کدخبر: 464518 20804

رکنا: حکم تبرئه زوج جوان از اتهام قتل آتشین یک مرد، در دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و قطعی شد.

اخبار اختصاصی رکنا - کپی رایت

این زوج خودرو قربانی را به آتش کشیدند تا او را بترسانند ولی این ماجرا مرگ تلخ مرد تنها را رقم زد.

مرد جوان برای پرداخت شیربهای همسرش دست به کلاهبرداری زد. کلاهبرداری که جنایت آتشینی را رقم زد و وی را در جایگاه قاتل قرار داد.

خردادماه سال 95 مأموران پلیس کهریزک از مرگ مشکوک مرد جوانی در یکی از بیمارستانهای شهر باخبر شدند.

شواهد نشان می داد رضا 30 ساله تبعه افغانستان بر اثر سوختگی شدید جان سپرده است. عابرانی که از یکی از خیابان های خلوت کهریزک عبور می کردند رضا را به بیمارستان رسانده اند.

با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این زمینه آغاز شد و ماموران به بررسی فهرست مکالمات تلفن همراه رضا پرداختند.به این ترتیب یک مرد 25ساله به نام نوید را که چندین مرتبه با رضا تماس داشت شناسایی و بازداشت کردند. مرد جوان سعی داشت با دروغگویی پلیس را گمراه کند تا اینکه در روند بازجویی ها به جنایت آتشین با همدستی همسرش اعتراف کرد و گفت :من موجب مرگ رضا شدم اما قتل عمدی نبوده و قصد کشتن او را نداشتم.

وی ادامه داد : برای پرداخت مبلغ شیربها به پدر همسرم بدهکار بودم. به همین دلیل تصمیم گرفتم برای جور کردن این پول از رضا که دوستم بود کلاهبرداری کنم که ناخواسته موجب مرگ رضا شدم.

با اظهارات این مرد همسرش به نام حکیمه نیز به اتهام معاونت در قتل بازداشت شد و آنها شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند.

در نخستین جلسه رسیدگی به پرونده که به ریاست قاضی زالی و با حضور یک مستشار برگزار شد اولیای دم درخواست قصاص کردند.

سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و با انکار جرمش گفت: چند سال قبل به خواستگاری حکیمه رفتم. آنها افغان بودند و رسم به دریافت شیربها داشتند. پدر او مبلغ 25 میلیون تومان شیربها تعیین کرد. از آنجایی که به حکیمه علاقمند بودم قبول کردم و به دروغ گفتم توان پرداخت این مبلغ را دارم اما 5 میلیون تومان بیشتر از آن را نتوانستم بپردازم.

مدتی از زندگی ما گذشت تا اینکه پدر زنم مابقی شیربها را خواست. از طرفی پولی در بساط نداشتم و از طرفی حاضر نبودم زندگی با حکیمه را از دست بدهم .به همین خاطر به فکر کلاهبرداری افتادم و از همسرم برای اجرای این نقشه کمک خواستم.همسرم هم به خاطر علاقه ای که به زندگی مان داشت پذیرفت مرا همراهی کند.

وی ادامه داد: رضا را می شناختم و می دانستم قصد ازدواج دارد. به همین خاطر حکیمه را به عنوان خواهرم به او معرفی کردم. بعد از چند مرتبه رفت و آمد رضا به حکیمه علاقمند شد و او را از من خواستگاری کرد.

این ماجرا برایم خیلی سخت بود اما چاره ای نداشتم .من به رضا گفتم در عوض دریافت شیربها 20 میلیونی با ازدواج آنها موافقم. رضا بعد از چندماه پول را به حسابم واریز کرد و بعد از آن پیگیر شروع زندگی مشترک با حکیمه شد. من هربار بهانه ای می آوردم و دروغ جدیدی سرهم می کردم.

این متهم در خصوص نحوه جنایت به قضات گفت: رضا که به ماجرا مشکوک شده بود ،تصمیم گرفت با پدر حکیمه صحبت کند و همه این اتفاقات را به او بگوید. نگران آبرویم بودم. با رضا در کهریزک قرار گذاشتم تا با هم صحبت کنیم.

