جنجالی ترین پرونده های تعرض در ایران / سرنوشت آنها چه شد؟ + عکس
حوادث رکنا : برخی متجاوزان به هر روشی متوسل میشوند تا به اهداف شوم خود برسند؛ گاهی در پوشش مسافربر و گاهی در قالب رابطه عاشقانه. برخی از این افراد، اقدامات خود را به صورت مکرر انجام میدهند و تا زمان دستگیری ادامه میدهند. در برخی موارد، متجاوزان برای پنهان کردن جرم، دست به اقدامات شدیدتری میزنند.
یکی از جنجالیترین پروندهها مربوط به ستایش، دختر ۶ سالهای از ورامین است.
چه اتفاقی برای ستایش افتاد؟
در ۲۲ فروردین سال ۱۳۹۵، زن و مرد افغان از مفقود شدن دخترشان به نام ستایش خبر دادند. تحقیقات پلیس آغاز شد و تمام فضای مجازی پر از تصاویر او شد.
پس از دو روز، پسر همسایه ۱۶ ساله به عنوان عامل این حادثه بازداشت شد. وی در بازجوییها اعتراف کرد که آن روز مشروب مصرف کرده و کنترل خود را از دست داده بوده است. او ستایش را به خانه خود برده و پس از اقدامات جنایی، جان او را گرفت و جسد را از بین برد.
این پرونده جامعه ایران را شوکه کرد و با اعتراف متهم، وی در دادگاه کیفری استان محاکمه شد و به اعدام محکوم شد. با اصرار خانواده ستایش، حکم اجرا و پرونده بسته شد.
این پرونده و نمونههای مشابه، اهمیت آگاهی خانوادهها و مراقبت از کودکان و همچنین پیگیری قانونی جدی برای متجاوزان را نشان میدهد.
تعرض به یک دختر در پارک مرند / دستگیری ۵ متهم
اواخر خرداد ماه، دختری همراه نامزدش با مراجعه به پلیس مرند، از یک حادثه هولناک پرده برداشت. او در شکایتش به ماموران گفت: «ساعتی قبل در یکی از پارکهای شهر بودیم که گروهی از مردان به ما نزدیک شدند. آنها ابتدا نامزدم را مورد ضرب و شتم قرار داده و سپس به من حمله کردند و بعد از اعمال جنایی فرار کردند.»
انتشار خبر در شهر موجی از ناامنی و نگرانی را ایجاد کرد. با حساسیت ویژه موضوع، دادستان شهرستان دستور رسیدگی فوری صادر کرد. کمتر از ۲۴ ساعت بعد، پلیس موفق شد ۵ متهم را در یکی از روستاهای اطراف شهر شناسایی و دستگیر کند.
متهمان پس از بازداشت، به اعمال خود اعتراف کردند و جزئیات حادثه فاش شد. با دستور دادستان، متهمان برای هشدار به دیگران در سطح شهر معرفی شدند.
دادستان مرند اعلام کرده است که این پرونده به صورت ویژه و خارج از نوبت پیگیری خواهد شد تا پاسخ قانونی مناسبی برای این جرم شدید صادر شود.
این حادثه بار دیگر اهمیت مراقبت عمومی، توجه به امنیت فضاهای عمومی و اقدام سریع مراجع قضایی و انتظامی را نشان داد.
![]()
بیجه قاتل سریالی شد
اول مهر سال ۸۳ ماموران پلیس پاکدشت موفق شدند جناییترین معمای ابتدای این دهه را حل کرده و موفق شدند قاتل سریالی خطرناک کودکان را دستگیر کند. محمد بسیجه، معروف به بیجه در اعترافاتی هولناک به قتل ۲۰ کودک و مرد اعتراف کرد. او مدعی شد به دلیل اینکه در ۱۱ سالگی مورد تعرض یکی از آشنایان قرار گرفته، وقتی برای کار به کوره پز خانههای پاکدشت میآید برای انتقام به کودکان تعرض کرده و سپس آنها را به قتل میرسانده است.
این قاتل خطرناک اجساد را در کوره آجرپزی انداخته و خاکستر و باقی مانده قربانیان را در بیابان رها میکرد.
بیجه در روز عاشورای سال ۸۱ اولین قربانی اش را که پسر ۱۰ سالهای بود کشت و جسدش را رها کرد. چند روز بعد هم با خونسردی در مجلس ختم کودک حاضر شد. او بالاخره در ملاءعام به دار مجازات آویخته شد.
