حدود یک سال قبل جسد مرد جوانی در زیرزمین یک ساختمان نیمه کاره پیدا شد و نخستین بررسی‌ها نشان می‌داد وی بر اثر وارد آمدن ضربه جسمی سخت به سرش به قتل رسیده است. وقتی مأموران کلانتری ۱۰۶ نامجو به محل حادثه رسیدند مشخص شد وی کارگر این ساختمان بوده و همزمان با این جنایت دوستش به‌نام سردار نیز ناپدید شده است.

بنا بر این فرضیه ارتکاب قتل مرد 38 ساله به‌ دست سردار قوت گرفت تا اینکه سرانجام کارآگاهان رد وی را در خانه دوستش پیدا کردند و در حالی که مرد 29 ساله در کانال کولر خانه مخفی شده بود دستگیرش کردند.

متهم در بازجویی‌ها بلافاصله به قتل اعتراف کرد و گفت: من و مقتول دوستان صمیمی بودیم اما او عادت بدی داشت که همیشه با من شوخی‌های بی‌ادبانه‌ای می‌کرد، هر چه به او تذکر می‌دادم که از شوخی‌هایش خوشم نمی‌آید توجهی نمی‌کرد. تا اینکه روز حادثه جمله‌ای درباره خواهرم گفت که خیلی عصبانی شدم و کنترلم را از دست دادم و با پتکی که جلوی دستم بود ضربه‌ای به سرش زدم. بعد هم از محل فرار کردم. الان هم از کشتن او پشیمان نیستم چون بارها به او تذکر داده بودم.

وقتی پرونده سردار برای محاکمه به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد، وی پای میز محاکمه ایستاد.

در ابتدای جلسه نماینده دادستان از شناسایی نشدن خانواده مقتول خبر داد و به همین منظور درخواست دیه از سوی رئیس قوه قضائیه مطرح شد.

در ادامه متهم به قضات گفت: من توانایی پرداخت دیه به خانواده مقتول را دارم فقط مهلت می‌خواهم تا آنها را پیدا کنم و رضایت‌شان را جلب کنم، خانواده مقتول در کابل زندگی می‌کنند و می‌توانم پیدایشان کنم. بدین ترتیب قضات در پایان جلسه متهم را به پرداخت دیه و خروج از کشور محکوم کردند.آخرین قیمت های بازار ایران را اینجا کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