آن روز رضا با خودرو اش آمد و من و حکیمه با موتور به محل قرار رفتیم وقتی با هم روبرو شدیم یک بطری بنزین که از قبل آماده کرده بودم را روی ماشینش ریختم تا او را بترسانم.حتی مقداری از آن روی خودم هم پاشیده شد . با زدن فندک خودرو آتش گرفت و من و رضا هر دو به عقب پرتاب شدیم. اما شدت آتش سوزی زیاد بود و رضا گرفتار شد ولی من جان سالم به در بردم و با حکیمه سوار برموتور فرار کردیم.

من قصد کشتن مقتول را نداشتم و فقط می خواستم با سوزاندن خودرو اش او را بترسانم و از تصمیمی که گرفته بود منصرفش کنم.

سپس حکیمه در جایگاه ویژه ایستاد و منکر معاونت در قتل شد. زن جوان گفت: من به اصرار شوهرم وارد این داستان شدم و مقتول را فریب دادم. من در قتل او نقشی نداشتم.

در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و هر دو متهم را از اتهام قتل عمد تبرئه کرد. نوید به پرداخت دیه و 7سال زندان به خاطر کلاهبرداری و حریق عمدی محکوم شد. حکیمه نیز از دست داشتن در این ماجرا تبرئه شد.

با اعتراض اولیای دم به حکم صادره این پرونده در شعبه چهارم دیوان عالی کشور تحت رسیدگی موشکافانه قرار گرفت و این حکم مهر تایید خورد و قطعی شد.

اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید

 

آیا این خبر مفید بود؟

اخبار اختصاصی رکنا - کپی رایت

این زوج خودرو قربانی را به آتش کشیدند تا او را بترسانند ولی این ماجرا مرگ تلخ مرد تنها را رقم زد.

مرد جوان برای پرداخت شیربهای همسرش دست به کلاهبرداری زد. کلاهبرداری که جنایت آتشینی را رقم زد و وی را در جایگاه قاتل قرار داد.

خردادماه سال 95 مأموران پلیس کهریزک از مرگ مشکوک مرد جوانی در یکی از بیمارستانهای شهر باخبر شدند.

شواهد نشان می داد رضا 30 ساله تبعه افغانستان بر اثر سوختگی شدید جان سپرده است. عابرانی که از یکی از خیابان های خلوت کهریزک عبور می کردند رضا را به بیمارستان رسانده اند.

با انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات در این زمینه آغاز شد و ماموران به بررسی فهرست مکالمات تلفن همراه رضا پرداختند.به این ترتیب یک مرد 25ساله به نام نوید را که چندین مرتبه با رضا تماس داشت شناسایی و بازداشت کردند. مرد جوان سعی داشت با دروغگویی پلیس را گمراه کند تا اینکه در روند بازجویی ها به جنایت آتشین با همدستی همسرش اعتراف کرد و گفت :من موجب مرگ رضا شدم اما قتل عمدی نبوده و قصد کشتن او را نداشتم.

وی ادامه داد : برای پرداخت مبلغ شیربها به پدر همسرم بدهکار بودم. به همین دلیل تصمیم گرفتم برای جور کردن این پول از رضا که دوستم بود کلاهبرداری کنم که ناخواسته موجب مرگ رضا شدم.

با اظهارات این مرد همسرش به نام حکیمه نیز به اتهام معاونت در قتل بازداشت شد و آنها شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند.

در نخستین جلسه رسیدگی به پرونده که به ریاست قاضی زالی و با حضور یک مستشار برگزار شد اولیای دم درخواست قصاص کردند.

سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و با انکار جرمش گفت: چند سال قبل به خواستگاری حکیمه رفتم. آنها افغان بودند و رسم به دریافت شیربها داشتند. پدر او مبلغ 25 میلیون تومان شیربها تعیین کرد. از آنجایی که به حکیمه علاقمند بودم قبول کردم و به دروغ گفتم توان پرداخت این مبلغ را دارم اما 5 میلیون تومان بیشتر از آن را نتوانستم بپردازم.

