به گزارش رکنا، زن جوان در دایره اجتماعی کلانتری گفت: من و امید در زندگی مشترک خود صاحب یک فرزند شدیم و زندگی خیلی خوبی داشتیم اما رفتار شوهرم از حدود یک سال قبل تغییر کرد و به شدت خشن و پرخاشگر شده بود.او هر روز سوالات زیادی درباره علت برقراری روابط قبل از ازدواجمان مطرح می کرد و حتی این شبهه برایش به وجود آمده بود که حتما من با چند نفر دیگر هم ارتباط داشته ام.

از شنیدن این حرف ها واقعا ناراحت شدم و به شوهرم گفتم: خجالت بکش ما یک بچه داریم و تو حق نداری درباره من چنین تصورات نادرستی داشته باشی.

زن جوان آهی کشید و افزود: کارم به جایی رسید که او هر روز مرا در خانه زندانی و تلفن را نیز قطع می کرد. من پس از مدتی بالاخره فهمیدم رفتارهای شوهرم به این دلیل است که همسر یکی از همکاران امید که آن ها نیز با هم قبلا رابطه خیابانی داشته اند به شوهرش خیانت کرده است.

در این شرایط تمام توجهم را به خواسته های شوهرم معطوف کردم و نمی خواستم حساسیتی به وجود بیاید ولی هرکاری که انجام می دادم برای همسرم رفتار غیرواقعی و چاپلوسی محسوب می شد. زن جوان با چشمانی گریان افزود: شوهرم آن قدر عذابم داد و اذیتم کرد که مثل دیوانه ها شده بودم و دیگر تحمل خودم را از دست دادم. من یک روز بچه ام را برداشتم و از خانه فرار کردم.

البته در خانه یکی از همسایگان که زنی تنهاست مخفی شدم و به هیچ کس نگفتم کجا هستم. یک هفته گذشت و دچار افسردگی شدیدی شدم. زن همسایه که خیلی نگران حالم بود به توصیه یکی از دوستانش یک عدد قرص شادی آور به من داد و با خوردن این قرص حالم به شدت خراب شد و تا یک قدمی مرگ پیش رفتم. نمی دانم چرا چنین سرنوشتی برایم رقم خورد و حالا شک و تردید شوهرم چند برابر شده است. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