خبر ویژه :

پرونده کدخبر: 387360 ارسال پرینت 6619

رکنا: آن ها طوری من و دوستم را ترسانده بودند که مجبور بودیم هر کاری از ما می خواهند برایشان انجام بدهیم، در میان همه تهدیدها می دانستم آن دو جوان بزرگ سال، خلافکاران خطرناکی هستند ولی کاری از دستم ساخته نبود، از سوی دیگر هم می ترسیدم موضوع را به پلیس یا معلمان مدرسه ام گزارش بدهم چرا که در آن صورت اعضای خانواده ام در معرض خطر قرار می گرفتند و ...

به گزارش رکنا، نوجوان 12 ساله در حالی که از ترس به آغوش عمه اش پناه برده بود، ملتمسانه از ماموران انتظامی می خواست او را ببخشند چرا که دو جوان خلافکار او را مجبور به انجام کارهای خلاف کرده بودند.

این نوجوان که تصمیم گرفته بود همه ماجرا را برای پلیس Police تعریف کند در میان هق هق گریه به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری الهیه مشهد گفت: 10 ساله بودم که پدر و مادرم مسیر دادگاه و پاسگاه را در پیش گرفتند تا این که بالاخره از یکدیگر جدا شدند. در این میان من و خواهر سه ساله ام نیز آواره شدیم. پدر و مادرم به خاطر لجبازی با یکدیگر اهمیتی به من نمی دادند، با آن که سعی می کردم درس هایم را بخوانم اما همیشه با چهره ای غم آلود و چشمانی اشکبار راهی مدرسه می شدم.

هنگامی که زنگ آخر کلاس به صدا در می آمد گویی همه غصه های عالم بر سرم می ریخت چرا که در تردید بودم نزد پدرم بروم یا آن روز را در کنار مادرم سپری کنم. با آن که خواهر کوچکم نزد مادرم زندگی می کرد، من برای رهایی از این سرگردانی به منزل عمه ام رفتم. او از حدود یک سال پیش سرپرستی مرا به عهده گرفت تا این که مدتی قبل وقتی با یکی از دوستانم عازم مدرسه بودیم، دو جوان بزرگ سال که یکی از آن ها خودش را دایی معرفی می کرد و دیگری خودش را فرمانده می دانست، جلوی ما را گرفتند و از ما خواستند تا بسته های مواد مخدر Drugs و شیشه های مشروب را داخل کیفمان بگذاریم و به افراد دیگری در همان نزدیکی تحویل بدهیم.

اگرچه من خیلی ترسیده بودم و می دانستم این یک کار خلاف است اما آن جوان (دایی) مرا تهدید کرد که از وضعیت خانواده ام خبر دارد و اگر شیشه های مشروب را به فرد مد نظر او ندهم به خانواده ام آسیب می رساند. او حتی دوستم را تهدید کرد که او را نیز آزار می دهد.

من در یک لحظه به یاد خواهر کوچکم افتادم که با مادرم زندگی می کرد، با خودم گفتم اگر او آدرس مادرم را پیدا کند و بلایی سر خواهرم بیاورد نمی توانم کاری برای آن ها انجام بدهم به همین خاطر از تهدیدهای «دایی» ترسیدم و موضوع را از همه پنهان کردم. چند روز بعد معلم مدرسه متوجه موضوع شد و شیشه مشروب را از کیفم بیرون آورد و موضوع را به ماموران انتظامی اطلاع داد.

شایان ذکر است این نوجوان مشخصاتی را که از خلافکاران داشت به پلیس ارائه داد و دقایقی بعد ماموران انتظامی با دستور سرهنگ توفیق حاجی زاده (رئیس کلانتری الهیه) وارد عمل شدند و با دستور قضایی مرد معروف به «دایی» را در حالی دستگیر کردند که مقداری مشروبات الکلی و مواد مخدر نیز از منزل وی کشف شد و ...

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری

خراسان رضوی

اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:

رسول هم برایم دعا نوشت و هم مرا تسلیم خودش کرد / او حتی خواست هوویم را هم نزد او ببرم! + عکس

تجاوز وحشیانه مدیر منحرف مدرسه به دانش آموز 14 ساله/ او خانم معلم جوان را هم باردار کرده بود + عکس

مست بودم و در اتاق خواب به درخواستم توجه نکرد، با چاقو او را کشتم! + عکس

آزاو اذیت وحشیانه دو مرد که آرایش دخترانه داشتند! / ما را به یک زیر زمین بردند + عکس

قتل مرموز دانش آموز کلاس دهمی در سرویس بهداشتی

دردسر دوستی پسر دبیرستانی با زن بی حیا + عکس و گفتگو

سقوط مرگبار مرد بدهکار هنگام جلب / در شهرک غرب تهران رخ داد

آخرین خبر از پرونده ناظم منحرف دبیرستان معین تهران

داماد نمک نشناس تهرانی زن صیغه ای هم داشت! + عکس

اعتراف تلخ دانش آموز 12 ساله مشهدی که مشروب به مدرسه برده بود!

زن صیغه ای تن به خواسته شوهر بی حیایش داد! / دوست شوهرش هم دستگیر شد + عکس

مرگ مرموز 3 زن در تهران / از مرگ مشکوک در سرویس بهداشتی تا سقوط از ساختمان در پاسداران

زن جوان کودک یک روزه ای را از بیمارستان دزدید / حالا این دختر 8 ساله است! + عکس

دستگیری مردان آلومینیومی در مرز ترکیه + عکس

فرزاد جمشیدی مجری تلویزیون به فرانسه مهاجرت می کند + گفتگو

فوری/ نصاب ماهواره هنگام تجاوز به پسر تهرانی در پشت بام دستگیر شد/ همسایه فیلم گرفته بود + عکس



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر

هم اکنون دیگران می خوانند