خبر ویژه :

پرونده کدخبر: 387038 ارسال پرینت 302

رکنا: این پزشک با کمک گروهی از داوطلبان آثار خشونت را از ذهن بچه ها پاک می کند.

مرگ یک نوجوان سیاهپوست باعث شد تا دکتر رابر گور به‌فکر فرو برود. اتفاقی که زندگی او را تغییر داد. این پزشک اورژانس با دیدن نوجوانان مصدومی که در معرض خشونت قرار می‌گرفتند، تصمیم گرفت کاری کند که زندگی این بچه‌ها تغییر کند و بتوانند آرامش را تجربه کرده و به زندگی عادی برگردند. پروژه کینگز ایده‌ای بود که باعث شد تا 250 نوجوان سیاهپوست که قربانی خشونت شده بودند تحت حمایت قرار گیرند و با کمک گروهی از داوطلبان آثار این خشونت‌ها از ذهن این بچه‌ها پاک شود.
این پزشک اورژانس در بیمارستان کینگز در موقعیت‌های دردناک و آزاردهنده‌ای قرار گرفته و با داستان تلخ آدم‌های زیادی مواجه شده است. چیزهایی که ترجیح می‌دهد فراموش کند. اما بعضی صحنه‌ها در ذهن او حک شده‌اند. او به خبرنگار سی‌.ان‌.ان می‌گوید: «شاید بدترین چیزی که در دوره کاری‌ام به‌خاطر می‌آورم این بود که به مادر پسری 15ساله بگویم که او کشته شده است. اگر نتوانم کسی را زنده نگه‌ دارم، یعنی شکست خورده ام. این اتفاق من را دگرگون کرد.»
دکتر گور که اهل بروکلین است، معتقد است بسیاری از قربانیان خشونت نوجوانان رنگین پوست هستند. «وقتی پزشک اورژانس شدم، متوجه شدم که آنها هم مثل من هستند. اما محیط زندگی آنها خیلی چیزها را تغییر می‌داد.»
مطابق با آمار مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری، قتل Murder نخستین جایگاه را در علت مرگ سیاهپوستان 15 تا 34 ساله به خود اختصاص داده است. خواندن این آمار هر انسانی را حیرت زده می‌کند.
او در ادامه حرف‌هایش می‌گوید: «دعوا و درگیری اجتناب‌ناپذیر است و به هر حال اتفاق می‌افتد. اما وقتی این دعوا به خشونتی خونین تبدیل می‌شود، اتفاق‌های ناگواری رخ می‌دهد. محیط زندگی بسیاری از سیاهپوستان با خشونت‌های کوچک و بزرگ عجین شده است. من نمی‌خواهم چنین چیزهایی رخ بدهند و بارها از خودم پرسیدم نقش ما در ایجاد چنین خشونت‌هایی چیست؟ ما در این باره چه کاری کرده ایم؟ اصلاً به دردی که آنها تحمل می‌کنند فکر کرده ایم؟ اینها سؤالاتی بودند که با دیدن قربانیان خشونت در ذهنم شکل می‌گرفتند.»

دکتر گور جواب خود را در پروژه کینگز علیه خشونت پیدا کرد؛ پروژه‌ای که او از سال 2009 آغاز کرده و روز به روز گسترده‌تر می‌شود. امروز، پروژه ضد خشونت او بالغ بر 250 نوجوان را در بیمارستان‌ها و مدارس مختلف تحت پوشش خویش قرار داده است.

