پشت پرده معنایی که به رنگ ها می دهیم / قرمز همیشه عشق نیست؛ سیاه همیشه غم نیست /  روانشناسی پنهان رنگ ها

به گزارش گروه روانشناسی رکنا، رنگ ها می توانند روی احساس، توجه و رفتار ما اثر بگذارند، اما این اثر بسیار پیچیده تر از جدول هایی است که در فضای مجازی می بینیم؛ جدول هایی که می گویند قرمز یعنی عشق، آبی یعنی آرامش، سبز یعنی امنیت و زرد یعنی شادی. چنین جمله هایی اگرچه ساده و جذاب هستند، اما روانشناسی رنگ ها بسیار وابسته تر به زمینه، فرهنگ، تجربه فردی و حتی ویژگی های همان موقعیت است. رنگ قبل از اینکه معنا داشته باشد، دیده می شود. اولین نکته این است که رنگ فقط یک مفهوم ذهنی نیست. سیستم بینایی ما اطلاعات مربوط به طول موج های مختلف نور را دریافت و پردازش می کند و مغز از این اطلاعات برای ساختن تجربه دیداری استفاده می کند، اما چیزی که ما تجربه می کنیم فقط رنگ نیست. مغز رنگ را در کنار شکل، اندازه، زمینه، نور و معنای شیء تفسیر می کند. قرمز روی یک گل رز با قرمز چراغ خطر یک تجربه روانی یکسان نیست. قرمز لباس یک فرد با قرمز یک علامت هشدار نیز معنای یکسانی ندارد. پس وقتی درباره روانشناسی رنگ حرف می زنیم، نباید تصور کنیم هر رنگ یک دکمه دارد که با فشردنش یک احساس مشخص روشن می شود. رنگ ها بیشتر شبیه زبان هستند؛ و زبان بدون زمینه، معنای کاملی ندارد.

چرا قرمز این همه با عشق گره خورده است؟

قرمز یکی از رنگ هایی است که در پژوهش های روانشناسی رنگ بارها با برانگیختگی، توجه، هیجان و در برخی موقعیت ها با جذابیت و عشق ارتباط پیدا کرده است اما نکته مهم این است که این ارتباط به معنی یک قانون زیستی ساده نیست. فرهنگ، تجربه، یادگیری اجتماعی و زمینه نقش مهمی دارند. اگر از کودکی بارها دیده باشیم که گل رز قرمز در مناسبت های عاشقانه هدیه داده می شود، مغز ما به تدریج میان قرمز، رز و عشق ارتباط ایجاد می کند. این ارتباط بعدا می تواند بسیار طبیعی و بدیهی به نظر برسد، در حالی که بخشی از آن نتیجه یادگیری اجتماعی است. در عین حال، برخی واکنش های انسان به رنگ ها ممکن است ریشه های زیستی و تکاملی هم داشته باشند. مسئله این است که نمی توان سهم فرهنگ و زیست شناسی را برای هر رنگ و هر موقعیت به یک اندازه فرض کرد. همین جاست که روانشناسی علمی با نسخه های اینترنتی تفاوت پیدا می کند.

گل قرمز یعنی عشق؟2

قرمز فقط عشق نیست

فرض کنید فردی وارد اتاقی با دیوارهای قرمز می شود. ممکن است آن را گرم، پرانرژی و جذاب تجربه کند. فرد دیگری ممکن است همان فضا را خسته کننده یا بیش از حد تحریک کننده بداند. برای شخصی که در یک فرهنگ یا خانواده خاص، قرمز با جشن و شادی پیوند خورده است، تجربه می تواند متفاوت باشد. برای کسی که قرمز را با خطر، خشونت یا یک خاطره ناخوشایند مرتبط کرده است، نتیجه می تواند کاملا متفاوت شود بنابراین اگر بگوییم : قرمز همیشه حس عشق ایجاد می کند، بخش بزرگی از واقعیت روانشناختی را حذف کرده ایم. رنگ بدون داستان کامل نیست. سبز همیشه آرامش نیست و آبی همیشه غم نیست این مسئله فقط درباره قرمز نیست. در اینترنت معمولا برای هر رنگ یک شخصیت آماده ساخته می شود. آبی را آرامش بخش می دانند. سبز را درمانگر. زرد را شادی آور. بنفش را معنوی. صورتی را لطیف اما پژوهش های علمی درباره رنگ و هیجان نشان می دهند که ارتباط میان رنگ و احساس بسیار پیچیده تر از این تقسیم بندی هاست.

