اعتراف تلخ مرد جوان بعد از چند روز زندگی در خانه خانواده

به گزارش رکنا، از همان روز اول زندگی مان اخطار می داد پدر ، مادر و خواهر و برادرش جایگاه ویژه ای دارند...  از شنیدن کلمه« بفهم » حالم بهم می خورد. به خاطر دیگران و دخالت ها و اظهار نظرشان خیلی تحقیر شدم و دندان روی جگر گذاشتم.  هر موقع هم حرف مان می شد مثل بچه ها قهر می کرد خانه مادرش یا برادر و خواهرش می رفت. روز بعد هم با توپ پر بر می گشت و دوباره خط و نشان می کشید.

در میهمانی های خانه پدرم چون پسر یکی از اقوام خواستگارم بوده  ، نمی گذاشت شرکت کنم.بهانه خوبی دستم آمد. در حضورش گوشی تلفنم را بر می داشتم و حرصش را در می آورم. 

بگذریم ، با دخالت اطرافیان کارمان به دعوا کشید و چون دست رویم بلند کرده تصمیم جدایی گرفته ام.  گفت و گو با مرد جوان حاکی از آن بود واقعیتی برایش نمایان شده است. 

می گوید قهر کردم و چند روزی خانه مادرم بود. صدای شان در آمد و پدرم یک سره نق می زد. دو سه روزی خانه خواهرم بودم‌، بعد خانه برادرم رفتم و دست آخر فهمیدم هرکسی دنبال زندگی خودش است . من مانده ام و اسمی که با اشتباهاتم سر زبان فامیل انداخته ام.

فهمیدم بعد ازدواج تنها مونس و همدم ، همسرم است. شریک نداری ها، غصه ها، بدهکاری ها ، غم ها و شادی هایم،  فقط زنی است که سرم درد می گرفت برایم گریه می کرد. 

با احترام به همه اطرافیان و خانواده ، فهمیدم هارت و پورت زیاد است، تکرار می کنم همه سرخانه و زندگی و خوشی های خودشان هستند.

من از همسرم معذرت می خواهم.

غلامرضا تدینی راد 

پایان خبر / رکنا / کدخبر 1252869
  • فیلم تلخ سمیرا کاکاوند قبل از مرگ در جشن عروسی