حجم ویدیو: 42.99M | مدت زمان ویدیو: 00:05:51

به گزارش رکنا، گوشه‌ای با تنهایی خودش خلوت کرده و سر بر شانه تنهایی خودش گذاشته بود و آهسته گریه می‌کرد، ۱۸ روز بود که از بیماران کرونایی شهر پرستاری می‌کرد اما لحظه ای سخت و جان‌گدازی نیز خلق شد که کسی مرهمش نبود و دلداریش نمی‌داد.

کمی بعد از اذان مغرب و عشا شامگاه پنجشنبه بود که باحالتی رنجور و گام‌های لرزان به سمت درب خروجی بیمارستان حرکت کرد و دقایقی خبری ازش نشد، مدتی بعد دیدم در گوشه‌ای تنها چشم بر زمین دوخته و شانه‌هایش مدام بهم می‌لرزد.

آذرماه سال گذشته جشن عروسیش را برگزار کرد و شش ماه پیش خبر پدر شدنش را شنید، فرزندان دوقلویی که بلای کرونا نگذاشت هرگز روی پدرشان را ببینند.

شامگاه پنجشنبه خبر جانسوزی در مغز استخوانش زبانه کشید، همسر باردارش که مبتلا به کرونا است و فرزند شش‌ماهه‌اش در همان بیمارستانی که مشغول خدمت به بیماران کرونایی بود، ناگهان پر کشیدند و بدون خداحافظی رفتند اما مردان خدا یاد گرفته‌اند که در مصاف دشمن ناشناخته ایستاده باید مرد و لب بر شکوه باز نکرد.

پیشتر وقتی همسرش به دلیل ابتلا به کرونا در بیمارستان بستری می شود خودش هم به جمع طلبه های جهادی می پیوند و مشغول خدمت به بیماران این ویروس خطرناک می شود اما تلاش برای نجات جان همسر و فرزندانش بی نتیجه می ماند و این طلبه تنهاتر از قبل می شود.

این‌ها حرف‌های یکی از دوستان وی است، که چند سکانس کوتاه از لحظات سختی که بر جهادگر حجت‌الاسلام محمد مداح در بیمارستان فرقانی قم گذشته است، روایت می‌کند.

می‌گفت مردان خدا بی‌ادعایند، برای کاری که می‌کنند انتظاری از فردی ندارند آن‌ها باکسی معامله کرده‌اند که سررشته امور به دست اوست، محمد مداح یکی از ده ها طلبه جهادی است که این روزها در مراکز درمانی قم در حال رسیدگی و خدمت‌رسانی به بیماران کرونایی هستند.

این عکس از همین طلبه جهادگر است که پس از شنیدن خبر دردناک فوت همسر و فرزندان، برای این که روحیه بقیه مریض‌ها خراب نشود، به گوشه ای در حیاط بیمارستان رفته و در خلوت خود آرام گریه می کند.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

 

 

 

آیا این خبر مفید بود؟