حجم ویدیو: 143.82M | مدت زمان ویدیو: 00:01:40

به گزارش خبرنگار جنایی رکنا، علیرضا ببری ۳۱ ساله داماد خانواده نجفی به عنوان مطلع در جایگاه قرار گرفت و گفت در روز حادثه آن روز ساعت ۱۰ و ۳۰ الی ۱۱ همسرم با من تماس گرفت و ادعا کرد که گویا اتفاق بدی افتاده، خود را به خانه رساندم وقتی وارد خانه شدم راننده ی آقای نجفی پریشان بود نامه ۳ صفحه ای در دستش بود و من با توجه به استرسی که داشتم فقط پاراگراف آخر نامه را که دکتر از ما و دوستان حلالیت طلبیده و پایان‌نامه را با انا الیه راجعون تمام کرده بود.

ساعت ۱۲ بود که جلوی در خانه میترا استاد رسیدیم چند بار در زدیم کسی پاسخگو نبود که آقای آقازاده در را باز کرد و وارد خانه شدیم همان لحظه پسر میترا استاد که ما هم نمی شناختیم به جلوی در واحد آمد که فکر کردیم از کارمندان ساختمان یک نام آورده بود که آقای آقازاده اعلام کرد ایشان پسر خانم استاد هستند و ما تا آن وقت ایشان را ندیده بودیم.

 آقای آقازاده یک قدم جلوتر از ما بود و دکتر و خانم استاد را صدا می زد آقای آقازاده به سمت حمام داخل اتاق رفت و متوجه خون ها و جسد داخل حمام شد که در این صحنه مهیار سعی داشت وارد حمام شود که من مانع ورود اش شدم و سپس آقای آقازاده با مهیار درگیر شد و از اتاق بیرون برد. داماد خانواده نجفی گفت همراه زهرا همسرم وارد حمام شدیم زهرا به بدن میترا دست زد سرد بود و خواست تا با اورژانس تماس بگیرم ابتدا فکر کردیم خودکشی کرده چون سابقه ی خودکشی داشت و چون جای گلوله کوچک بود فکر کردیم شیئ تیزی وارد قلبش کرد هاست.

اورژانس اعلام کرد میترا استاد را بخوابانیم و سرش را در راستای بدنش نگه داریم و با فشار دادن ناحیه سینه را با شمارش آنها شروع کنیم که با اولین فشار از داخل سوراخ خون روی سینه خارج شد که به عوامل اورژانس اعلام کردیم آنها خواستند آنجا را با حوله یا پارچه مانع خونریزی شویم و من حوله سفیدی را که روی بدنه میترا استاد بود را برداشتم و روی ناحیه خونریزی قرار دادم که همانجا زهرا گفت میترا تیر خورده است.

به گزارش رکنا، قاضی کشکولی در خصوص اختلافات میترا استاد با وی و همسرش سوال پرسید که داماد خانواده نجفی گفت میترا استاد یک یا دو بار با زهرا همسرم تماس گرفت که با توجه به صحبت‌هایشان متوجه اختلافاتشان شدم اما احساس می‌کنم اختلافات ما به همان روزهای نخست آشنایی وی با دکتر نجفی بود.

من اولین بار وقتی برای اکران یک فیلم به باغ کتاب رفته بودم خانم میترا استاد را با یک مانتو سرخابی که خیلی جیغ بود در کنار دکتر مشاهده کردم که با توجه به پوششی که داشت چهره اش در ذهنم ماند تا اینکه دو هفته بعد در یک مراسم در برج میلاد را با پوشش کامل محجبه همراه ایشان دیدم و با توجه به اختلاف پوشش در این دو مراسم داشت به سراغ یکی از مسئولین برج میلاد رفتم در مورد این خانوم پرس و جو کردم که ایشان جواب نداد و عنوان کرد من برگزار کننده هستم و از شخصیت‌ها اطلاعی ندارم که بعد از آن در حال کارم بودم که میترا استاد با من تماس گرفت و با حرفهایی که نمی‌توان آنها را بیان کرد  گفت تا تو باشی دنبال زن مردم نباشی و در مورد مانتو و حجاب او سوال نکنی و فکر می‌کنم اختلاف وی  با من از همان زمان شروع شد.

وی در خصوص بالشت داخل حمام گفت: روی بدن هیچ بالشتی وجود نداشت و تنها یک حوله سفید رنگ بود که از بالای سینه تا زانوی او کشیده شده بود و وقتی که همسرم گفت میترا گلوله خورده وقتی از وان بیرون آمد یک پوکه دید.

داماد خانواده نجفی در خصوص آخرین تماس نجفی به خانواده گفت بعد از این ماجرا اطلاعی از  او نداشتیم تا این که هفت عصر با یک شماره به موبایل مادرزنم تماس گرفتند و مادرزنم با توجه به اتفاقاتی که از سوی خانواده میترا استاد افتاده بود شماره های ناشناس را جواب نمی داد به همین خاطر همسرم زهرا جواب تلفن را داد و شنید پدرش پشت خط است و صدا را روی خط زد و آقای نجفی اعلام کرد من خوبم نگران نباشید من جلوی آگاهی تهران هستم می خواهم خودم را معرفی کنم.

با شماره دوباره تماس گرفتیم راننده خودرو بود که عنوان کرد مسافرش از خودرو پیاده شده که خودمان را به پلیس آگاهی تهران رساندیم سرباز آنجا ادعا کرد که کسی به آنجا مراجعه نکرده و تا وقتی که فیلم بازداشت دکتر نجفی را در تلویزیون و شبکه های اجتماعی دیدیم.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