دلار ۲۲۸ هزار تومانی، لغو مجوز شعبه بانک ملت و حضور و غیاب تلخ دانش آموزان میناب / ۳ خبر امروز با روان مردم چه می کند؟
رکنا: دلار ۲۲۸ هزار تومانی، لغو مجوز فعالیت شعبه بانک ملت در ترکیه و حضور و غیاب نمادین دانش آموزان جانباخته میناب، سه خبر مهم امروز هستند. خبرهایی که یکی احساس بی ثباتی اقتصادی را افزایش می دهد، دیگری ترس از محدودتر شدن مسیرهای مالی را به وجود می آورد و سومی، جامعه را دوباره با سوگ کودکان روبرو می کند. تکرار چنین فشارهایی می تواند مردم را از اضطراب فعال به درماندگی و سپس کرختی هیجانی برساند.چرا گروه روانشناسی رکنا این خبرهای امروز را بررسی می کند؟
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، مردم خبرها را در فضایی خالی دریافت نمی کنند. هر خبر تازه بر مجموعه ای از نگرانی های قبلی می نشیند؛ اجاره خانه، هزینه درمان، آینده فرزندان، امنیت شغلی و ترس از اتفاقی که هنوز نمی توان زمان یا شدت آن را پیش بینی کرد. فشار روانی همیشه با گریه، ترس یا واکنش شدید دیده نمی شود. گاهی خود را با بی تفاوتی، خستگی، کاهش تمرکز و جمله دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست نشان می دهد. این حالت می تواند نشانه کرختی هیجانی باشد. ذهن برای آنکه زیر فشار مداوم آسیب کمتری ببیند، شدت واکنش خود را کاهش می دهد. فرد ظاهرا آرام است، اما ممکن است درون او احساس فرسودگی و ناتوانی شکل گرفته باشد.
در نظریه درماندگی آموخته شده نیز وقتی انسان بارها با موقعیت های ناخوشایند و خارج از کنترل روبرو می شود، ممکن است به این نتیجه برسد که تلاش او نتیجه ای ندارد. این احساس به تدریج انگیزه تصمیم گیری، برنامه ریزی و پیگیری راه حل را کاهش می دهد.

خبر اول / دلار ۲۲۸ هزار تومانی؛ وقتی کار کردن دیگر احساس پیشرفت نمی سازد
افزایش قیمت دلار فقط ارزش پول را تغییر نمی دهد؛ می تواند ارزش روانی تلاش روزانه را نیز در ذهن مردم کاهش دهد
قیمت دلار در معاملات امروز به حدود ۲۲۸ هزار تومان رسیده است. هم زمان، طلا و سکه نیز در سطوح بالایی قرار گرفته اند و توجه بسیاری از مردم دوباره به تابلوهای قیمت جلب شده است. برای بسیاری از خانواده ها، دلار یک کالای سرمایه گذاری نیست. عدد آن به نشانه ای برای پیش بینی قیمت خوراک، دارو، مسکن، لوازم خانگی و هزینه آینده فرزندان تبدیل شده است.
زمانی که درآمد ثابت می ماند، اما قیمت ها پی در پی تغییر می کنند، فرد ممکن است احساس کند میان میزان تلاش و نتیجه زندگی او ارتباطی وجود ندارد. حقوق دریافت می شود، اما پیش از آنکه فرصتی برای برنامه ریزی ایجاد کند، بخشی از قدرت خرید خود را از دست داده است.
این تجربه اگر تکرار شود، می تواند زمینه درماندگی اقتصادی را ایجاد کند. فرد دیگر نمی پرسد چگونه پس انداز کنم، بلکه به این نتیجه می رسد که پس انداز کردن فایده ای ندارد.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
اضطراب اقتصادی فقط نگرانی درباره پول نیست. این اضطراب می تواند خواب، روابط خانوادگی، تصمیم گیری و تحمل افراد را تحت تاثیر قرار دهد. والدینی که توان تامین نیازهای خانواده را ندارند، ممکن است احساس شرمندگی یا شکست کنند. اختلاف میان زوج ها نیز ممکن است بر سر خریدهایی شکل بگیرد که هر دو طرف می دانند ضروری است، اما پول کافی برای آنها وجود ندارد.
