آنها می گفتند تو دختر بی شخصیت و غیر قابل اعتماد هستی و ... .

این حرف ها حالم را بدتر می کرد. البته قبلا هم سرکوفت های پدرو مادرم را زیاد شنیده بودم. از دوران نوجوانی مادرم راه می رفت و مرا با دخترهای هم سن و سال خودم مقایسه می کرد. او دل خوشی از زندگی با پدرم نداشت و هر وقت سر موضوع های الکی دعوای شان می شد دنبال بهانه ای می گشت تا عقده اش را سر من خالی کند. البته من هم بی تقصیر نبودم.

در درگیرهای تکراری و بگومگوهای سریالی پدر و مادرم خودم را قاطی ماجرا می کردم. آنها سر مسایل پیش پا افتاده درگیر می شدند و من گاهی از پدر حمایت می کردم و گاهی حامی مادرم بودم. در هر ۲ صورت اسمم بد در می رفت و پشت هر کدام را می گرفتم دیگری لج می کرد و این طوری بود که خودم را از چشم هردوی شان انداخته بودم.

پدرم که معتقد بود مادرم هیچ گاه او را درک نکرده همیشه گلایه مند بود و مادرم نیز می گفت او هر چه دارد از خانواده زنش دارد و نباید حرفی بزند.

در این گیرو دار من هم سرکوفت می خوردم که چرا مثل دخترهای هم سن خودم نیستم و دچار حس خود کم بینی شده بودم. دوست داشتم در هرکاری خودم را ثابت کنم و چون حال و حوصله نداشتم و کلافه بودم اعصابم خط خطی می شد. حدود یک سال قبل با دختر همسایه مان دوست شدم، هم سن بودیم و برای هم درد و دل می کردیم.

وقتی از اوضاع زندگی ام برایش تعریف کردم با حالتی تمسخر آمیز گفت: تو چقدر خلی دختر که خودت را درگیر مشکلات پدرو و مادرت می کنی ، بی خیال این حرف ها باش و هیچ کدام شان را جدی نگیر.

دوستی با این دختر تغییرات بدی روی من گذاشت و قبح یک سری موضوع ها را شکست. به پیشنهاد او در فضای مجازی با پسری دوست شدم و حالا دیگر ۲ گوش شنوا پیدا کرده بودم تا با مظلوم نمایی ، حرف های دلم و آرزوهای دست نیافتنی ام را برایش بگویم.

پسر جوان هم شنوای حرف هایم بود و فقط تاییدم می کرد. مادر و پدرم فهمیدند در فضای مجازی با این پسر در ارتباط هستم. سخت گیری ها و سرکوفت های شان شروع شد. واقعا عصبی شده بودم و پدرو مادرم مرا بهانه کرده بودند تا سر همدیگر داد بکشند و بگویند اشتباهات اشان نتیجه این ندانم کاری ها است و ... .

یک روز که خسته و کلافه شده بودم از خانه بیرون زدم. چند ساعتی در خیابان ها بی هدف قدم می زدم. دوست داشتم از حال و هوای خانه دور باشم و بس. پدر و مادرم فکر می کردند فرار کرده ام و خیلی دنبالم گشته بودند.

به خانه که بر گشتم دوباره سرو صدا به پا شد. آنها می گفتند چرا بدون اجازه و اطلاع شان بیرون رفته ام.؟.

جواب سربالا دادم و برای همین هم عصبی شده بودند. بالاخره پدرم با معرفی از یکی از دوستان قدیمی اش حاضر شد به مطب آقای دکتر بیاییم. خیلی خوب شد که به مشاوره آمدیم. امیدوارم بتوانیم به همدیگر اعتماد کنیم و مهربان و یکدل باشیم.

دکتر حمید نجات - مشاور خانواده و استاد دانشگاه

دکتر حمید نجات ،روانشناس و مشاور خانواده در این باره می گوید:

در دوران نوجوانی،شخصیت نوجوان در ارتباط با خانواده، گروه همسالان ،جنسیت،شغل،مذهب و ...شکل می گیرد و این ارتباط می تواند نقش مهمی در اثبات شخصیت نوجوان داشته باشد.

وی افزود:روانشناسان از دوران نوجوانی به عنوان یکی از حساس ترین دوره های زندگی یاد می کنند به طوری که فرآیند زندگی آینده فرد را تضمین می کند.

در این ماجرا می بینم خانواده دختر جوان رفتار اشتباهی دارند تا جایی که با توجه به اوضاع متشنج خانه و از سویی دیگر تحقیر و مقایسه نادرست با دیگران بنابر اظهارات خود او ، دچار حس خود کم بینی شده و از پدر و مادرش فاصله می گیرد.

دکتر نجات گفت:شاید برخی از پدرها و مادرها با نیت خیر به مقایسه فرزند خود با دیگران می پردازند اما این کار اشتباهی است چرا که دختر جوان خانواده را به مرحله ای می رساند که با دختر همسایه درد دل کرده ، با پسری ناشناس در فضای مجازی ارتباط برقرار می کند و حاضر به ترک امن ترین مکان زندگی خود برای چند ساعت می شود.

این استاد دانشگاه گفت:فرزندان در سنین نوجوانی و جوانی نیازمند حمایت عاطفی و روانی و ... هستند و خانواده باید مسئولیت خود را در این رابطه به خوبی ایفا کند.

دکتر نجات گفت:این که دختر جوان از خانه بیرون می زند برای پدر و مادر یک هشدار است اما وقتی به خانه باز می گردد و یا قبل از آن ،زمانی که از ارتباط او در فضای مجازی با پسر جوان مطِلع می شوند با سخت گیری و برخوردهای تند نباید کار را از این که هست بدتر کنند چرا که چنین مرحله ای خود می تواند آغاز راهی باشد که در صورت کم توجهی یا بی توجهی نتایج بدتری را در پی داشته باشد.

دکتر نجات گفت:این خانواده اقدام مثبت و درستی برای مشاوره داشتند چرا که مسائل و مشکلات آنها بررسی و راه حل منطقی با مرور مهارت های درست ارائه شد. اما به عنوان نکته پایانی باید به تمام پدران و مادران عزیز بگوییم برای حل اختلاف نظرها ،با آرامش و سعه صدر و استفاده از مهارت های اساسی تصمیم گیری درستی داشته باشید و از همه مهم تر شناسایی و توجه به توانمندی های بالقوه فرزندان خود را در کنار فراهم کردن آرامش در محیط خانه و پرهیز از مقایسه و یا تحقیر فرزندان مدنظر داشته و احساس ارزشمندی را در قبال رفتارهای مثبت جوانان و نوجوانان همراه با بروز و شکوفایی توانمندی های آنان ایجاد کنید. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

آیا این خبر مفید بود؟