اعتراف به قتل دختر 6 ساله
اوایل اردیبهشت سال ۹۷ گم شدن دختر بچه هفت ساله ای به پلیس اعلام شد. ساعتی بعد جسد دختر ۶ ساله در چند کوچه بالاتر از محل زندگی اش در یک گونی کشف شد. پزشک قانونی علت مرگ کودک را خفگی بر اثر چپاندن دستمال در دهان کودک اعلام کردند.
بررسیهای پلیس ماموران را به مرد همسایه رساند که در خانه اش میوه فروشی میکرد. با دستگیری مرد ۴۱ ساله او به قتل دختر ۶ ساله اعتراف کرد و گفت: روز حادثه دختر بچه را به خانه بردم و قصد شوم داشتم. او سر و صدا کرد با مشت در دهانش کوبیدم و در دهانش دستمال گذاشتم که خفه شد بعد هم او را به چند کوچه بالاتر بردم و رها کردم.
با این اعترافات، قاتل سنگدل در ملاءعام اعدام شد.
![]()
مرد رنگرز آتنا را کشت
۲۸ خرداد سال ۹۶ بود که مفقود شدن دختر بچه هفت سالهای در پارس آباد به پلیس اطلاع داده شد. پدر دختر بچه در شکایتش مدعی شد دستفروش است و دخترش آتنا برای کمک همراه او بود، اما دختر بچه که میخواست به خانه برود، در مسیر برگشت گم میشود.
تحقیقات آغاز و تصاویر آتنا در تمام فضای مجازی منتشر شد، اما خبری از او نشد تا اینکه بالاخره چند روز بعد ماموران متوجه شدند احتمالا مرد رنگرز که آتنا در محدوده مغازه او مفقود شده بود، خبری از او دارد. مرد ۴۰ ساله دستگیر شد، اما ادعا کرد که هیچ اطلاعی از آتنا ندارد.
سرانجام چند روز بعد زن اسماعیل با پلیس تماس گرفت و از کشف باقی مانده جسد آتنا در یک بشکه خبر داد. با حضور ماموران او ادعا کرد همسرش تماس گرفته و خواستار از بین بردن بشکه آبی رنگ شده و وقتی او و برادر شوهرش به سراغ بشکه میروند با بوی بد و باقی مانده جسد آتنا روبرو میشوند.
اسماعیل که چارهای جز اعتراف نداشت، مدعی شد دختر بچه برای آب خوردن به مغازه او رفته و او وسوسه شیطان شده بود و بعد هم او را از ترس آبرو به قتل رسانده است.
با این اعترافات او سرانجام در شهریور ماه همان سال به دار مجازات آویخته شد.
عقرب سیاه با فشار رسانه ها اعدام شد
از وقتی اقدامات اخلاقی را شروع کرد در جنوب غرب تهران هیچ زنی آرامش نداشت. شایعه شده بود که خفاش شب برگشته است و هر روز یک زن از راننده پراید به جرم آدم ربایی و تعرش و تهدید به قتل شکایت میکرد.
سال ۸۶ شهرهای حاشیهای تهران مانندرباط کریم، ورامین و اطراف شهرری نا امن شده بود. کمکم برخی زنان جنوب شهر تهران هم به صف شاکیان مردی که به عقرب سیاه شناخته میشد، اضافه شده و روز به روز تعداد شاکیان افزوده میشد.
با ثبت بیش از ۳۰ شکایت سرانجام ماموران پلیس آگاهی تهران عقرب سیاه را دستگیر کردند. صادق پسر جوان در تحقیقات به تعرض اعتراف، اما در دادگاه منکر اتهاماتش شد. متهم به اعدام محکوم، اما یکبار حکمش در دیوان عالی کشور نقض شد. بعد از این اتفاق تعدادی از شاکیان با رسانه ها مصاحبه و ابعاد جدیدی از اقدامات سیاه عقرب سیاه را فاش کردند.
سرانجام با فشار رسانه ها و شاکیان پرونده که بیش از ۳۰ زن بودند، صادق معروف به عقرب سیاه بعد از سه بار محاکمه در شهریور ماه سال ۹۱ در چهارراه نظام آباد تهران به دار مجازات آویخته شد.
ارسال نظر