روزهای عجیبی را سپری می کردیم وضعیت آشفته خانه ما به جهنمی تبدیل شده بود که هرکسی سعی داشت در برابر نگاه های سرزنش آمیز دیگران خود را بی گناه نشان بدهد به همه کس و همه چیز مشکوک شده بودیم حتی گاهی با افکاری زشت و نامناسب به اعضای خانواده هم مظنون می شدیم شرایط طوری بود که آرام آرام اختلافات شدیدی بین اعضای خانواده به وجود آمد تا جایی که ...مرد میان سال در حالی که حیرت زده و خیره به دزد اموال منزلش می نگریست که مدت ها روح وروان همه اطرافیانش را به هم ریخته بود درباره ماجرای سرقت های متعدد از منزلش به کارشناس اجتماعی فرماندهی انتظامی شهرستان طرقبه و شاندیز گفت: چند فرزند بزرگ دارم که برخی از آن ها نیز ازدواج کرده اند و به همین خاطر با گسترش افراد فامیل، رفت و آمدها به منزل من نیز بیشتر شده بود تا جایی که تقریبا هر روز سفره بزرگی می انداختیم و از مهمانان مان پذیرایی می کردیم اما در این میان حوادثی رخ می داد که باعث نگرانی اعضای خانواده ام شده بود. اولین ماجرا از سرقت انگشتر طلای همسرم آغاز شد ابتدا احتمال می دادیم انگشتر گم شده یا همسرم آن را در جایی گذاشته است که به خاطرش نمی آید اما روز بعد باز هم قطعه طلای دیگری از منزل گم شد با وجود این هیچ کس تصور دستبرد به منزل را نداشت اما این سرقت ها همچنان ادامه یافت و هر روز شیء با ارزش جدیدی در منزل ما گم می شد این ماجرا به حدی رسید که دیگر هرکسی به فردی از افراد فامیل که به منزل ما رفت و آمد داشتند مشکوک می شد و او را عامل سرقت اشیای گم شده معرفی می کرد در این میان افرادی که بدهکاری مالی داشتند یا از مشکلات اجتماعی دیگری برخوردار بودند بیشتر از همه مورد ظن ما قرار می گرفتند این وضعیت آشفته بازار در زندگی ما به حدی رسید که حتی اعضای خانواده نیز با چشمانی سرزنش آمیز به یکدیگر می نگریستند همین موضوع موجب بروز اختلافات حادی در زندگی ما شد تا این که تصمیم گرفتم به طور پنهانی و بدون آن که هیچ کدام از اعضای خانواده متوجه شوند دوربین مدار بسته در منزل نصب کنم. هنوز بیشتر از 48 ساعت از نصب دوربین نگذشته بود که بازبینی تصاویر ضبط شده آن حیرتم را برانگیخت در آن تصویر دیدم جوانی حدود 20 ساله به راحتی وارد آپارتمان شد و با کلیدی که در دست داشت داخل اتاق خواب رفت و با گذاشتن شیئی درون جیبش، از منزلم خارج شد او حتی در واحد آپارتمانی را نیز قفل کرد و خیلی طبیعی بیرون رفت.هرچه سعی کردم نتوانستم آن جوان را بشناسم به همین دلیل دست به دامان پلیس شدم که با دستورات ویژه دادستان طرقبه و شاندیز تحقیقات پلیس در این باره آغاز شد و آن ها همسایه روبه روی واحد آپارتمانی ما را دستگیر کردند. هیچ وقت باورم نمی شد که پسر همسایه در این سرقت ها نقش داشته باشد اما پلیس در بازرسی از منزل وی که با دستورات سرهنگ اکبر حسین پور (فرمانده انتظامی طرقبه و شاندیز) صورت گرفت کلکسیونی از اموال سرقتی منزلم را که در قفسه های چوبی منزل چیده شده بود، کشف کرد و من فقط حیرت زده به این صحنه می نگریستم تا این که آن جوان 20 ساله مورد بازجویی قرار گرفت و گفت: روزی که وارد آپارتمان شدم ناگهان چشمم به کلید منزل واحد روبه رویی افتاد که روی در جامانده بود من که وسوسه شده بودم کلید را از روی در آن ها برداشتم و سپس تصمیم به سرقت لوازم منزل آن ها گرفتم البته قصد فروش لوازم سرقتی را نداشتم و تنها می خواستم کلکسیونی یادگاری از اشیای گران قیمت و باارزش فراهم کنم و ...

شایان ذکر است این متهم برای ادامه تحقیقات وبا دستور قضایی روانه زندان شد.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