یک رنگ می تواند در یک موقعیت احساس مثبتی ایجاد کند و در موقعیتی دیگر معنایی کاملا متفاوت داشته باشد.

حتی خود واژه آرامش نیز مهم است.آیا منظور کاهش اضطراب است؟کاهش برانگیختگی؟احساس امنیت؟احساس راحتی؟یا فقط اینکه فضا برای فرد خوشایندتر باشد؟اینها یکی نیستند.به همین دلیل نمی توان از یک مطالعه درباره ترجیح رنگ، نتیجه گرفت که آن رنگ اضطراب را درمان می کند.

چرا رنگ یک اتاق با رنگ یک لباس یکسان نیست؟

یکی از اشتباه های رایج در صحبت درباره روانشناسی رنگ، انتقال مستقیم نتیجه یک موقعیت به موقعیت دیگر است مثلا اگر پژوهشی نشان دهد یک رنگ در یک آزمایش توجه افراد را افزایش داده، نمی توان نتیجه گرفت که رنگ کردن دیوار اتاق خواب با همان رنگ، خواب را مختل خواهد کرد.زمینه اهمیت دارد.اندازه سطح رنگ، نور، ترکیب با رنگ های دیگر، کارکرد فضا، مدت مواجهه و حتی انتظاری که فرد از محیط دارد، می تواند تجربه رنگ را تغییر دهد.رنگ یک دیوار کوچک با یک اتاق کاملا قرمز یکی نیست.یک گل قرمز روی میز نیز با دیوار قرمز در اتاق خواب یک تجربه مشابه نیست.مغز فقط رنگ را نمی بیند؛ موقعیت را هم می بیند.

گل قرمز چرا اینقدر قدرتمند به نظر می رسد؟

وقتی یک گل قرمز می بینیم، مغز فقط قرمز را دریافت نمی کند.فرم گل، لطافت یا تیزی برگ ها، رایحه، بافت، خاطره، شخصی که گل را آورده و موقعیتی که گل در آن قرار گرفته، همه می توانند تجربه را تغییر دهند.به همین دلیل ممکن است یک شاخه گل قرمز روی میز یک نفر احساس عشق ایجاد کند، اما برای فرد دیگری یادآور مراسمی غمگین باشد.در واقع چیزی که ما تجربه می کنیم حاصل ترکیب رنگ با معناست و معنا همیشه از خود رنگ نمی آید.گاهی از زندگی ما می آید.رنگ ها می توانند توجه ما را هم تغییر دهندرنگ فقط مسئله احساس نیست.در بعضی شرایط رنگ می تواند توجه را نیز تحت تاثیر قرار دهد.رنگ های برجسته یا متضاد ممکن است بیشتر دیده شوند و توجه را سریع تر جلب کنند. همین ویژگی است که در طراحی علائم هشدار، تبلیغات، بسته بندی و محیط های مختلف به کار گرفته می شود اما بیشتر دیده شدن با بیشتر دوست داشته شدن، یکی نیست. یک علامت قرمز ممکن است توجه شما را به سرعت جلب کند، بدون اینکه احساس مثبتی در شما ایجاد کند. این تفاوت ساده، اما مهم است. گاهی چیزی توجه ما را می گیرد چون مهم است، نه چون دوست داشتنی است.

اگر بخواهیم درباره رنگ ها حرف علمی بزنیم، نمی توانیم فرهنگ را کنار بگذاریم. معنای رنگ ها در جوامع مختلف می تواند متفاوت باشد و حتی درون یک فرهنگ نیز با توجه به موقعیت اجتماعی، سن، جنسیت، تجربه شخصی و زمینه تغییر کند.رنگ سفید برای یک نفر می تواند نماد پاکی و شروع باشد و در فرهنگ یا موقعیت دیگری با سوگواری ارتباط پیدا کند.قرمز می تواند نشانه عشق باشد، اما در موقعیتی دیگر نماد خطر یا هشدار بنابراین روانشناسی رنگ را نمی توان به یک فرهنگ خاص تعمیم داد و بعد گفت مغز انسان این رنگ را این طور می بیند.گاهی این مغز نیست که معنای رنگ را ساخته؛ جامعه آن را به ما یاد داده است و گاهی هر دو در کنار هم کار می کنند.

