زنده زنده دفن شدن حدیثه و نازنین در مشهد! + فیلم گفتگوی دردناک با پدر
حجم ویدیو: 12.75M | مدت زمان ویدیو: 00:01:37

به گزارش اختصاصی رکنا،مادر حدیثه و نازنین زهرا چند روزی است که هم داغدار است و هم دربستر بیماری است.

از روزی که سقف مغازه سوپر مارکت روی سر دخترانش آوار شد،زندگی برایش تیره و تار است و انگار سقف آن مغازه هر لحظه، هزار بار روی قلبش آوار می شود.

اولین جمله ای که پدر این دو خواهر نوجوان می گوید این است:«همین دو فرزند را داشتم که یک روز وقتی از سر کار بر می گشتم به من خبر دادند زود خودم را برسانم که آنها زیر آوار مانده اند.»

اخبار اختصاصی رکنا - کپی رایت

ریزش سقف سوپر مارکت

سه شنبه ظهر بود که حدیثه و نازنین زهرا از تنهایی در خانه حوصله شان سر رفت.تازگی ها پدرشان یک مغازه سوپرمارکت اجاره کرده بود که صبح تا عصر مادر بچه ها آنجا فروشندگی می کرد و بعدازظهر که پدرشان از کارگری برمی گشت تا آخر شب مشغول فروشندگی می کرد.

آن روز دو خواهر 8 و 14 ساله برای دیدن مادرشان به مغازه رفتند که تا خانه شان فاصله زیادی نداشت.

دقایقی آنجا بودند که یکدفعه صدای مهیبی محله را پر کرد.همسایه ها سراسیمه به خیابان ریختند.گرد و غبار غلیظی کوچه را پرد کرده بود.همسایه ها به سرفه افتاده بودند و در همان حال اشک امانشان نمی داد.چون می دانستند مادر و دو دخترش زیر آوار مانده اند.

مغازه تازه ساز بود

پدر نازنین زهرا و حدیثه در گفتگو با رکنا گفت:«این مغازه حدود شش،هفت ماه قبل ساخته شده است و من آن را اجاره کردم و در آن مشغول کار شدم که کمک خرج خانواده ام باشد.مالک این مغازه بیشتر کارهای ساخت آن را خودش انجام داده است.حتی جوشکاری ها را هم خودش کرده بود.برای همین ساخت اینجا غیراصولی بود و بعد از مدتی به دلیل بار اضافی که روی مغازه ساخته شده بود سقف مغازه ریخت و روزگار من سیاه شد.»

کارشناسان آتش نشانی هنوز اظهار نظر قطعی در مورد علت وقوع این حادثه نکرده اند.

دخترانم را به خاک سرد گور سپردم

آقای ده سنگی،پدر دو دختر فوت شده،با صدایی که از غم گرفته است در مورد روز حادثه می گوید:«آن روز تازه کارم تمام شده بود و داشتم از سرکار به خانه برمی گشتم که برادرخانمم با من تماس گرفت و گفت که سقف مغازه فروریخته است.قبل از من دایی بچه ها به محل حادثه رسیده بود و اورژانس و آتش نشانی هم رسیده بودند.تا زمانی که بچه ها و همسرم از زیر آوار بیرون آورده شوند؛امیدوار بودم که همه آنها زنده باشند.همسرم با اینکه آسیب دیده بود زنده ماند اما دو دخترم را از دست دادم.»

همسر مالک مغازه که خانمی باردار هم هست هنگام حادثه در نزدیکی محل ریزش آوار بوده که او هم آسیب دید و در بیمارستان بستری شد.او پس از مداوا ترخیص شد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

آیا این خبر مفید بود؟