ناگفته های یک پدر دل شکسته / 9 ماه از مرگ دختر تهرانی در اتاق عمل زیبایی می گذرد + فیلم و عکس
حجم ویدیو: 24.63M | مدت زمان ویدیو: 00:03:16

به گزارش اختصاصی خبرنگار رکنا، سحر اسکندری 18 ساله، شاگرد اول مدرسه شان بود و تمام اوقات فراغت خود را با خواندن کتاب می‌گذراند، با توجه به این که در رشته پزشکی قبول شده بود می خواست پرستار شود تا بتواند بیشتر به مردم خدمت کند.

دختر جوان به خاطر مشکلی که روی بینی اش بود تصمیم گرفته بود تا جراحی زیبایی کند و خانواده اش نیز با همه شرایط مالی سختی که داشتند تلاش کردند تا پول عمل جراحی بینی دخترشان را بپردازند تا آرزوی دخترشان را به سرانجام برسانند.

مرگ در اتاق عمل جراحی زیبایی بینی - اهدا عضو

عمل زیبایی بینی و مرگ سحر

پزشکان پس از بررسی های ابتدایی تصمیم گرفتند تا سحر اسکندری روز 10 مرداد 98 زیر تیغ جراحی برود اما صبح روز 6 مرداد ماه پزشکان در تماس با خانواده سحر عنوان کردند که دخترشان باید زودتر عمل شود و سحر با همه آرزوهایی که در ذهن داشت ساعت 11 صبح ششمین روز مرداد ماه سال 98 به اتاق عمل رفت.

پدر و مادر سحر اسکندری پشت در اتاق عمل چشم انتظار بودند و مادر سحر زیر لب دعا می خواند تا دخترش سلامت از اتاق خارج شود.

رفت و آمدهای مرموز پزشکان در اتاق عمل

عقربه ها ساعت 16 همان روز را نشان می داد و چند پزشک سراسیمه به اتاق عمل رفتند و هر یک از آنها پس از دقایقی از اتاق جراحی بیرون می آمدند و همین رفت و آمدها باعث نگرانی خانواده سحر شده بود. پدر و مادر سحر اسکندری به سراغ پزشکان می رفتند تا علت این رفت و آمدها را بفهمند اما هیچ کسی پاسخگو نبود.

نگرانی هر لحظه بیشتر و بیشتر می شد تا اینکه یکی از پزشکان ادعا کرد که سحر به داروها واکنش نشان داده و باید در بیمارستان تحت نظر باشد و فردا مرخص می شود اما سحر اسکندری 19 روز در بخش مراقبت های ویژه تحت نظر قرار گرفت و پزشکان اعلام کردند سحر دچار مرگ مغزی شده است.

دستگاه ها باید قطع می شد و پدر و مادر سحر باور نداشتند دخترشان با همه آن آرزوهایی که در ذهن داشت به خواب ابدی رفته و تصمیم گرفتند برای اینکه رویای کمک کردن دخترشان به نتیجه برسد اعضای بدن سحر را اهدا کنند اما وقتی خانواده سحر به بیمارستان رفتند شنیدند که دخترشان به کام مرگ فرو رفته است.

شکایت از بیمارستان و پزشکان

پدر سحر در همان روزهای ابتدایی مرگ دخترش به خبرنگار رکنا گفت: در همان روزهای ابتدایی در وزارت بهداشت از کل مجموعه بیمارستان شکایت کردیم و یک شکایت نیز در دادسرای جرایم پزشکی ارائه دادیم. دخترم دیگر بر نمی گردد اما با این پیگیری‌‎ها می‌خواهیم خانواده دیگری داغ فرزند نبیند.

پدر سحر ادامه داد: روزهایی که دخترم در بیمارستان بود، پزشکان هر روز حرف‌های جدیدی می زدند و به ما امید می‌دادند، این در حالی بود که من از چند پزشک دیگر خارج از بیمارستان درخواست کمک کردم و هرکسی دخترم را می دید تاکید می کرد که او مرگ مغزی شده و اکسیژن به مغزش نرسیده است.

من آخرین بار جسد دخترم را دیدم ، با این که خودم دخترم را به خاک سپردم اما هنوز منتظر معجزه هستم تا سحر از در اتاق بیرون بیاید و با همان صدای همیشگی صدا بزند: «سلام بابا».

پیگیری پرونده سحر اسکندری

9 ماه از ماجرای مرگ تلخ سحر اسکندری می گذرد و پرونده شکایت آنها هنوز به نتیجه ای نرسیده است.

پدر سحر اسکندری به خبرنگار رکنا گفت: ما از همان روز اول شکایت کردیم و تنها یک برگه به ما دادند که نوشته بود رسیدگی می شود تا اینکه در دادسرای جرایم پزشکی پرونده را پیگیری کردیم تا اینکه دی ماه 98 کمسیون پزشکی اعلام کردند که بیمارستان و پزشکان 100 درصد در مرگ دخترم مقصر هستند.

وی افزود: کمیسیون پزشکی 60 درصد بیمارستان و تجهیزات بیمارستان، 15 درصد دکتر بیهوشی، 15 درصد پزشک بین اتاق عمل و 10 درصد پرستاری که به دلایل خودش نرسیده به بالای سر سحر برود.

این پدر ادامه داد: از آن روز به بعد هیچ یک از مسئولان، حتی یک تماس هم با ما نگرفتند و تسلیت نگفتند و از وکیل پرونده مان شنیدم که بیمارستان به حکم صادر شده از سوی کمیسیون پزشکی اعتراض زدند و هنوز هیچ حکمی تایید نشده است.

وی در پایان گفت: نمی دانیم چرا با گذشت 9 ماه که همه موارد در پرونده مشخص است هیچ حکمی صادر نشده و بلاتکلیف هستیم. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