تحلیل روانشناسی خبر ترند /  روز جهانی دختر / چه کسی آینده او را می نویسد؟

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، یازدهم اکتبر در تقویم جهانی به عنوان روز جهانی دختر شناخته می شود. این مناسبت از سوی سازمان ملل متحد با هدف جلب توجه به حقوق دختران، فرصت های برابر، آموزش، سلامت، امنیت و موانعی که می توانند آینده آنها را محدود کنند، نامگذاری شده است اما یکی از مهمترین پرسش هایی که در چنین روزی باید مطرح شود، فقط این نیست که دختران چه امکاناتی در اختیار دارند. پرسش مهم تر آن است که تا چه اندازه می توانند درباره مسیر زندگی خود، متناسب با سن و توانایی شان، نقش داشته باشند.

ممکن است دختری به مدرسه برود، در خانواده مورد حمایت مالی قرار گیرد و از امکانات آموزشی برخوردار باشد، اما در تصمیم های مهم زندگی هیچ صدایی نداشته باشد. در چنین شرایطی، برخورداری از امکانات لزوما به معنای تجربه استقلال روانشناختی نیست. از سوی دیگر، استقلال به معنای رها کردن نوجوان بدون حمایت و راهنمایی نیز نیست. مسئله اصلی، ایجاد تعادل میان مراقبت بزرگسالان و فرصت تدریجی نوجوان برای تصمیم گیری است.

روانشناسی رشد چه می گوید؟ هویت را نمی توان به نوجوان تحویل داد

اریک اریکسون، روانشناس رشد، نوجوانی را دوره ای مهم برای شکل گیری هویت در برابر سردرگمی نقش معرفی کرد.  در این مرحله، فرد تلاش می کند میان تجربه های گذشته، ارزش های خانوادگی، توانایی ها، علاقه ها و چشم انداز آینده خود ارتباط برقرار کند. هویت چیزی نیست که صرفا از بیرون به فرد داده شود.نوجوان باید فرصت داشته باشد درباره ارزش ها و انتخاب های مختلف فکر کند و به تدریج به تعهدهای شخصی برسد برای مثال دختری که به رشته ای تحصیلی علاقه دارد، ممکن است نیاز داشته باشد درباره فرصت ها و محدودیت های آن اطلاعات کسب کند، با افراد آگاه گفت و گو کند و توانایی های خود را بشناسد.

اگر از ابتدا به او گفته شود که فقط یک مسیر قابل قبول است، فرصت کاوش محدود می شود.  این محدودیت لزوما به معنای بروز اختلال روانی نیست، اما می تواند فرایند شکل گیری هویت شخصی را دشوارتر کند.

هویت زودبسته؛ وقتی دختر پیش از شناخت خودش، آینده اش را پذیرفته است

جیمز مارسیا با گسترش نظریه اریکسون، وضعیت های مختلف شکل گیری هویت را بر اساس دو فرایند کاوش و تعهد توضیح داد.  یکی از این وضعیت ها، هویت زودبسته است. در این وضعیت، فرد بدون بررسی جدی گزینه های مختلف، به انتخاب ها یا ارزش هایی متعهد می شود که اغلب از سوی خانواده یا محیط اجتماعی به او منتقل شده اند برای مثال نوجوان ممکن است از کودکی بداند قرار است شغل مشخصی داشته باشد یا در مسیری حرکت کند که دیگران برای او مناسب می دانند.

اگر این مسیر با علاقه ها و ارزش های واقعی او هماهنگ باشد، لزوما مشکل ساز نخواهد شد اما اگر نوجوان فقط برای جلوگیری از مخالفت یا از دست دادن تایید دیگران آن را پذیرفته باشد، ممکن است بعدها با تعارض درونی مواجه شود.  نکته مهم این است که مخالفت با خانواده تنها نشانه هویت مستقل نیست. استقلال روانشناختی زمانی شکل می گیرد که فرد بتواند درباره انتخاب خود فکر کند، دلایلش را بفهمد و مسئولیت متناسب با سن و شرایطش را بپذیرد.

