چرا بعضی آدم ها از کمک خواستن احساس گناه می کنند؟ | ترس پنهانی که روان را خسته می کند
دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
برای بعضی افراد درخواست کمک نه یک رفتار طبیعی انسانی، بلکه تجربه ای همراه با شرم، اضطراب و احساس گناه است. آنها ممکن است در شرایط خستگی، بحران یا حتی نیازهای ساده روزمره، ترجیح دهند همه چیز را به تنهایی تحمل کنند؛ چون در ذهنشان کمک خواستن با ضعیف بودن، سربار شدن یا ناتوانی برابر شده است. روانشناسان معتقدند این الگو معمولا از تجربه های گذشته و باورهایی شکل می گیرد که فرد درباره ارزشمندی خود ساخته است. کودکی که بارها پیام هایی مانند: خودت باید از پسش بربیایی، دیگران مشکل خودشان را دارند یا نباید کسی را ناراحت کنی، دریافت کرده است، ممکن است در بزرگسالی نیازهای خودش را پنهان کند و حتی هنگام دریافت حمایت، احساس بدهکاری عاطفی داشته باشد.
احساس گناه در دریافت حمایت
در روانشناسی این پدیده با مفاهیمی مانند احساس گناه در دریافت حمایت (support seeking guilt) و دشواری در آسیب پذیری عاطفی (emotional vulnerability) بررسی می شود. برخی افراد به دلیل ترس از قضاوت شدن، رد شدن یا از دست دادن استقلال، ترجیح می دهند نقش فرد همیشه قوی را حفظ کنند؛ حتی وقتی در درون خود به حمایت نیاز دارند. پژوهشگران حوزه دلبستگی مانند John Bowlby و ادامه دهندگان این مسیر مانند Mary Ainsworth نشان داده اند که تجربه رابطه های اولیه می تواند بر این باور اثر بگذارد که آیا دیگران منبع امنیت هستند یا منبع خطر و ناامیدی. فردی که یاد گرفته برای دریافت محبت باید همیشه مستقل، مفید یا بی نقص باشد، ممکن است کمک گرفتن را تهدیدی برای ارزش شخصی خود بداند.

گاهی پشت این احساس گناه، یک باور پنهان وجود دارد: «من نباید نیازمند باشم.» اما انسان بودن با نیاز داشتن همراه است. همان مغزی که هنگام خطر به دنبال ارتباط و حمایت می گردد، برای تنظیم استرس نیز به رابطه های امن نیاز دارد. کمک گرفتن همیشه نشانه ضعف نیست؛ در بسیاری از مواقع نشانه شناخت محدودیت ها و توانایی ایجاد ارتباط سالم است.
در روابط عاطفی نیز این مسئله اهمیت زیادی دارد. فردی که هیچ وقت درخواست کمک نمی کند، ممکن است ناخواسته فاصله ای ایجاد کند؛ زیرا طرف مقابل فرصت تجربه کردن نقش حمایتگر را پیدا نمی کند. رابطه سالم فقط بر پایه دادن نیست، بلکه بر پایه توانایی دریافت کردن نیز ساخته می شود.
ترس عمیق نامرئی
احساس گناه هنگام کمک گرفتن، گاهی از یک ترس عمیق می آید؛ ترس از اینکه اگر دیگران ضعف یا نیاز ما را ببینند، ارزش ما کمتر شود. اما سلامت روان زمانی رشد می کند که فرد بتواند همزمان هم توانمند باشد و هم اجازه دهد دیگران در بخش هایی از مسیر زندگی همراه او باشند. انسان قوی کسی نیست که هیچ وقت نیاز ندارد؛ کسی است که می داند چه زمانی باید حمایت دریافت کند.
برای تغییر این الگو می توان از قدم های کوچک شروع کرد: به جای رد کردن فوری پیشنهاد کمک، چند ثانیه مکث کنیم و از خود بپرسیم «اگر یک دوست عزیز جای من بود، آیا کمک کردن به او را بار اضافه می دانستم؟» معمولا ما با دیگران مهربان تر از خودمان رفتار می کنیم.
تمرین دیگر این است که درخواست های کوچک را تجربه کنیم؛ مثلا خواستن یک همراهی ساده، یک نظر، یا یک کمک کوتاه. مغز به تدریج یاد می گیرد که دریافت حمایت لزوما به معنای وابستگی نیست، بلکه بخشی از تعامل انسانی سالم است.
در نهایت، شاید یکی از مهم ترین نشانه های بلوغ روانی این باشد که فرد نه فقط توانایی ایستادن روی پای خود، بلکه توانایی تکیه کردن به دیگران در زمان مناسب را نیز یاد گرفته باشد.
-
فیلم / مرد فداکار برای نجات چند کودک خودش را زیر خودرو انداخت / مدال افتخار شایسته این مرد است
ارسال نظر