آیا می توان برای خانه از روانشناسی رنگ استفاده کرد؟

بهتر است از آن به عنوان یک ابزار طراحی تجربه استفاده کنیم، نه نسخه درمان.اگر رنگی را دوست دارید، در فضای خانه احساس راحتی می کنید و با خاطرات خوبی برایتان همراه است، استفاده از آن می تواند به تجربه مثبت شما از فضا کمک کند اما لازم نیست چون اینترنت گفته آبی آرامش بخش است، اتاق خواب خود را آبی کنید؛ در حالی که خودتان از آبی خوشتان نمی آید.اگر یک رنگ برای شما ناخوشایند است، توصیه عمومی نمی تواند تجربه شخصی شما را لغو کند.خانه قرار نیست آزمایشگاه روانشناسی رنگ باشد.خانه باید با آدمی که در آن زندگی می کند سازگار باشد.

گل قرمز یعنی عشق؟1

تلنگر روانشناختی

دکتر مریم سامانی- روانشناس بالینی  و استاد دانشگاه- می گوید:  یکی از جذاب ترین خطاهای ما درباره روان انسان این است که دوست داریم احساسات پیچیده را به نشانه های ساده تبدیل کنیم.می گوییم قرمز یعنی عشق.آبی یعنی آرامش.زرد یعنی شادی ، اما انسان با فرهنگ، خاطره و تجربه زندگی می کند. یک رنگ می تواند امروز برای شما نشانه عشق باشد و چند سال بعد همان رنگ با یک خاطره کاملا متفاوت پیوند بخورد. به همین دلیل من در نگاه روان شناختی به رنگ، بیشتر از اینکه بپرسم: این رنگ چه معنایی دارد؟، می پرسم: این رنگ برای این فرد و در این موقعیت چه معنایی پیدا کرده است؟

این تفاوت کوچکی به نظر می رسد، اما از نظر روانشناسی بسیار مهم است. اگر قرار باشد برای خانه، لباس یا حتی انتخاب گل از رنگ استفاده کنیم، بهتر است سه چیز را همزمان ببینیم: خود رنگ، زمینه ای که رنگ در آن قرار گرفته و تجربه شخصی فرد. آن وقت رنگ از یک نسخه اینترنتی به بخشی از شناخت خودمان تبدیل می شود.

یک آزمایش ساده با رنگ های زندگی خودتان

وی می گوید: به سه رنگی فکر کنید که در خانه، لباس یا وسایل شخصی بیشتر دوست دارید.حالا از خودتان بپرسید اولین احساسی که با هر کدام دارید چیست.بعد از خودتان بپرسید این احساس از کجا آمده است.آیا واقعا خود رنگ آن را ایجاد می کند؟یا این رنگ شما را یاد یک آدم، یک خانه، یک دوره زندگی یا یک تجربه خاص می اندازد؟ممکن است متوجه شوید بعضی از سلیقه های رنگی شما در واقع بخشی از تاریخچه شخصی شما هستند.

گل قرمز می تواند نماد عشق باشداما نه برای همه و نه در هر موقعیتی.رنگ ها می توانند توجه، برانگیختگی و تجربه هیجانی ما را تحت تاثیر قرار دهند، اما معنای آنها در خلأ ساخته نمی شود.مغز رنگ را می بیند، اما زندگی به آن معنا می دهد. به همین دلیل گل قرمز برای یک نفر می تواند شروع یک عشق باشد و برای دیگری یادآور پایان آن.رنگ همان رنگ است اما داستانی که ذهن ما پشت آن می گذارد، همیشه یکی نیست.

منابع

Elliot, A. J., & Maier, M. A. (2014). Color psychology: Effects of perceiving color on psychological functioning in humans. Annual Review of Psychology, 65, 95–120

Elliot, A. J., & Maier, M. A. (2012). Color-in-context theory. Advances in Experimental Social Psychology, 45, 61–125

Labrecque, L. I., & Milne, G. R. (2012). Exciting red and competent blue: The importance of color in marketing. Journal of the Academy of Marketing Science, 40, 711–727

Valdez, P., & Mehrabian, A. (1994). Effects of color on emotions. Journal of Experimental Psychology: General, 123(4), 394–409

Ou, L. C., Luo, M. R., Woodcock, A., & Wright, A. (2004). A study of colour emotion and colour preference. Part I: Colour emotions for single colours. Color Research & Application, 29(3), 232–240

Hupka, R. B., Zaleski, Z., Otto, J., Reidl, L., & Tarabrina, N. V. (1997). The colors of anger, envy, fear, and jealousy: A cross-cultural study. Journal of Cross-Cultural Psychology, 28(2), 156–171

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1248312
  • عکس / دیزاین لوکس جشن تولد یک‌سالگی «جان»، پسر بهرام رادان و مینا مختاری / از کیک خلاقانه تا بادکنک‌آرایی چشم‌نواز و دکور رویایی!