اختصاصی رکنا؛
متهم پرونده قتل: فقط یک ضربه به دست نوید زدم / دو برادر گفتند قتل را گردن بگیر اما ...
حوادث رکنا، مرد جوانی که پیشتر به قتل نوید در یک درگیری گروهی اعتراف کرده و تا یک قدمی اجرای حکم قصاص پیش رفته بود، در جلسه رسیدگی به جنبه عمومی جرم مدعی شد ضربه مرگبار را وارد نکرده است. او گفت دو برادر که دوستانش بودند از وی خواستهاند مسئولیت قتل را برعهده بگیرد و در مقابل، رضایت اولیای دم را جلب کنند.
به گزارش اختصاصی خبرنگار جنایی رکنا، مرد جوانی که در جریان یک درگیری گروهی متهم به قتل اواسط سال ۱۴۰۲، نوید در حالی که بهشدت مجروح شده بود به بیمارستان انتقال یافت و تحت درمان قرار گرفت. شدت جراحات به حدی بود که او به کما رفت و با وجود تلاش کادر درمان، چند هفته بعد جان باخت. با مرگ نوید، پرونده وارد مرحله جنایی شد و بازپرس ویژه قتل به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی در سردخانه بیمارستان حاضر شدند و تحقیقات درباره مرگ او را آغاز کردند.
در بررسیهای اولیه مشخص شد نوید در جریان یک درگیری گروهی هدف ضربات شمشیر قرار گرفته است. مأموران با انجام تحقیقات محلی، افراد حاضر در نزاع را شناسایی و دستگیر کردند. در این میان دو برادر به همراه دوستشان امیر بازداشت شدند و امیر در تحقیقات اولیه مسئولیت ضربه مرگبار را پذیرفت و گفت به درخواست دو دوستش که با نوید درگیر شده بودند، به محل رفته و به طرفداری از آنها وارد درگیری شده است.
نظریه پزشکی قانونی نیز نشان داد ضربه واردشده به قفسه سینه نوید علت مرگ او بوده است. پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در جلسه دادگاه، اولیای دم درخواست قصاص کردند و امیر نیز در ابتدا اتهام را پذیرفت، اما در ادامه دفاعیاتش روایت متفاوتی ارائه داد. او مدعی شد در جریان درگیری تنها یک ضربه به دست نوید زده و یکی از دو برادر ضربه کاری را با شمشیر وارد کرده است.
امیر گفت پس از حادثه، دو برادر از او خواستهاند قتل را گردن بگیرد و در مقابل وعده دادهاند رضایت اولیای دم را جلب کنند. قضات پس از بررسی ادله و مستندات پرونده، او را به قصاص محکوم کردند، اما امیر بعد از مدتی موفق به جلب رضایت اولیای دم شد و از قصاص نجات پیدا کرد.
گفتوگو با امیر در دادگاه
سوال: ماجرای درگیری با نوید از کجا شروع شد؟
امیر: آن روز همسرم با من قهر کرده بود و از خانه رفته بود. برای همین چیزی برای خوردن نداشتم و از خانه بیرون رفتم تا برای خودم غذا بخرم. همان موقع یکی از دو برادری که از دوستان نزدیک من بودند با من تماس گرفت.
سوال: دوستتان چه گفت؟
امیر: گفت ساعتی قبل با فردی به نام نوید درگیر شدهاند. توضیح داد که ماجرا از چشم در چشم شدن شروع شده و بعد بین آنها درگیری فیزیکی شکل گرفته است.
سوال: چرا دوباره سراغ نوید رفتید؟
امیر: دوستم گفت بعد از اینکه درگیری تمام شده و نوید از محل دور شده، متوجه شدهاند اپلواچ و گوشی یکی از آنها سرقت شده است. به همین خاطر دوباره به من زنگ زدند و خواستند با هم سراغ نوید برویم. من هم قبول کردم.
سوال: شما نوید را از قبل میشناختید؟
امیر: نه. هیچ شناختی از او نداشتم و با او هیچ کینه و اختلافی هم نداشتم. فقط چون دوستم از من خواسته بود به دعوا بروم، به هواخواهی از آنها وارد ماجرا شدم.
سوال: اما در تحقیقات اولیه به وارد کردن ضربه مرگبار با شمشیر اعتراف کردید.
امیر: آن زمان قبول کردم که قتل را من انجام دادهام، اما واقعیت چیز دیگری بود.
سوال: در دادگاه چه چیزی را انکار کردید؟
امیر: من فقط یک ضربه به دست نوید زدم. ضربه کاری که به قفسه سینه او خورد و باعث مرگش شد، کار یکی از همان دو برادر بود.
سوال: پس چرا در تحقیقات اولیه قتل را گردن گرفتید؟
امیر: بعد از حادثه به من گفتند قتل را گردن بگیر. حتی به من وعده پول دادند و گفتند برایم رضایت میگیرند. آن زمان وضعیت مالی خیلی بدی داشتم و زندگی مشترکم با همسرم هم در آستانه فروپاشی بود. به همین دلیل قبول کردم.
سوال: یعنی با علم به اینکه ممکن است به قصاص محکوم شوید، قتل را پذیرفتید؟
امیر: فکر نمیکردم کار به اینجا برسد. آنها قول داده بودند رضایت میگیرند و من هم به حرفشان اعتماد کردم. اما حالا نتیجه این شده که خودم در یک قدمی قصاص قرار گرفتم.
سوال: وقتی حکم قصاص صادر شد چه حسی داشتید؟
امیر: تازه آن موقع فهمیدم چه اشتباهی کردهام. من قتل را انجام نداده بودم، اما چون قبول کرده بودم، حکم قصاص برایم صادر شد.
سوال: چطور از قصاص نجات پیدا کردید؟
امیر: بعد از مدتی توانستم رضایت اولیای دم را جلب کنم. از آنها تشکر میکنم که از قصاص من گذشتند. میدانم هیچ چیزی جای جان نوید را نمیگیرد، اما از این بابت که به خانوادهاش آسیب وارد شده، پشیمانم.
سوال: حالا که از قصاص رهایی پیدا کردهاید، چه درخواستی از دادگاه دارید؟
امیر: من دو فرزند دارم و نمیخواهم آنها بدون پدر بزرگ شوند. از کاری که کردم و از اینکه وارد آن درگیری شدم، بهشدت پشیمانم. از مقامات قضایی میخواهم با توجه به رضایت اولیای دم و شرایط زندگیام، در مجازاتم تخفیف قائل شود.
-
فیلم/ فروش گوشت سگ در قصابی های تهران / فروشندگان اعدام شدند
ارسال نظر