بررسی مداوم قیمت ارز نیز ذهن را در وضعیت هشدار نگه می دارد. فرد تصور می کند اگر چند ساعت از بازار غافل شود، فرصت نجات دارایی خود را از دست می دهد. نتیجه می تواند خرید هیجانی، فروش عجولانه یا تصمیمی باشد که از ترس ساخته شده است، نه از محاسبه.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
درخواست از مردم برای آرام ماندن، بدون ایجاد ثبات و ارائه اطلاعات قابل اعتماد، پاسخ کافی به اضطراب اقتصادی نیست. مسئولان باید اثر تصمیم های ارزی را بر زندگی روزانه مردم توضیح دهند. برنامه ها باید زمان بندی، شاخص سنجش و گزارش نتیجه داشته باشند. وعده های کلی، هنگامی که مردم هر روز عدد متفاوتی می بینند، احساس کنترل را باز نمی گرداند.
فشار مدیران برای کنترل بازار قابل انکار نیست. اما این فشار نباید به تناقض در اطلاع رسانی یا کوچک شمردن نگرانی مردم منجر شود. پذیرفتن واقعیت فشار اقتصادی، نخستین گام برای بازسازی اعتماد است.
راهکار برای مردم
قیمت ها را در زمان های محدود و از منابع مشخص بررسی کنید. دنبال کردن لحظه ای بازار معمولا اطلاعات مفید بیشتری ایجاد نمی کند، اما اضطراب را افزایش می دهد. پیش از هر تصمیم مالی، میان نیاز فوری، حفظ ارزش دارایی و واکنش ناشی از ترس تفاوت بگذارید. تصمیم بزرگ را بر اساس یک تیتر یا یک روز نوسان نگیرید.
اگر نگرانی مالی باعث بی خوابی، حملات اضطرابی، پرخاشگری یا اختلال جدی در کار و روابط شده است، کمک گرفتن از روانشناس نشانه ضعف نیست.
تلنگر روانشناختی
وقتی انسان احساس کند هر اندازه بیشتر می دود، از نیازهای اولیه خود دورتر می شود، گرانی فقط سفره را کوچک نمی کند؛ امید به نتیجه دادن تلاش را نیز فرسوده می کند .

خبر دوم / لغو مجوز شعبه بانک ملت در ترکیه؛ ترس از بسته شدن یک مسیر دیگر
خبرهای بانکی برای مردم فقط درباره یک شعبه نیستند؛ آنها می توانند این نگرانی را ایجاد کنند که راه های اقتصادی یکی پس از دیگری محدود می شوند
نهاد ناظر بانکی ترکیه مجوز فعالیت شعبه استانبول بانک ملت ایران را لغو کرده است. این تصمیم بر اساس یکی از مقررات بانکی ترکیه اتخاذ شده است. در اطلاعیه رسمی، فشارهای آمریکا علت مستقیم تصمیم معرفی نشده، هرچند این اتفاق هم زمان با افزایش فشارهای اقتصادی علیه ایران رخ داده است. این خبر برای همه مردم اثر مالی مستقیم ندارد. با این حال، برداشت روانی جامعه می تواند از خود واقعه گسترده تر باشد.
ذهن نگران ممکن است لغو مجوز یک شعبه را به بسته شدن تمام مسیرهای انتقال پول، دشوارتر شدن تجارت و افزایش دوباره قیمت ارز تعمیم دهد. این همان نقطه ای است که کمبود اطلاعات، زمینه رشد شایعه را فراهم می کند.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
اخبار محدودیت های بانکی احساس محاصره و کاهش اختیار را تقویت می کنند. مردم ممکن است تصور کنند تصمیم هایی که در خارج از کشور گرفته می شوند، بدون آنکه کنترلی بر آنها داشته باشند، مستقیما بر آینده مالی شان اثر می گذارند.
اگر این تجربه بارها تکرار شود، نگرانی می تواند به درماندگی تبدیل شود. فرد به این نتیجه می رسد هیچ تصمیم شخصی نمی تواند از او در برابر تغییرات بزرگ اقتصادی محافظت کند.
