به گزارش رکنا، آتش نشانان در حال خاموش کردن آتش بودند که نعمت به ماشین پلیس نزدیک شد و با گریه گفت که پسر 19 ساله اش داخل خانه گرفتار شده و خواست او را نجات دهند.

خانه دو بخش داشت و سمت آشپزخانه آتش گرفته بود اما دودناشی از این آتش همه خانه را در بر گرفته و تنفس را سخت کرده بود، آتش نشانان وقتی توانستند حریق را اطفا کنند با ماسک های اکسیژن به داخل خانه رفتند و به جست و جوی پسر جوان پرداختند.

وقتی وارد اتاق خوابی شدند که با محل آتش سوزی 25 متر فاصله داشت، پیکر بی جان بهنام را دیدند که سرش روی بالش بود و به نظر می رسید خوابیده است.

بهنام نفس نمی کشید و صورتش کبود شده بود، دود همه جای خانه را فرا گرفته بود و آتش نشانان پس از ساعتی فتیله های سیگار را که درون کیسه زباله پر از کاغذ افتاده بود، پیدا کردند. بازرسان اعلام کردند که آتش سوزی به خاطر روشن بودن فتیله سیگارها بوده است و چون آتش به محل افتادن جسد سرایت نکرده است، علت مرگ می تواند خفگی ناشی از دود گرفتگی باشد.

به خاطر مرگ بهنام، حضور بازپرس پژوهش در صحنه حادثه ضروری بود. نعمت وقتی او را دید به سوی بازپرس رفت و گفت: خواهشمندم دستور بدهید دوستان پسرم را که همگی سیگاری هستند دستگیر کنند، مطمئن هستم سهل انگاری آنان باعث این حادثه شده است، بهنام لب به سیگار نمی زد و به همین دلیل دوستانش مقصر هستند.

وی ادامه داد: من و بهنام، وقتی همه اعضای خانواده به شهرستان رفته بودند در خانه تنها ماندیم، من به دلیل کاری که دارم یک روز در میان درخانه هستم، ساعت 22 بود که تلفنی با خانه تماس گرفتم اما کسی جواب نداد، نگران شدم و خودم را به این جا رساندم و دیدم زندگی ام آتش گرفته است.

نعمت، وقتی بازپرس پژوهش خواست دوستان بهنام را به او معرفی کند، گفت: متاسفانه از یک سال پیش پسرم پنهان کاری می کرد به همین دلیل هیچ کدام از دوستانش را نمی شناسم حتی مادر و تنها خواهرش نیز آنان را نمی شناسند. فقط از همسایه ها شنیده بودم وقتی هیچ کس در خانه نیست، خانه را پاتوق دوستانش می کند. راستش را بخواهید از ترس این که پسرم از خانه فراری نشود کاری به این کارهایش نداشتم و سعی می کردم مزاحم او و مهمان هایش نشوم.

بازپرس پژوهش به او تسلیت گفت و قول داد مقصران آتش سوزی را شناسایی کند. سپس از ستوان محمدی خواست پس از تحقیقات محلی پرونده را به دادسرا ببرد و در اختیارش قرار دهد.

از فردای شب حادثه، پوشه زرد رنگ در کشوی کمد بازپرس پژوهش بود. او منتظر نتیجه پزشکی قانونی بود تا دستور مختومه کردن ماجرای آتش سوزی را صادر کند. چند تن از دوستان بهنام تحت بازجویی قرار گرفتند و همگی ضمن تایید این که قربانی اهل سیگار کشیدن نبود دلیل آوردند که شب حادثه با دوست شان نبودند و دخالتی در آتش سوزی نداشتند. سه ماه بعد نظریه آسیب شناسی از جسد بهنام در اختیار بازپرس پژوهش قرار گرفت و مشخص شد که پدر این پسر تنها درخواست آزمایش آسیب شناسی کرده و در شش های مقتول آثاری از منواکسیدکربن دیده نشده است و علت مرگ بهنام نامعلوم است. با این نظریه عجیب بازپرس پژوهش سر دو راهی گرفتار شده بود و به ناچار قبل از صدور دستور مختومه شدن پرونده به مرور اوراق پوشه زردرنگ پرداخت. وقتی کارش تمام شد خودنویس خود را برداشت و حکم بازداشت پدر بهنام به اتهام قتل پسرش را صادر کرد.

بهنام سرکش شده بود، یک بار در خیابانی دیدم که همراه یکی از دوستانش کیف زنی را قاپیدند و حتی آن زن را به زمین کوبیدند. خیلی ناراحت شدم اما به رویش نیاوردم. سپس وقتی زن و دخترم به مسافرت رفتند من در غذای پسرم مرگ موش ریختم، وقتی مرد به خاطر این که راز قتل پنهان بماند خانه را آتش زدم و ...

پاسخ معما:

همان طور که اشاره شد پدر بهنام، ابتدا ادعا کرده بود بیشتر دوستان پسرش سیگاری هستند در حالی که در جای دیگر ادعا کرد به خاطر پنهان کاری های پسرش هیچ کدام از دوستان او را نمی شناسد و نمی تواند در ردپای دوستی که روز آتش سوزی آن جا بوده، به پلیس کمک کند.

از سوی دیگر در نظریه پزشکی قانونی که فقط با درخواست پدر مقتول آسیب شناسی کرده بودند و هیچ آزمایش سم شناسی دیگری صورت نگرفته بود، علت مرگ نامشخص اعلام شده بود و خفگی ناشی از دود آتش سوزی منتفی دانسته شده بود زیرا در شش های مقتول هیچ آثاری از منواکسید کربن دیده نشده بود. بازپرس پژوهش با وجود الهام گرفتن از نظریه پزشکی قانونی و کذب گویی های پدر بهنام پی برد این پسر به دست پدرش از پای در آمده است.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