مدتی از زندگی ما گذشت تا اینکه پدر زنم مابقی شیربها را خواست. از طرفی پولی در بساط نداشتم و از طرفی حاضر نبودم زندگی با حکیمه را از دست بدهم .به همین خاطر به فکر کلاهبرداری افتادم و از همسرم برای اجرای این نقشه کمک خواستم.همسرم هم به خاطر علاقه ای که به زندگی مان داشت پذیرفت مرا همراهی کند.

وی ادامه داد: رضا را می شناختم و می دانستم قصد ازدواج دارد. به همین خاطر حکیمه را به عنوان خواهرم به او معرفی کردم. بعد از چند مرتبه رفت و آمد رضا به حکیمه علاقمند شد و او را از من خواستگاری کرد.

این ماجرا برایم خیلی سخت بود اما چاره ای نداشتم .من به رضا گفتم در عوض دریافت شیربها 20 میلیونی با ازدواج آنها موافقم. رضا بعد از چندماه پول را به حسابم واریز کرد و بعد از آن پیگیر شروع زندگی مشترک با حکیمه شد. من هربار بهانه ای می آوردم و دروغ جدیدی سرهم می کردم.

این متهم در خصوص نحوه جنایت به قضات گفت: رضا که به ماجرا مشکوک شده بود ،تصمیم گرفت با پدر حکیمه صحبت کند و همه این اتفاقات را به او بگوید. نگران آبرویم بودم. با رضا در کهریزک قرار گذاشتم تا با هم صحبت کنیم.

آن روز رضا با خودرو اش آمد و من و حکیمه با موتور به محل قرار رفتیم وقتی با هم روبرو شدیم یک بطری بنزین که از قبل آماده کرده بودم را روی ماشینش ریختم تا او را بترسانم.حتی مقداری از آن روی خودم هم پاشیده شد . با زدن فندک خودرو آتش گرفت و من و رضا هر دو به عقب پرتاب شدیم. اما شدت آتش سوزی زیاد بود و رضا گرفتار شد ولی من جان سالم به در بردم و با حکیمه سوار برموتور فرار کردیم.

من قصد کشتن مقتول را نداشتم و فقط می خواستم با سوزاندن خودرو اش او را بترسانم و از تصمیمی که گرفته بود منصرفش کنم.

سپس حکیمه در جایگاه ویژه ایستاد و منکر معاونت در قتل شد. زن جوان گفت: من به اصرار شوهرم وارد این داستان شدم و مقتول را فریب دادم. من در قتل او نقشی نداشتم.

در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و هر دو متهم را از اتهام قتل عمد تبرئه کرد. نوید به پرداخت دیه و 7سال زندان به خاطر کلاهبرداری و حریق عمدی محکوم شد. حکیمه نیز از دست داشتن در این ماجرا تبرئه شد.

با اعتراض اولیای دم به حکم صادره این پرونده در شعبه چهارم دیوان عالی کشور تحت رسیدگی موشکافانه قرار گرفت و این حکم مهر تایید خورد و قطعی شد.

اخبار 24 ساعت گذشته رکنا را از دست ندهید

 

امتیاز : 5 تعداد رای : 5


اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

  • ناشناس 7 0

    این حکم دادگاه انصاف نیست. بیچاره را گول زده با احساساتش بازی کرده پولش را گرفته آخرش آتیش زده .چرا تبرئه چرا هفت سال زندان حکم این اعدام بود بیچاره شاید کسی را نداره پیگیر پروندش بشه و الا خیلی بی انصاف حکم دادن ..

  • ناشناس 0 0

    چندسال دیگه از زندان آزاد میشه، چون سابقه دار هم شده کسی بهش کار نمیده.بهونه میشه برای یه جنایت دیگه.با جنایت اولش هم قبح خلاف براش ریخته شده و راحت تر مردم رو بیچاره میکنه.

هم اکنون دیگران می خوانند

دیگر رسانه ها