قتل باورنکردنی در پل سوم بلوار ابوذر تهران

بامداد پنجشنبه هشتم مهرماه به قاضی محمدتقی شعبانی، بازپرس جنایی خبر رسید که 2‌جوان در پل سوم بلوار ابوذر تهران با یکدیگر درگیر شده و یکی از آنها با ضربات چاقو دیگری را زخمی کرده و باعث مرگ وی شده است.

به گزارش رکنا، با حضور بازپرس جنایی پایتخت و کارآگاهان آگاهی در محل حادثه معلوم شد که مقتول متولد سال69 بوده که در جریان این درگیری با اصابت 3ضربه چاقو به بدنش زخمی شده و برای درمان به بیمارستان انتقال یافته ولی در نهایت به‌دلیل شدت جراحات جانش را از دست داده است.

قاتل آشنا

تیم جنایی در گام نخست به تحقیق از شاهدان درگیری مرگبار پرداخت و مشخص شد که عامل جنایت متولد سال 76و از دوستان مقتول بوده است. متهم و مقتول هر دو کارگر یک نانوایی در همان محدوده بلوار ابوذر و از مدت‌ها قبل با یکدیگر دچار اختلاف شده بودند. عامل جنایت در همان صحنه جرم درحالی‌که قصد فرار داشت، از سوی اهالی محل و شاهدان درگیری دستگیر شده بود که تحویل پلیس و بازداشت شد. متهم به قتل وقتی تحت بازجویی قرار گرفت به قتل دوستش اقرار کرد و انگیزه‌اش را اختلاف مالی دانست. وی گفت: من و مقتول با یکدیگر دوست و همکار بودیم. هر دو در یک نانوایی کارمی کردیم و رابطه صمیمانه‌ای داشتیم تا اینکه چند وقت قبل دوستم درخواست پول کرد و من هم برای اینکه به او کمکی کرده باشم یک میلیون تومان به او قرض دادم. قرار شد ظرف یک هفته که حقوقش را گرفت قرضش را برگرداند اما بدقولی کرد.

وی ادامه داد: وقتی به او درباره بدهی‌اش گفتم و اینکه نیاز به پول دارم، وی پاسخ داد که به این زودی نمی‌تواند پولم را برگرداند. همین باعث شد تا به‌شدت از دست او عصبانی شوم. به او گفتم باید سر قولش بماند و پولم را برگرداند اما او گوشش به حرف‌های من بدهکار نبود. تا اینکه روز حادثه به سراغش رفتم. باز هم ماجرای طلبم را پیش کشیدم و او همچنان می‌گفت نمی‌تواند قرضش را برگرداند. با یکدیگر مشاجره کردیم و من برای اینکه او را بترسانم چند ضربه چاقو به سمتش پرتاب کردم. قصدم کشتن او نبود و هنوز هم باورم نمی‌شود که بر سر این مسئله پیش پا افتاده دوستم جانش را از دست داده است.

هدفم این بود که او را بترسانم و زهر چشم بگیرم اما او به‌دلیل شدت جراحات فوت شد و من تبدیل به قاتل شدم. متهم گفت: بعد از قتل قصد فرار داشتم و چاقوی خون آلود را داخل کانال آب انداختم اما شاهدان و اهالی محل به تعقیبم پرداختند و مانع فرارم شدند. حالا که دستگیر شده‌ام به‌شدت پشیمانم و عذاب وجدان دارم و مدام خودم را سرزنش می‌کنم که چرا با چاقو به سراغ دوستم رفتم و نتوانستم خشمم را در آن لحظه کنترل کنم. متهم به قتل پس از اقرار به جنایت با دستور بازپرس جنایی تهران بازداشت شده و برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفته است.

آیا این خبر مفید بود؟