گروه دیگری از مردم ممکن است به کرختی هیجانی برسند. واکنش آنها دیگر ترس یا عصبانیت آشکار نیست. خبر را می خوانند و می گویند یکی دیگر هم بسته شد. این بی تفاوتی ظاهری لزوما نشانه سازگاری سالم نیست؛ گاهی علامت خستگی روانی است.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
لازم است ابعاد تصمیم ترکیه به صورت روشن توضیح داده شود. مردم باید بدانند این تصمیم دقیقا چه خدماتی را متوقف می کند، چه کسانی تحت تاثیر قرار می گیرند و چه مسیرهای جایگزینی وجود دارد.
ابهام، مردم را به سوی کانال های ناشناس و روایت های اغراق آمیز سوق می دهد. اطلاع رسانی سریع و دقیق می تواند فاصله میان یک تصمیم بانکی و تصور فروپاشی تمام ارتباطات مالی را کاهش دهد.
مسئولان نباید نگرانی مردم را با برچسب شایعه یا هیجان نادیده بگیرند. بخشی از شایعه پذیری، نتیجه خلا اطلاعات قابل اعتماد است.
راهکار برای مردم
لغو مجوز یک شعبه را به معنای توقف تمام خدمات بانکی یا از بین رفتن دارایی ها تلقی نکنید. دامنه واقعی تصمیم را از اطلاعیه های رسمی و منابع معتبر بررسی کنید. اگر انتقال مالی یا فعالیت تجاری مشخصی دارید، به جای تصمیم گیری بر اساس شبکه های اجتماعی، وضعیت حساب و خدمات مورد نیاز را مستقیما از بانک یا نهاد مسئول پیگیری کنید.
از بازنشر پیام هایی که درباره مسدود شدن حساب ها یا توقف کامل مبادلات ادعاهای بدون منبع دارند، خودداری کنید.
تلنگر روانشناختی
ابهام فقط جای اطلاعات را خالی نمی گذارد؛ ذهن مضطرب آن جای خالی را با بدترین سناریوی ممکن پر می کند.

خبر سوم / حضور و غیاب دانش آموزان میناب؛ کلاسی که نام ها در آن خوانده شد اما کودکان پاسخ ندادند
وقتی نام یک کودک خوانده می شود و دیگر صدایی برای اعلام حضور وجود ندارد، یک جامعه فقط خبر مرگ را نمی شنود؛ امنیت مدرسه را نیز از دست رفته می بیند.
پرویز پرستویی در مراسمی، نام دانش آموزان جان باخته میناب را یک به یک خواند و حاضران به جای آنان اعلام حضور کردند. انتشار تصاویر این حضور و غیاب نمادین، بار دیگر سوگ کودکان میناب را در فضای عمومی زنده کرده است.
حضور یک هنرمند شناخته شده باعث شد این سوگ از محدوده خانواده های آسیب دیده فراتر برود و به تجربه ای جمعی تبدیل شود. برای والدین، تصویر کلاس و نام دانش آموزان می تواند این پرسش دردناک را فعال کند که آیا فرزند من در مدرسه امن است؟ برای کودکان نیز دیدن مکرر تصاویر اندوه و مرگ همسالان ممکن است ترس از مدرسه، جدایی از والدین یا نگرانی از آینده را افزایش دهد.
چرا گروه روانشناسی رکنا به این خبر می پردازد؟
مرگ کودکان یکی از سنگین ترین محرک های سوگ جمعی است. حتی کسانی که ارتباط مستقیمی با حادثه ندارند، ممکن است اندوه، خشم، عذاب وجدان یا ترس شدیدی تجربه کنند.
با این حال، تکرار تصاویر دردناک می تواند نتیجه دیگری نیز داشته باشد. برخی مخاطبان پس از مواجهه مداوم با خبرهای مرگ و خشونت، دیگر واکنش آشکاری نشان نمی دهند. آنها ممکن است بدون مکث از کنار تصویر عبور کنند.
این وضعیت را نباید بی رحمی مردم دانست. کرختی هیجانی می تواند سازوکار موقت ذهن برای کاهش درد باشد. خطر زمانی ایجاد می شود که این بی حسی به روابط خانوادگی، همدلی اجتماعی و توان تجربه شادی نیز سرایت کند.
پیام گروه روانشناسی رکنا به مسئولان
خانواده های داغدار فقط به مراسم یادبود نیاز ندارند. حمایت روانی باید پیوسته، تخصصی و در دسترس باشد. کودکان بازمانده، همکلاسی ها، معلمان و والدین نیز ممکن است به خدمات روانشناختی نیاز داشته باشند.
