راز طلای پنهانی که عشق یک زن را ثابت کرد!

به گزارش رکنا، مثل خروس جنگی می مانند، یک لقمه نان حلال و سلامتی خدا داده، بنشینید و زندگی کنید.مشکل برادر شوهرم و جاری ام این است برای خودشان زندگی نمی کنند.آدم باید هر چه هست ،باشد و با ادا و اطوار و چشم و هم چشمی کار پیش نمی رود.

زن دست جاری اش را گرفت و گفت : هم شما گوش کن و هم شوهرت.خدا به من و همسرم بچه ای داد. همین دخترم.همسرم قبل از این که بیمارستان بروم خیلی نگران بود . می گفت دستش خالی است و باید فکر یک هدیه آبرومند باشد.

صدایش زدم و گفتم من قبل از ازدواج مان یک زنجیر و توگردنی طلا خریده ام.اصلا نگران نباش.بچه ام که دنیا آمد شوهرم با اعتماد به نفس ،دسته گل و هدیه اش را آورد.

۵ سال از این ماجرا می گذرد . چند ماه قبل اصرار داشت پولی دستش آمده و می خواهد طلایم را عوض کنم. بالاخره واقعیت را گفتم و این که نگاه مهربان و قلب عاشقش بزرگترین هدیه خدا به من است ، دست هایش که برای زندگی مان زحمت می کشند بوسیدم.

فقط گفت عاشقتم ، تو بهترین زن دنیایی. هدیه ای که آن موقع می خواستم بگیرم الان گرفتم.یک سری مسائل زندگی به کسی چه ارتباطی دارد . وجود نازنین شوهرم دنیا دنیا برایم می ارزد.حالا شما به خاطر دیگران توی سر و کله هم بزنید و زندگی قشنگ تان را زهر مار کنید.

 غلامرضا تدینی راد

درباره این خبر سوالی دارید؟ در نظرات از رکنا بپرسید. پایان خبر / رکنا / کدخبر 1259401
  • فیلم صحنه انتقال اجساد 4 عضو خانواده قربانیان قتل عام در برج 4 هرمزان شهرک غرب تهران / داماد خانواده حتی نظافتچی را به رگبار بست