همیشه حال او را میپرسید؛ اما حال شما چه؟ / هشدار روانشناسی درباره «کار عاطفی» در زندگی مشترک
رکنا: چه کسی در رابطه شما زودتر متوجه دلخوری می شود، سر صحبت را باز می کند و برای شنیدن نگرانی های دیگری وقت می گذارد؟ این توجه های روزمره، بخشی از «کار عاطفی» رابطه اند؛ موضوعی که پژوهشی تازه، ارتباط آن را با رضایت زوج ها و کیفیت زندگی جنسی بررسی کرده است. اما یافته ها یک نکته غافلگیر کننده دارند: مراقبت عاطفی بیشتر، لزوما با تعارض کمتر همراه نیست.
به گزارش گروه روانشناسی رکنا، تصور کنید همسرتان به خانه می آید. از لحن سلامش احساس می کنید روز خوبی نداشته است. می پرسید چه اتفاقی افتاده، به حرف هایش گوش می دهید و تلاش می کنید احساس تنهایی نکند. حالا روز دیگری را تصور کنید که خودتان پریشان هستید: آیا برای ناراحتی شما هم جایی وجود دارد؟ این صحنه فرضی، پرسشی را پیش می کشد که ممکن است میان خرید، آشپزی و پرداخت قبض ها گم شود: چه کسی به حال آدم های این خانه رسیدگی می کند؟ در پژوهش های روابط، «کار عاطفی» به رفتارهایی گفته می شود که به حمایت و بهتر شدن حال عاطفی شریک کمک می کنند. پژوهشی دیگر، سه وجه آن را حمایت عاطفی، گفت و گوی صمیمانه و همراهی حمایتگرانه و محبت آمیز معرفی کرده است. همان مطالعه نشان می دهد برداشت فرد از مراقبتی که انجام می دهد، لزوما با برداشت شریکش یکسان نیست.
وقتی مراقبت از رابطه هم به یک کار تبدیل می شود
فرانسیسکا موریرا و اینس تاوارس در پژوهشی روی ۱۴۹ زوج پرتغالی بررسی کردند میزان کار عاطفی دو نفر و شباهت یا تفاوت آن، چه ارتباطی با رابطه دارد. مقاله در ۲۷ اوت ۲۰۲۶ در مجله The Journal of Sex Research منتشر شد. وقتی هر دو شریک کار عاطفی بیشتری گزارش می کردند، رضایت رابطه و میل جنسی بیشتر و پریشانی جنسی کمتر بود؛ با این حال، تعارض رابطه نیز بیشتر گزارش می شد. شواهدی هم به نفع مزیت تطابق دقیق میزان کار عاطفی دو نفر پیدا نشد. این ارتباط ها، علت و معلول را ثابت نمی کنند و نتیجه نمی دهند که تعارض بیشتر مفید است.

وقتی شما حال خوبی ندارید، چه اتفاقی می افتد؟
تلنگر روانشناسی دکتر مریم سامانی - روانشناس بالینی و استاد دانشگاه
برای فکر کردن به رابطه خود، لحظه ای تعداد کارهایی را که انجام می دهید کنار بگذارید و این سوال را مطرح کنید:
آیا در این رابطه، من هم می توانم کسی باشم که نیاز به شنیده شدن دارد؟ اگر همیشه آماده شنیدن هستید، آیا می توانید بگویید امروز توان ندارم؟ اگر ناراحت شوید، آیا درباره ناراحتی شما گفت و گو می شود یا خیلی زود دوباره مسئول آرام کردن دیگری می شوید؟ این پرسش ها ابزار تشخیص نیستند؛ دعوتی هستند برای دیدن سهم هر دو نفر در مراقبت. ممکن است کسی صادقانه تصور کند حمایتگر است، اما هنوز نداند شریکش چه نوع حمایتی می خواهد.
از یک درخواست روشن شروع کنید
به جای جمله کلی تو هیچوقت من را نمی فهمی، می توانید تجربه و نیازتان را مشخص کنید:
ـ وقتی از روز سخت خودم حرف می زنم و بحث زود عوض می شود، احساس می کنم حرفم شنیده نشده. می خواهم چند دقیقه فقط به من گوش بدهی؛ فعلا راه حل نمی خواهم.
هدف، برابر کردن حساب هر دقیقه توجه نیست؛ فراهم کردن جایی برای نیازهای هر دو نفر است.
اگر همیشه شما حال رابطه را می پرسید، یک بار هم بپرسید: حال من در این رابطه چطور است؟
-
فیلم / فاجعه در خلیج فارس؛ سواحل قشم زیر پای لکههای نفتی جان میدهد/ چرا دیگر کسی به داد سواحل قشم نمی رسد؟
ارسال نظر