دستور دستگیری کارتن خواب  42 ساله را صادر کرد و بدین ترتیب تلاش ها برای  ردیابی کرامت ادامه یافت تا این که چند روز بعد  این مرد معتاد با موهایی ژولیده و بلند در ابتدای  خیابان سرخس شناسایی و دستگیر شد.

او که  در برابر سولات فنی و تخصصی قاضی میرزایی  قرار گرفته بود در اظهاراتی متناقض تلاش کرد  تا خود را بی گناه جلوه دهد. او گفت: من تا پاسی  از شب در انبار ضایعاتی بودم و بعد از آن بیرون  رفتم و صبح زمانی بازگشتم که دیدم چند نفر از  ضایعات فروشان پشت در کاروان سرا مانده اند!  یکی از کارگران در را باز کرد که من داخل رفتم و  با برداشتن تشک هایم بیرون آمدم و دیگر از چیزی خبر ندارم!

با این حال، این اظهارات برای قاضی  با تجربه ویژه قتل عمد قانع کننده نبود و به همین  دلیل دستور بازداشت موقت وی را درحالی صادر  کرد که کرامت در ادامه بازجویی ها گفت: آن  شب که من نزد پیرمرد رفته بودم یکی دیگر از  همان افرادی که به او ضایعات می فروخت هم در  کاروان سرا و کنار نگهبان (مقتول) خوابیده بود!  این اظهارات موجب شد قاضی میرزایی برای  بررسی همه جوانب ماجرا دستور دستگیری مرد  50 ساله مورد ادعای او را نیز صادر کند! 

این گونه بود که گروه ویژه کارآگاهان به سرپرستی  سرهنگ سلطانیان (رئیس وقت دایره قتل عمد  آگاهی) تحقیقات گسترده ای را برای دستگیری  معتاد ضایعات جمع کن، آغاز کردند و در نهایت  او را در شهرک قلعه ساختمان مشهد به دام  انداختند اما این معتاد که اوضاع بسیار نامناسبی داشت و به زحمت راه می رفت به کارآگاهان گفت:  من از این ماجرا خبر نـدارم. من در طبقه بالایی کاروان سرا و در یک اتاق دیگر می خوابیدم. روز  حادثه نیز وقتی از کاروان سرا بیرون رفتم پیرمرد  نگهبان زنده بـود!

 قاضی  ویژه قتل عمد پس از شنیدن  اظهارات مرد 50 ساله معتاد،  بلافاصله دستور آزادی وی  را صادر کرد و از کارآگاهان  خـواسـت تـا کـرامـت را مـورد  بــازجــویــی هـــای تخصصی  قـــرار دهـنـد. بـدیـن ترتیب،  رونـــد تحقیقات بـه صـورت  غیرمحسوسی در حالی تغییر  کـرد که در لابه لای بررسی های تخصصی، سرنخ هایی  از سرقت مقادیری داروهای متادون و ترامادول به دست  آمـد کـه از یـک رسـتـوران در  منطقه پنجراه مشهد سرقت شده بود.

قتل نگهبان در کاروانسرا و برملا شدن راز کارتن خواب

پیگیری  این ماجرا که به کلاف پیچیده جنایت در کاروان  سرا گره خورده بود، درحالی پای یکی از دست  فروشان داروهای غیرمجاز را به میان کشید که  مشخص شد او ارتباط نزدیکی با کرامت (متهم  اصلی پرونده جنایی) دارد. مواجهه حضوری  آن ها نشان داد که دو ماجرای سرقت و جنایت  با یکدیگر ارتباط دارنـد به همین دلیل صحنه  بازسازی قتل با دستور مقام قضایی شکل گرفت و کرامت که متوجه شد داستان سرایی هایش  فایده ای ندارد ناگهان روی زمین نشست و راز  این قتل هولناک را فاش کرد.

او که در حضور  قاضی میرزایی و سرهنگ علی بهرامزاده(افسر  پرونده ) لب به اعتراف گشوده بود، اشک ریزان  گفت: قبال در یک رستوران کار می کردم. روزی  مشغول نظافت بودم که دست فروش محله را در  حال مخفی کردن مقداری داروی ترک اعتیاد  دیـدم! (او برای فرار از چنگ قانون، داروهـای  غیرمجاز را در رستوران مخفی می کرد) به همین  دلیل وسوسه شدم و داروها را سرقت کردم ولی  آن مرد دست فروش رد مرا تا در کاروان سرا زد  و به «علی- م»(نگهبان) ماجرا را گفت. علی هم  به دنبال من می گشت چون می دانست با«عید محمد »(مرد معتادی که در طبقه بالایی کاروان  سرا سکونت دارد ) دوست هستم ولی آن شب  وقتی من نزد عید محمد رفتم او گفت: از این جا  برو چون ممکن است پای پلیس به میان بیاید!  من هم از اتاق عید محمد بیرون رفتم. اما داخل  بشکه قیر درون کـاروان سرا پنهان شدم. نیمه  های شب بود که علی –م را دیـدم از اتاقش  بیرون آمد.

با او در محوطه کـاروان سرا درگیر  شدم. در همین اثنا ناگهان روسری را که همیشه  برای بستن موهای بلندم استفاده می کردم، دور  دستم پیچیدم و او را از پشت سر خفه کردم، بعد  هم پیکرش را به درون اتاق کشاندم ولی باز هم  در همان بشکه قیر تا صبح ماندم تا این که یکی از  کارگران ضایعاتی در را به صدا درآورد و من هم با  تشکی که زیر بغلم بود از آن جا خارج شدم و ...

با اعترافات صریح  متهم، این پرونده جنایی به شعبه پنجم دادگاه  کیفری یک خراسان رضوی ارسال شد و قضات  دادگاه پس از برگزاری چندین جلسه محاکمه،  رای به قصاص نفس کرامت دادند. با تایید این  رای در شعبه 31 دیوان عالی کشور، مقدمات  اجرای حکم در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد  فراهم شد تا این که سپیده دم یک شنبه گذشته  مرد کارتن خواب که دیگر 45 ساله بود با حضور  قضات اجرای احکام و برخی مسئوالن ذی ربط  در زندان مرکزی مشهد پای چوبه دار رفت و به  مجازات رسید و بدین ترتیب آخرین سکانس این  جنایت که باز هم ریشه در مواد مخدر صنعتی  داشت در زندان وکیل آباد مشهد رقم خورد.

آیا این خبر مفید بود؟