به گزارش رکنا ، این پرونده از همان لحظه نخست با 3 ویژگی منحصر به فرد توجه کارآگاهان را به خود جلب کرد؛ مقتول ناشناس بود و ناشناس ماند، مقتول رباعیات خیام را با خود داشت و مقتول یک صفحه رمز نوشته بود.
دیدن پروندخ خودکشی برای ماموران پلیس بسیار رایج و ساده است و از دیدن چنین پرونده هایی تعجب نمی کنند، اما برخی پرونده ها از همان نقطه آغاز مشکوکند. یکی از صبح های دسامبر 1948 گروهی از مردم که در ساحل آدلاید قدم می زدند مردی را دیدند که رو به دریا با حالتی نامتعارف دراز کشیده و تکان نمی خورد. با وجود هوای گرم، مرد لباس بافتنی پوشیده بود و البته ظاهری محترم داشت.
پس از ساعت ها و حرکت نکردن مرد، نیروهای پلیس با ظن به قتل یا خودکشی وارد ساحل شدند و متوجه شدند مرد احتمالا خودکشی کرده است. اما نکته عجیب این بود که پزشکی قانونی هرگز تشخیص نداد که مرد چه نوع ماده سمی مصرف کرده تا خودکشی کند. افزون بر این هویت مرد نیز علی رغم مدت ها گمانه زنی هرگز فاش نشد. گویی این مرد از زمان و مکانی دیگر به دوران معاصر سفر کرده بود تا خودکشی کند.
اما از همه جالب تر وجود ورق هایی از رباعیات خیام در جیب این مرد ناشناس بود. مفهوم اغلب بخشی هایی که در جیب مرد ناشناس قرار داشت به نخوردن غم گذشته ها، عدم ترس، رها شدن از زندگی زمینی و ازادی مرتبط بود. در یکی از تکه کاغذها هم به شکل فینگیلیش نوشته شده بود: "تمام شد" این موضوع با توجه به غیر ایرانی بودن مقتول در نوع خود عحیب بود.
در کاغذی دیگر که در جیب مرد بود، کلماتی رمزی نگاشته شده بود که گویی مرد در حال گفتگوی رمزی با شخص یا اشخاصی دیگر بوده است. این پرونده عجیب هنوز مبهم است. نظر شما چیست؟برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