مسئولان آموزش و سلامت باید برنامه مشخصی برای غربالگری نشانه های اضطراب، سوگ پیچیده و ترس از مدرسه ارائه کنند. این حمایت نباید به روزهای نخست حادثه محدود شود.
رسانه ها و برگزارکنندگان مراسم نیز باید کرامت خانواده ها را حفظ کنند. نمایش سوگ نباید به بازتولید مداوم صحنه های آسیب زا یا استفاده هیجانی از اندوه کودکان تبدیل شود.
راهکار برای خانواده ها
کودکان را مجبور به دیدن تصاویر حادثه نکنید. اگر کودک درباره موضوع پرسید، متناسب با سن او، کوتاه و صادقانه پاسخ دهید. نگویید هیچ اتفاقی نمی افتد. به جای آن توضیح دهید بزرگسالان مسئول مراقبت هستند و خانواده برای حفظ امنیت او برنامه دارد.
تغییر خواب، کابوس، چسبیدن شدید به والدین، ترس از مدرسه، سکوت غیرعادی یا بازی های تکراری درباره مرگ را جدی بگیرید. ماندگاری یا شدت این نشانه ها نیازمند ارزیابی متخصص کودک است.
تلنگر روانشناختی
جامعه ای که برای کودکانش سوگواری می کند هنوز زنده است؛ خطر زمانی آغاز می شود که تکرار فقدان، توان سوگواری و همدلی را نیز از آن بگیرد.
حرف آخر گروه روانشناسی رکنا
سه خبر امروز، سه شکل متفاوت از فشار روانی را نشان می دهند. دلار ۲۲۸ هزار تومانی می تواند احساس بی اثر شدن کار و پس انداز را تقویت کند. لغو مجوز شعبه بانک ملت در ترکیه، نگرانی از بسته شدن مسیرهای مالی و کاهش کنترل بر آینده را افزایش می دهد. حضور و غیاب دانش آموزان میناب نیز جامعه را با سوگ کودکانی روبرو می کند که جای خالی آنان، احساس امنیت خانواده ها را هدف قرار می دهد.
این فشارها ممکن است ابتدا با اضطراب و خشم ظاهر شوند اما تداوم آنها می تواند به درماندگی آموخته شده برسد؛ جایی که فرد احساس می کند هیچ اقدام او نتیجه ندارد.
مرحله نگران کننده تر، کرختی هیجانی است. مردم دیگر از خبر تازه شگفت زده نمی شوند. واکنش نشان نمی دهند و از کنار آن عبور می کنند. این سکوت همیشه نشانه آرامش نیست؛ ممکن است نشانه روانی باشد که برای ادامه دادن، بخشی از احساس خود را خاموش کرده است.
مطالبه گروه روانشناسی رکنا از مسئولان روشن است: سلامت روان مردم باید بخشی از تصمیم گیری اقتصادی، مدیریت روابط بانکی، آموزش و رسیدگی به حوادث باشد.
اطلاع رسانی دقیق، ایجاد شرایط قابل پیش بینی، حمایت از خانواده های آسیب دیده و دسترسی به خدمات روانشناختی اقدامات جانبی نیستند. این اقدامات بخشی از مدیریت بحران هستند.
مردم نیز نباید برای تحمل بی پایان فشار تشویق شوند. کاهش توجه به خبر، کمک گرفتن از افراد قابل اعتماد، پرهیز از تصمیم های هیجانی و مراجعه به متخصص در صورت اختلال جدی، راه هایی برای حفظ توان روانی هستند.
ضربه آخر
خطر فقط زمانی نیست که مردم از هر خبر می ترسند؛ گاهی خطر از جایی آغاز می شود که دیگر توان ترسیدن، واکنش نشان دادن و امید داشتن هم ندارند.
این ستون آثار احتمالی اخبار بر روان و رفتار اجتماعی را بررسی می کند و به معنای تشخیص بالینی وضعیت افراد یا کل جامعه نیست.
-
فیلم / پدری که فقط 33 کیلوگرم اسکلت بود بابک جهانبخش پرده برداشت
ارسال نظر