پزشک زیبایی از وقتی خانم مهندس تهرانی را در مطب دید عقل از سرش پرید و زن و زندگی اش را باخت +عکس

به گزارش گروه حوادث رکنا، سالها قبل ساناز و آرش که پزشک زیبایی بود با هم ازدواج کردند. ساناز که مربی اسب سواری بود و زندگی آرامی داشت و یک دختر ثروتمند بود با آرش که مرد شیک پوش و پولداری بود  زندگی خوبی را شروع کردند.
همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه پس از چند سال زندگی آرام ، ساناز متوجه رفتارهای عجیب شوهرش شد و پس از مدتی پی برد آرش با یک خانم مهندس که برای جراحی بینی به مطب همسرش مراجعه کرده آشنا شده و با هم ارتباط پنهانی دارند.
ساناز مدتی سکوت کرد و سعی داشت همسرش را به زندگی بازگرداند اما بی فایده بود آرش روز به روز رفتارش تغییر کرده و کمتر به خانه خودش می رفت و ساناز وقتی به خودش آمد متوجه شد هووی جوان همه اموال شوهرش را بالا کشیده و شوهرش دیگر کاری به زندگی با ساناز ندارد.
زن جوان که مربی اسب سواری است بارها به شوهرش زنگ زد تا به زندگی بازگردد اما بی فایده بود و این در حالی بود که آرش از ساناز خواست تا به دادگاه بیاید و طلاقش دهد اما ساناز نمی خواست زندگی اش را خراب کند و زن جوان آرامش زندگی اش را از بین ببرد.


سرقت میلیاردی از خانه مربی اسب سواری


ساناز در خانه بود که در خانه باز شد و آرش که پزشک زیبایی است وارد خانه شد اما در خانه را پشت سرش نبست و پس از چند لحظه خانم مهندس که هووی ساناز شده بود وارد خانه شد و بدون هیچ مقدمه ای آرش و خانم مهندس به جان ساناز افتادند و با تهدید چاقو اقدام به بستن دست وپاهای مربی اسب سواری کرده و سپس طلا، پول دلار و سکه هایی که داخل خانه بود را سرقت کرده و پا به فرار گذاشتند.
ساناز با هر تلاشی بود توانست با خواهرش تماس بگیرد و درخواست کمک کند، که خواهر ساناز وقتی به خانه آمد مربی اسب سواری را که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود به بیمارستان منتقل کرد و ساناز پس ازچندساعت درمان در بیمارستان پا در دادسرای ویژه سرقت گذاشت و از سرقت 3 میلیاردی طلاها، دلار، پول و سکه هایش از سوی شوهر و هوویش خبر داد.


دستگیری پزشک زیبایی


آرش و خانم مهندس مدتی پنهان شده بودند و پزشک زیبایی به بهانه سفر به خارج از کشور مطب خود را تعطیل کرده بود و هیچ کسی اطلاعی از آنها نداشت تا اینکه چند روز قبل ساناز سوار بر خودروی هیوندایش نزدیک به محل اسب سواری اش در اطراف تهران بودکه  آرش و خانم مهندس جلوی راهش را گرفتند و مانع حرکت ساناز شدند.
آرش شروع به تهدید کرد و از ساناز خواست که به دادگاه برود و طلاقش دهد و شکایتش را هم پس بگیرد که ساناز عنوان کرد طلاهایم را سرقت کردید و کتکم زدید به همین خاطر شکایتم را پس نمی گیرم.
همین کافی بود تا بین آرش و ساناز و خانم مهندس درگیری صورت گیرد که در این صحنه خانم مهندس اسید باطری خودرو را که داخل یک ظرف ریخته بود روی خودروی هیوندا ریخت و باعث خسارت به خودروی ساناز شد و در ادامه آرش و زن جوان تصمیم به فرار گرفتند که اهالی محل با مشاهده این صحنه و درخواست کمک ساناز که مربی اسب سواری است به کمک وی رفته و مانع فرار آنها شدند و پلیس با حضور در محل این زوج جوان را دستگیر کرد.
آرش پس از دستگیری گفت: من خیلی زود عاشق خانم مهندس شدم و می خواستم از ساناز طلاق بگیرم اما او مخالفت می کرد و این درحالی بود که ما می خواستیم زندگی مان را شروع کنیم به همین خاطر ابتدا با نقشه سرقت به خانه ساناز رفتیم تا او را تهدید کنیم که راضی به جدایی شود.
خانم مهندس نیز در ادامه گفت: وقتی سرقت کردیم و دیدیم ساناز حاضر به طلاق نیست و متوجه شدیم که از ما شکایت کرده برای اینکه از او زهرچشم بگیرم و از ما بترسد و حاضر به طلاق و پس گرفتن شکایتش شود روی خودرویش اسید ریختم که فکر کند در مرحله بعدی روی او اسید پاشی می کنیم که دستگیر شدیم.
بنابر این گزارش، پزشک زیبایی و خانم مهندس برای تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران پلیس تهران قرار گرفته اند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