وقتی محبت شرط دارد؛ چرا بعضی دختران از گفتن خواسته واقعی خود می ترسند؟

یکی از مفاهیم مهم در روانشناسی خانواده، پذیرش مشروط والدین است.  در برخی روابط، نوجوان ممکن است احساس کند محبت، تایید یا توجه والدین به میزان اطاعت و موفقیت او وابسته است برای مثال ممکن است پیام آشکار یا پنهان این باشد که اگر انتخاب مورد انتظار خانواده را انجام دهد، دختر خوبی است؛ اما اگر نظر متفاوتی داشته باشد، خودخواه یا ناسپاس محسوب می شود.

این تجربه با راهنمایی معمول والدین تفاوت دارد. والدین می توانند با تصمیمی مخالفت کنند، درباره پیامدهای آن هشدار دهند و برای امنیت فرزند محدودیت های متناسب با سن تعیین کنند اما زمانی که اختلاف نظر به تهدید رابطه عاطفی تبدیل شود، نوجوان ممکن است یاد بگیرد برای حفظ محبت دیگران، خواسته های واقعی خود را پنهان کند. در پژوهش های مربوط به کنترل روانشناختی والدین، رفتارهایی مانند القای گناه، بی اعتبار کردن احساسات و استفاده از محبت به عنوان ابزار فشار مورد توجه قرار گرفته اند.

چنین الگوهایی در برخی مطالعات با مشکلات سازگاری روانشناختی ارتباط داشته اند. البته کیفیت رابطه خانوادگی را نمی توان از روی یک جمله یا یک اختلاف نظر قضاوت کرد؛ آنچه اهمیت دارد الگوی تکرارشونده تعامل است.

نظریه خودتعیین گری؛ چرا حق انتخاب یک نیاز روانشناختی است؟

ادوارد دسی و ریچارد رایان در نظریه خودتعیین گری سه نیاز بنیادی روانشناختی را مطرح کرده اند: خودمختاری، شایستگی و ارتباط.  خودمختاری به این معنا نیست که فرد هر کاری خواست بدون توجه به دیگران انجام دهد بلکه به تجربه این موضوع اشاره دارد که رفتار و انتخاب های او با ارزش ها و خواسته هایی همراه است که خودش آنها را پذیرفته است. شایستگی نیز به احساس توانایی برای یادگیری و اثرگذاری بر محیط مربوط می شود. ارتباط به تجربه تعلق، حمایت و پیوند با دیگران اشاره دارد. برای رشد سالم، نوجوان به هر سه نیاز دارد.

دختری که آزادی انتخاب دارد اما هیچ حمایتی دریافت نمی کند، ممکن است احساس ناامنی کند. دختری که حمایت فراوان دریافت می کند اما هیچ فرصتی برای تصمیم گیری ندارد، ممکن است در تجربه خودمختاری با محدودیت روب رو شود بنابراین، بهترین حمایت لزوما تصمیم گرفتن به جای نوجوان نیست؛ کمک به او برای تصمیم گیری آگاهانه و متناسب با سن است.

درماندگی آموخته شده؛ آیا تصمیم گرفتن دائمی به جای دختر می تواند احساس ناتوانی ایجاد کند؟

مارتین سلیگمن و همکارانش در پژوهش های کلاسیک درباره درماندگی آموخته شده نشان دادند که تجربه کنترل نداشتن بر پیامدها می تواند بر رفتار و انگیزه اثر بگذارد. البته نمی توان این مفهوم را به طور مستقیم و بدون بررسی به هر نوجوانی که والدینش برای او تصمیم می گیرند تعمیم داد.

با این حال، این نظریه پرسشی مهم ایجاد می کند. اگر نوجوان بارها تجربه کند که نظر او هیچ تاثیری بر تصمیم های مربوط به زندگی اش ندارد، آیا ممکن است به تدریج کمتر برای بیان خواسته ها یا تغییر شرایط تلاش کند؟

پاسخ به این پرسش به عوامل متعددی بستگی دارد؛ از جمله کیفیت رابطه با والدین، فرصت های موجود در مدرسه، حمایت اجتماعی و ویژگی های فردی.