قربانیان خشونت احتمال صدمه دیدن دوباره را دارند، برای همین دکتر گور کارش را از بیمارستان شروع می‌کند. او با اجرای برنامه‌ای مداخله‌ای به کمک این قربانیان و خانواده هایشان می‌شتابد. او معتقد است دسترسی به قربانی خشونت بلافاصله بعد از حادثه Incident سبب می‌شود تا او با درصد بسیار کمتری به عمل متقابل دست بزند و در نتیجه، گرفتار زندان Prison و مشکلات بعد از آن نشود. این فرآیند باعث می‌شود آنها تا حد زیادی کنترل خشم را یاد بگیرند و بفهمند در صورت گرفتار شدن در چنین موقعیت‌هایی چه واکنشی از خودشان نشان بدهند.
با این حال، هدف اصلی دکتر گور این است که مردم در درجه اول گرفتار خشونت نشوند. به همین دلیل، در سال 2011، او و گروهش کار روی گروهی از دانش‌آموزان در معرض خطر در مدرسه‌ای در نزدیکی بیمارستان کینگز را آغاز کردند. با پایان سال تحصیلی، بیش از 50 دانش‌آموز در پروژه او حضور داشتند. امروز، گروه او کارگاه‌های هفتگی را برای دانش‌آموزان دختر و پسر در سه دبیرستان برگزار می‌کنند و به آنها مراقبت، کنترل خشم و حل اختلافات یاد می‌دهند.
دکتر گور می‌گوید: «هر طرفی که آنها می‌چرخند، خشونت دیده می‌شود. چه در خانه باشند و چه در محله و چه در مدرسه. حتی وقتی کنار پلیس Police هستند. ما می‌خواهیم آنها یاد بگیرند چگونه چنین موقعیتی را سبک و سنگین کرده، با آن مقابله کرده و در نهایت بر آن غلبه کنند.»
دکتر گور هنوز هم به طور منظم کارگاه‌هایش را برگزار می‌کند، اما مسئولیت بیشتر کارگاه‌ها به عهده همکاران، فارغ‌التحصیلان و داوطلبان است و او بیشتر نقش نظارتی را بر عهده دارد. مسئولان مدارس معتقدند که کار او بسیار موفق بوده است. خشونت بچه‌ها کمتر شده، نمرات درسی‌شان بهبود پیدا کرده و تعداد زیادی از آنها وارد کالج و دانشگاه شده‌اند. آنها معتقدند که برنامه آقای گور زندگی دوباره‌ای به این بچه‌ها بخشیده و آینده‌ای بهتر را پیش روی آنها قرار داده است.
دکتر گور می‌گوید: «این پروژه برای جامعه‌ای است که ما در آن زندگی می‌کنیم. اینجا خانه من است و برای همین هر کاری از دستم بربیاید انجام می‌دهم تا بچه‌ها بهتر زندگی کنند، رشد کنند و از ته دل بخندند. زندگی خوب حق همه آدم هاست.»
دکتر رابر گور از دلایل نیاز به چنین پروژه‌ای و جای خالی آن در شهرش به خبرنگار سی‌.ان‌.ان می‌گوید: «وقتی به‌عنوان پزشک اورژانس کار می‌کنید با آسیب‌های اجتماعی مختلفی مواجه می‌شوید. وقتی نوجوانان در خانه گرفتار خشونت خانگی می‌شوند دقیقاً می‌دانید چه کار کنید. با مرکز آسیب‌های اجتماعی تماس می‌گیرید و مورد مربوطه را گزارش می‌دهید. اما وقتی نوجوانی 16 ساله در مقابل ساختمانی هدف گلوله قرار گرفته و مجروح می‌شود، بعد از درمان در بیمارستان به خانه فرستاده شده و کسی دنبال درمان شوک روانی او از حادثه نمی‌رود. او به همان ساختمان و مدرسه برمی‌گردد و دوباره در همان موقعیت‌ها قرار می‌گیرد؛ همان موقعیت‌هایی که باعث آسیب او شده‌اند. آن وقت چطور می‌شود از او انتظار داشت زندگی طبیعی‌ای داشته باشد؟ این غیرممکن است. هیچ کسی به نیازهای این بچه‌ها توجهی نمی‌کرد و اهمیت نمی‌داد که این بچه‌ها چه دردی را تحمل می‌کنند.
دیدن این چیزها باعث شد تا به فکر فرو بروم. جرقه‌ای درونم زده شد که می‌گفت باید آستین‌ها را بالا زده و به آنها کمک کنم. پس از تحقیق و بررسی فهمیدم باید چکار کنم. باید پیشگیری می‌کردم. چون به هر حال به‌عنوان یک پزشک می‌دانم که پیشگیری همیشه بهتر از درمان است. پس پروژه‌ام را راه انداخته و تا حد توان آن را گسترش دادم. حالا خوشحالم که ایده‌ام جواب داده و این بچه‌ها از خشونت نجات یافته و به زندگی عادی برگشته‌اند.
بسیاری از داوطلبانی که با ما همکاری می‌کنند، از همان جامعه هستند. آنها همه مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه هدف را می‌شناسند و می‌دانند بچه‌ها در چنین جوامعی با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند. آنها با بیماران دوست می‌شوند و بعد از مرخصی آنها از بیمارستان مراقب‌شان هستند و سعی می‌کنند در بحث روانی با آنها کار کنند. این بچه‌ها بیش از هر چیزی به درمان‌های روحی و روانی نیاز دارند. ما تلاش می‌کنیم آنها با جراحت دوباره به بیمارستان بازنگردند و بتوانند تکیه گاهی برای خانواده هایشان باشند. کنترل خشم، دوری از محیط‌های سرشار از خشونت و داشتن هدف در زندگی باعث می‌شود تا این بچه‌ها دچار آسیب‌های جسمی و روحی نشوند. علاوه بر این، من اردوهای تابستانی هم برای این بچه‌ها راه انداخته ام. این بچه‌ها استعدادهای بالقوه زیادی دارند که با کمک راهنما می‌توانند شکوفا شوند. اینکه به آنها یاد بدهیم چطوری می‌توانند هدف داشته باشند و چطوری به اهداف‌شان برسند. این هدف اصلی ماست. می‌خواهیم آنها خوب زندگی کنند.»
مترجم :رقیه بهشتی

اخبار اختصاصی سایت رکنا را از دست ندهید:

مدیر کارخانه گفت عاشقم شده و مرا صیغه کرد / خشکم زد وقتی گفت صیغه ات تمام شد برو!

کلاهبرداری 4000 میلیاردی از یک بانک در تهران

داماد بدجنس نوعروسش را فروخت!

کشف جسد بازیگر مشهور در خانه ویلایی اش + عکس

2 زن مچ مرد بی حیا را در سرویس بهداشتی زنان گرفتند / او با گوشی اش فیلم می گرفت + فیلم

تلاش قاضی یک پرونده اعدام، معلم فیزیک آبادانی را از مرگ نجات داد

قتل عام به خاطر قهر کردن همسر +عکس

نکبت یک مرد دامان زن و فرزندش را آلوده کرد+عکس

راز جسد سوخته پسر 7 ساله در نزدیک فرودگاه آبادان چیست؟

وقتی زن صیغه ایم را روی نیمکت پارک ملت همراه 2 جوان غریبه دیدم، با چاقو به جانش افتادم

بازیگران سینمای ایران مرد اعدامی را از پای چوبه دار نجات دادند +عکس

سر درد عجیب مرد آبادانی را کشت!

سرقت از توریست آلمانی در لاهیجان



اخبار مرتبط

خبرهای تصادفی

ارسال نظر