به گزارش رکنا، زن ۲۷ساله با چشمانی اشکبار در دایره اجتماعی کلانتری افزود: سال ها قبل پدرم گرفتار هوس بازی و رابطه نامشروع با زنی فاسد شد و به دلیل این که توسط آن زن به موادمخدر معتاد شده بود کار خودش را از دست داد.

بیچاره مادرم در آن شرایط با نگرانی که برای آینده من و دو خواهرم داشت، برای حفظ آبروی خانوادگی دندان روی جگر گذاشت و اشتباهات پدرم را نادیده گرفت. او با کارگری در یک کارخانه خرج و مخارج زندگیمان را به سختی تامین می کرد.

«مرجان» افزود: در سن ۱۶سالگی با اصرار و اجبار پدرم ناچار به ازدواج موقت با فرشاد مردی ۵۰ساله شدم که خرده فروش موادمخدر بود. مدتی از این ازدواج شوم گذشت و متوجه شدم باردار هستم.

آن مرد هوس باز که نمی خواست دم به تله بدهد بعد از آن که بچه ام به دنیا آمد پولی کف دست پدرم گذاشت و به راحتی طلاقم داد. البته من در وضعیتی طلاق گرفتم که از حدود یک سال قبل توسط این مرد عیاش به موادمخدر آلوده شده بودم و الان بچه ام نیز اعتیاد دارد.

مرجان اشک هایش را پاک کرد و گفت: از ۳ماه پیش پدرم که برای تامین موادمخدر خود حسابی کم آورده بود مرا به خانه پیرمرد ۷۰ ساله ای که فروشنده مواد مخدر است فرستاد و رفت و آمد به آن خانه لعنتی باعث شد تا به لجنزار فساد نیز کشیده شوم. من از خودم بدم می آید و حتی دوست ندارم دیگر در آینه نگاه کنم. اشتباهات پدرم زندگی ما را نابود کرد و مادرم نیز از صبح تا شب سر کار می رود و زجر می کشد تا بتواند خرج زندگی مان را تامین کند.

باور کنید هر وقت خاطرات گذشته و روزهایی را که پدرم کار آبرومندانه ای داشت و مثل یک مرد به سر کار می رفت و من هم با خوشحالی به مدرسه می رفتم یادم می آید، قلبم می گیرد و از خودم می پرسم آیا اسیر هوی و هوس شدن به قیمت رقم خوردن چنین سرنوشت شومی برای یک خانواده می ارزد؟ برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