در مقابل، فراهم کردن فرصت های کوچک و واقعی برای انتخاب می تواند به تقویت احساس عاملیت کمک کند.  عاملیت یعنی فرد خود را صرفا دریافت کننده تصمیم های دیگران نبیند، بلکه بتواند در شکل دادن به مسیر زندگی خود نقش داشته باشد.

ازدواج زودهنگام؛ وقتی تصمیمی بزرگ پیش از آمادگی رشدی گرفته می شود

یکی از موضوعاتی که در روز جهانی دختر مورد توجه نهادهای بین المللی قرار می گیرد، ازدواج در سنین کودکی است.  برآوردهای جهانی یونیسف نشان می دهند سالانه حدود ۱۲ میلیون دختر پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی ازدواج می کنند. این آمار جهانی است و نباید آن را به ایران نسبت داد. ازدواج زودهنگام می تواند با محدود شدن فرصت های آموزشی، وابستگی اقتصادی و افزایش برخی خطرهای سلامت و خشونت همراه باشد.

از منظر روانشناسی رشد، مسئله فقط سن تقویمی نیست؛ توانایی تصمیم گیری آگاهانه، آزادی از اجبار، حمایت اجتماعی و امکان ادامه رشد نیز اهمیت دارند. تصمیمی که پیامدهای بلندمدت دارد، نیازمند شرایطی است که فرد بتواند درباره آن اطلاعات کافی داشته باشد و بدون فشار ناموجه تصمیم بگیرد.

دختران ایرانی؛ میان آرزوهای فردی و واقعیت های اجتماعی

در ایران نیز مانند بسیاری از جوامع، تجربه دختران یکسان نیست. برخی دختران از حمایت خانوادگی، فرصت های آموزشی و امکان تصمیم گیری گسترده برخوردارند.

برخی دیگر ممکن است با محدودیت های اقتصادی، جغرافیایی، خانوادگی یا اجتماعی روبرو باشند. نباید همه خانواده های ایرانی را کنترل گر یا همه دختران را فاقد حق انتخاب توصیف کرد اما می توان پرسید در چه شرایطی فرصت واقعی برای شناخت استعدادها و انتخاب مسیر آینده فراهم می شود برای مثال دختری در یک منطقه کم برخوردار ممکن است از نظر نظری حق ادامه تحصیل داشته باشد، اما هزینه رفت و آمد، کمبود امکانات یا فشار اقتصادی خانواده انتخاب های او را محدود کند.

دختر دیگری ممکن است امکانات مالی مناسبی داشته باشد، اما در انتخاب رشته یا شغل با انتظارات سختگیرانه روبرو شود این مثال ها نشان می دهند محدود شدن انتخاب همیشه یک شکل ندارد. گاهی مانع آشکار است و گاهی در ساختار فرصت ها یا روابط روزمره پنهان می شود.

چرا بعضی دختران در بزرگسالی نیز از تصمیم گرفتن می ترسند؟

توانایی تصمیم گیری در طول زمان و از طریق تجربه رشد می کند.  فردی که در نوجوانی فرصت انتخاب، بررسی پیامدها و اصلاح اشتباه های خود را داشته است، ممکن است در بزرگسالی آمادگی بیشتری برای مواجهه با تصمیم های پیچیده پیدا کند.  در مقابل، اگر فرد همواره به دیگران وابسته بوده تا درباره مسائل شخصی او تصمیم بگیرند، ممکن است هنگام انتخاب های مستقل احساس تردید بیشتری تجربه کند.

البته نمی توان مشکلات تصمیم گیری در بزرگسالی را فقط به شیوه تربیت نسبت داد.  اضطراب، ویژگی های شخصیتی، تجربه های زندگی، شرایط اجتماعی و میزان حمایت نیز نقش دارند. با این حال، فرصت تمرین تصمیم گیری در نوجوانی می تواند یکی از زمینه های رشد اعتماد به توانایی شخصی باشد.

چرا گروه روانشناسی رکنا به این موضوع می پردازد؟

زیرا گاهی در بحث درباره آینده دختران، بیشتر درباره امکاناتی که باید در اختیار آنها قرار گیرد صحبت می شود و کمتر درباره نقشی که خودشان باید در استفاده از این امکانات داشته باشند. آموزش، امنیت، سلامت و حمایت خانوادگی ضروری هستند اما اگر نوجوان نتواند درباره علاقه ها، نگرانی ها و هدف های خود گفت و گو کند، بخشی از تجربه رشد او نادیده می ماند.

هدف این گزارش تقابل دادن دختران با خانواده نیست. بلکه یادآوری این نکته است که رابطه حمایتی زمانی موثرتر است که نوجوان در کنار دریافت راهنمایی، فرصت رشد استقلال روانشناختی نیز داشته باشد.

پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان

سیاست گذاری درباره دختران باید فراتر از برنامه های مناسبتی و پیام های تشویقی باشد. دسترسی عادلانه به آموزش باکیفیت، خدمات سلامت روان، مشاوره تحصیلی و فرصت های مهارت آموزی اهمیت اساسی دارد. همچنین لازم است در طراحی برنامه های مرتبط با نوجوانان، دیدگاه خود دختران متناسب با سن و شرایطشان شنیده شود.

برنامه های حمایتی باید به تفاوت شرایط دختران در مناطق مختلف و خانواده های با وضعیت اقتصادی متفاوت توجه کنند. تقویت آموزش مهارت تصمیم گیری، حل مسئله و شناخت استعدادها نیز می تواند به نوجوانان کمک کند برای آینده خود آمادگی بیشتری پیدا کنند.

راهکار برای خانواده ها؛ چگونه به دخترمان کمک کنیم آینده خودش را بسازد؟

نخست، پیش از ارائه راه حل، از دخترتان بپرسید درباره آینده چه تصوری دارد و چه چیزهایی برایش مهم هستند. دوم، میان نگرانی واقعی درباره امنیت او و تمایل به کنترل تمام انتخاب هایش تفاوت بگذارید.

سوم، به جای تعیین قطعی مسیر تحصیلی یا شغلی، فرصت شناخت گزینه های مختلف را فراهم کنید. چهارم، اجازه دهید نوجوان در تصمیم های متناسب با سن خود نقش داشته باشد و پیامدهای قابل مدیریت انتخاب هایش را تجربه کند.

پنجم، هنگام اختلاف نظر، رابطه عاطفی را به ابزار فشار تبدیل نکنید. ششم، اگر نوجوان انتخابی متفاوت از انتظار شما دارد، پیش از مخالفت، دلایل و اطلاعات او را بشنوید.  هفتم، به او یادآوری کنید تغییر علاقه، اشتباه کردن و اصلاح مسیر بخشی طبیعی از رشد است.

تلنگر روانشناختی

گاهی بزرگسالان آن قدر نگران آینده دخترشان هستند که فراموش می کنند آینده قرار است متعلق به خود او باشد.  برای او مدرسه انتخاب می کنند، درباره رشته تحصیلی نظر می دهند، مسیر شغلی را پیشنهاد می کنند و گاهی حتی تصور روشنی از زندگی مطلوب او دارند اما میان نشان دادن راه و زندگی کردن به جای دیگری تفاوت بزرگی وجود دارد.

دختری که هرگز فرصت انتخاب نداشته است، ممکن است سال ها بعد به همه هدف هایی برسد که دیگران برایش تعیین کرده اند، اما همچنان از خود بپرسد: این همان زندگی بود که من می خواستم؟

مهمترین هدیه به یک دختر، نوشتن آینده ای بی نقص برای او نیست؛ فراهم کردن امنیت، آموزش و فرصتی باشد که بتواند با شناخت خودش، در نوشتن آینده اش سهم داشته باشد.

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1257020
  • فیلم/ بابک انصاری: ۶ سال از آرام جعفری کوچک‌ترم / حرف‌های عاشقانه بازیگر درباره همسرش